دار و ندار با مضموني اجتماعي به مسئله فاصله طبقاتي در جامعه و مناسبات طبقاتي مختلف جامعه در مورد عيد نوروز ميپردازد.
تا کنون حضور بازیگرانی چون فتحعلي اويسي، مرجانه گلچين، نگار فروزنده، رضا رويگري، سام درخشاني، سحر ولدبيگي، بيتا بادران، يوسف تيموري، فرهاد بشارتي، رضا توكلي، نفيسه روشن، رامين راستاد، مجيد ياسر، ماشالله شاهمرادي و بهنوش بختياري قطعی شده است.
تهیه کننده این سریال سید امیر پروین حسینی است و این سریال برای پخش در نوروز از شبکه تهران آماده می شود.
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 19:2 نویسنده:گل جوان
این روزها یک فیلم متفاوت دیگر هم در سینما ها در حال اکران است. فیلم کتاب قانون که پس از دو سال توقیف به سینما آمده است، یکی از بهترین گزینه ها برای سینما رفتن در این روزها ست. فیلمی با حال و هوای سیاسی، کمدی، مذهبی، رمانتیک و غیره ... اثر مازیار میری، آن چنان با استقبال رو به رو شده که جمعی از آقایان و آقا زاده های شان هم به تماشای آن نشستند و بعد از رسیدن به خانه ، نشسته اند و نقدی هم بر فیلم نوشته اند که در ادامه بخشهایی از این نقدها را می خوانید:
علی مطهری: {فیلم کتاب قانون} يك كار هنري ابداعي و ابتكاري است و جامعه ما نياز بسيار به اين گونه تلاش ها دارد. البته نمايش اين فيلم براي غيرايرانيها ممكن است درست نباشد، زيرا آنها تنها با نيمي از چهره واقعي ايران آشنا ميشوند و نيم ديگر زيباي آن پنهان ميماند.
حداد عادل: فيلم «کتاب قانون» عيب هاي اساسي دارد. مهمترين عيب اين فيلم سياه ديدن يک طرف و سفيد ديدن طرف ديگر است. در اين فيلم قصد تهيهکننده آن بوده که به اسلام خدمت کند.
از آن طرف قضیه هم فرزند وزیر ارشاد سابق(سجاد صفار هرندی) نیز دست به قلم شده و از کتاب قانون چنین می نویسد: به نظرم این فیلم حتی ارزش توقیف شدن هم نداشت و این آن چیزی است که از فیلمی مثل سنتوری متمایزش می کند. واقعیت این است که من حتی بر خلاف آقای دکتر حداد عادل مسأله را در زیادی بد نشان دادن ایرانیان و عمومیت بخشی به آن نمی دانم. اتفاقاً اگر دقت کنید فیلم از دو ایرانی چهره مثبتی ارائه کرده یا حداقل چهره منفی ترسیم نکرده است.

علی وزینی
تاريخ : شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸
Keywords:
About Book Law By Ali Vazini
[ از طنزهای من چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:13 نویسنده:گل جوان
پايان فيلمبرداری تله فيلم «راه » در ملاير
عکس بهناز جعفری در این تله فیلم
پايان فيلمبرداری تله فيلم «راه » در ملاير
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در همدان، فريد رشيديانی دستيار دوم كارگردان از پايان تصويربرداری فيلم تلويزيونی «راه» به كارگردانی كاوه سجادی حسينی كه در شهرستان ملاير همدان آغاز شده بود در روز ظهر جمعه خبر داد.
بابك حميديان و بهناز جعفری، شخصيتهای اصلی داستان هستند و تلهفيلم «راه» فضايی جادهای دارد و درباره زن و شوهری است كه برای ادای نذر بايد به حسينيهای در يك روستا بروند و در مسير راه با اتفاقاتی مواجه میشوند.
نويسندگان فيلمنامه هومان فاضل، كاوه سجادی حسينی، كارگردان، كاوه سجادی حسينی، تهيهكننده، عليرضا سبط احمدی، مدير تصويربرداری، مرتضی پورصمدی، صدابردار، محمد صالحی، طراح صحنه و لباس، محمدهادی فدوی هستند.
ديگر عوامل اجرايی اين تله فيلم عبارتند از: طراح گريم، فاطمه سنجرانی، مدير توليد، محمود محمد طائمه، موسيقی، مانی جعفرزاده، دستيار اول كارگردان و برنامهريز، چاوش هنرآموز، دستيار دوم كارگردان، فريد رشيديانی، عكاس، رضا عباسی.
يادآور میشود كه اين تله فيلم قرار است در محرم 88 از شبكه يك سيما پخش شود.
منبع: خبرگزاری ایکنا

[ از فرهنگ و هنر چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:24 نویسنده:گل جوان
سینما روز _ علی وزینی: آخرین قسمت سریال مسافران امشب ساعت 22:30 از شبکه
سوم سیما با بازی نیکی نصیریان پخش خواهد شد.
به گزارش سینما روز، نیکی نصیریان پیش از این در سریال های «بزنگاه»، «خسته دلان» و «سرزمین کهن» و
فیلم های سینمایی «تهران,طهران»، «لانه»، «بی ستاره» و «باغ قرمز» به ایفای نقش
پرداخته است.
این بازیگر 6 ساله متولد 20 مرداد 1382 در شهر تهران می باشد.
گفت و گوی اختصاصی با کارگردان پورنگ و شادونه و شبح سیاه
درباره سینمای کودک خیال پردازی می کنیم
سینما روز _ علی وزینی: احمد درویش علی پور کارگردان سینمای کودک و برنامه های تلویزیونی زیادی است که از مهمترین آن ها می توان به «شادونه و شبح سیاه»، «فوق برنامه عمو پورنگ»، «باغ شادونه»، «شب بخیر بچه ها»، «آژیر»، «مادرانه» و ... است. فیلم «شادونه و شبح سیاه» وی در بیست و دومین جشنواره فیلم کودک و فیلم رشد مورد توجه و استقبال فراوانی قرار گرفت.
علی پور در خصوص اکران فیلم «شادونه و شبح سیاه» در سینماها گفت هنوز اتفاق خاصی برای فیلم نیافتاده است اما با توجه به رایزنی هایی که انجام داده ایم و تغیرات به وجود آمده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعد از دولت دهم به اکران آن امیدوار شده ایم و یکی از دلایلی که این فیلم از تلویزیون پخش نگردیده، بحث اکران آن است که منتظریم اکران آن به قطعیت برسد و بعد آن را در تلویزیون نمایش دهیم تا امتیاز اکران آن از دست نرود. همچنین قصد حضور فیلم را در جشنواره فیلم فجر نداریم.
وی در خصوص ساخت قسمت دوم این فیلم گفت: قصد ساخت «شادونه و شبح سیاه 2» را نیز داشتیم اما با توجه به تغییرات بوجود آمده در تلویزیون و احداث شبکه کودک و حضور من در برنامه پورنگ به عنوان کارگردان هنری و همچنین اجرای خانم ملیکا زارعی (خاله شادونه) در برنامه زنده تلویزیونی شبکه دو تحت عنوان صبح بخیر بچه ها، تیم کاری از هم جدا شدند و باعث شد ساخت سری دوم آن فعلا منتفی گردد.
این کارگردان با انتقاد از محدود بودن امکانات سینمای کودک و کار تلویزیونی برای کودک و نوجوان گفت: متاسفانه ما در گفت و گوهای خود درباره سینمای کودک خیال پردازی می کنیم اما در واقعیت چیز دیگری است.نباید به شعار ها و مصاحبه های زیبا توجه کنیم زیرا واقعیت چیز دیگری است. هم. وقتی به جشنواره کودک و نوجوان نگاه می کنیم می بینیم فیلم های بخش خصوصی کم هستند و دلیل آن نبود امنیت اکران و بحت برگشت سرمایه است. در بخش دولتی هم شاهد آن هستیم که فیلم هایی تحت نام و اسم کودک وارد جشنواره می شوند که اصلا ربطی به سینمای کودک ندارند. در بخش تلویزیون نیز مشکلات فراوانی وجود دارد، اکنون اگر بهترین برنامه های تلویزیونی را نیز نگاه کنیم متوجه وجود داشتن مشکلات فراوان این حوزه در خصوص تهیه امکانات، استادیو و غیره و غیره خواهیم بود.
علی پور در خصوص برنامه جدید عمو پورنگ تحت نام «فوق برنامه» گفت: از سال 81 که برنامه عموپورنگ شروع گردید هر ساله شاهد تغییراتی در روند اجرا و شکل برنامه بوده ایم. امسال نیز که بنده به عنوان کارگردان هنری برنامه هستم تغییرات اساسی را اعمال کردیم و کلاسی را با حضور بچه ها تشکیل داده ایم و برای تنوع و گرمی برنامه حضور کودکان نیز داشتیم. همچنین تصمیم بر آن شد برای شبیه تر شدن کار به کلاس درس از دو نفر دیگر در کنار امیر محمد متقیان داشته باشیم.
کارگردان هنری برنامه پورنگ در خصوص انتخاب این دو نفر گفت: متین حیدری نیا را در کار «باغ شادونه» ام می شناختم و از کارهای تلویزیونی اش راضی بوده ام. همچنین سریال «مدرسه ما» و فیلم «یک وجب از آسمان» سهند جاهدی دیده بودم و ما به دنبال دو نفر با تجربه بودیم که از پس کار برآید که خوشبختانه این دو جواب دادند. همچنین دو نفر دیگر نیز در برنامه حضور داشتند که نقششان به دلیل تراکم و پراکندگی دیالوگ ها حذف شد و دلیل دیگر آن که تیم سه نفره متین و سهند و امیر محمد بهتر جواب دادند و هماهنگ تر بودند که نهایتاً باعث شد به این سه نفر برسیم. البته با وجود اینکه برای این دو نفر متن می نویسیم اما نخواستیم شخصیت دیگری داشته باشند وسعی بر این کردیم که شخصیت واقعی خود را بازی کنند و با اسم واقعی خودشان حضور یابند.
وی در پایان با رد انتقادها مبنی بر اعمال تفاوت و فرق میان این سه مجری نوجوان گفت: از لحاظ کمی تمام تلاش خود را بر این داشته ایم که متون عادلانه بین آنها باشد و عدالت را برقرار کرده ایم اما از لحاظ کیفی واقعیتی که وجود دارد و قابل انکار این است که امیر محمد متقیان سابقه همکاری چهار ساله با داریوش فرضایی داشته و توانایی ها و استعداد فراوانی در این زمینه دارد.
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 14:41 نویسنده:گل جوان
ماهایا پطروسیان پیگیر جدی مصاحبه ام بود و منو شناخت
همون موقع که دیدمش رفتم واسه. قرار شد باهم بریم سینما و فیلمشو ببینیم. یکم تعجب کرد که یک خبرنگار واسش فیلم طرف مصاحبه مهم باشه-حداقل اینکه نه به سنم می خورد و نه به همدانی بودنم-وقتی مصاحبه می کردم با رکورد صداشو ضبط می کردم وقتی خواستم مصاحبشو پیاده کنم رکوردم سوخته بود به روی خودم نیاوردم و بهش نگفتم ـآخه چند روزی همدیگرو هر روز به اجبار می دیدیم ـآخر خودش ازم پرسید مصاحبه چی شد گفتم بزودی- رفت تهران گفتم اینم مصاحبه و مصاحبه رو هرچی یادم بود نوشته بودم.اینقدر خانم محترمی بود که به روم نیاورد و فقط گفت فقط 10 درصدش حرفای من بود. گفت بهدا بهت زنگ می زنم . بعدا بهم زنگ زد از خونشون و نیم ساعت دوباره با من مصاحبه کرد و اصلاح کرد و بعد نوشتم و براش فرستادم. گفت خوب شده بود.الانم هروقت واسه فیلمش جایزه می بره یکی از پیامکهای تبریکش مال منه.خیلی فیلمشو دوست دارم.یه روز قشنگ برفی رو ...
سر قرار مصاحبه دیر اومد خیلی هم دیر اومد و کلی عذرخواهی.اما پیام رو من فرستادم بره واسمون کیک بخره بخوریم چون ماه رمضون بود و ما منتظر خانم بودیم و اذان هم داده بودن و ما گرسنه و قتی بهناز جعفری اومد گفتم دوست الان میاد و رکود پیش اونه یکم صبر کنید. خندید و گفت رفته اسه افطار ... پیام اومد و مصاحبه رو انجام دادبم.عجله داشتو می خواست بره تهران. اما مصاحبه رو با ما انجام داد در هتل اما وسط مصاحبه ارازل وسط مصاحبه مون می پریدند مثل ....
اندیشه فولادوند و دردسرهای خودکار قدیمی اش
![]()
از آن خانم هایی که بسیار خونگرم است و البته خیلی گزیده کار . سخت انتخاب می کندو سخت هرچیزی را قبول می کند که در کل قایب قبول است. روزی که برای مصاحبه پیشش رفتیم اول قبول نکرد اما وقتی من و پیام رو دید قبول کرد. استدلالش هم این بود که ما جوانیم. و البته برای عکس گرفتن هم خیلی وسواس به رج دادو این شد نتیجه عکس رضا عباسی از اندیشه خانم.جدا از بازیگریش عاشق کتاب شعرش شدم. خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد
ملیکا زارعی وقتی سوال همیشگی ام را شنید منو شناخت و خندید
به واسطه جشنواره کودک میاد همدان. اولین سالی که اومد ازش پرسیدم نظرتو راجع به جشنواره امسال بگو و بگو چه نمره ای میدی. گفت بمونه سال بعد ازم بپرس.امسال ازش تا پرسیدم شناخت و خندید گفت پارسال خوب، گفتم امسال چی؟ دوباره گفت بمونه واسه سال بعد.
حالا منتظر سال بعدم تا ازش بپرس نمره امسال جشنواره رو؟
محسن تنابنده هم از جیک و پوک همدانی ها خبر داشت و گفت این خانم دروغ میگه
یک روزنامه بهش نشون دادم که تیترش نظر یک بازیگر خانم سینما بود درباره یک موضوعی. بهم گفت این دروغ میگه . از این پولا نمیده.
تنابنده از اختلاف دیرینه مردم همدان و ملایر آگاه بود
پیگیر تیم پاس همدان و علیزضا منصوریان مربی اسبق پاس
و البته یک استقلالی
حداقل در ملایر انتظار نداشت ازش سوال تخصصی بپرسم
مثلا اومده شهرش ملایر. هرکی ازش می خواست مصاحبه قبول می کرد. تمامی خبرنگارها هم خبرنگاران بومی بودند و یکسری سولات روتین و ثابت از قبل نوشته شده می پرسیدن
اما من مصاحبه ام درباره فیلم کوتاه بود فکر کنم براش تعجب آور بود اینکه این جا ازش از این سولات می پرسن .وقتی گفتم از ماهنامه فیلم کوتاه شاخ درآورد.
آخه این چند روزه فقط درباره شیره ملایر ازش سوال می پرسیدن و چه فیلم هایی بازی کرده
متن کامل گفت و گو های من با افرا د زیر را این جا بخوانید و روی آنها کلیک کنید:
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «ماهایا پطروسیان» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «بهناز جعفری» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «محسن تنابنده» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «اندیشه فولادوند» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «آزیتا حاجیان» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «خاله شادونه» در سایت سینماروز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:14 نویسنده:گل جوان
همچنین نظر سنجی بهترین مجری کودک و نوجوان از امرزو در سینمای پویا آغاز شده
کلیک کنید http://www.cinemayepooya.com/index.html
و اینکه مصاحبه من با کارگردان برنامه فوق برنامه پورنگ را فردا در سینما روز بخوانید مصاحبه با احمد درویش علی پور
[ از فرهنگ و هنر چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:7 نویسنده:گل جوان
سینمای پویا-علی وزینی-به سراغ فاطيما بهارمست بازیگر و مجری سالهای پیشین تلویزیون رفتيم وقتي خواستيم باهش مصاحبه كنيم خدايي اش ما كه كم آورديم برای خواندن این مصاحبه و دیدن عکسهای بیشتر به سایت سینمای پویا بروید یا اینجا کلیک کنید.

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:40 نویسنده:گل جوان
وقتی که یک دولت توانمند هست اول دولت باید حمایت کند. نمی توان به بازیگر بگویی تو به فیلم کوتاه تعهد نداری!! چون زندگی اش از این را تامین می شود.

ین مصاحبه رو یک سال پیش انجام دادم
اما حرفهایش اینقدر داغ بود که با یکسال تاخیر هم ارزششو داشت
مخصوصا برای بچه های فیلمساز اونم از نوع کوتاهش و انجمن سینمای جوان و بچه های حوزه هنری
سینما روز _ علی وزینی: برگزاری جشنواره فیلم کوتاه فرصتی بود تا نظرات بازیگر فیلم های کوتاه «آزیتا حاجیان» را در خصوص فیلم های کوتاه بدانیم. حاجیان تا کنون در چند فیلم کوتاه به عنوان بازیگر حضور داشته است و سال گذشته نیز به بهانه برگزاری همزمان این جشنواره در زادگاهش به ملایر رفته بود تا با فیلمسازان جوانان ملایری آشنا شود و آنها بتوانند از نظرات او جویا شوند. همینک فیلم «تاکسی نارنجی» وی در انتظار اکران عمومی است.
تعریف آزیتا حاجیان از فیلم کوتاه چیست؟
فیلم کوتاه همانند زندگی کیفی است و در واقع یک شروع ، یک پایان و یک اوجی دارد و مثل سیری نیست که برای فیلم بلند داستانی درنظر گرفته می شود . فیلم کوتاه باید در کمترین زمان بیشترین ارائه را داشته باشد.
آیا تفاوت فیلم کوتاه و فیلم بلند در زمان فیلم است؟
خیر، فیلم کوتاه از نظر مضمون عمیق تر است و از نظر به کارگیری عوامل و ساخت شاید محدودتر باشد . چون اسمش فیلم کوتاه است ممکن است اصولا سرمایه کمتری برایش در نظر گرفته شود و کمپکت گویی و فشرده گویی در فیلم کوتاه بسیار کار مشکل و سختی است
چرا مردم ایران از فیلم کوتاه استقبال نمی کنند؟
برای اینکه متاسفانه هنوز فرهنگ فیلم کوتاه در ایران جا نیافتاده است .
در کشورهای خارجی چطور؟
ببینید در کشورهای خارجی هم آن جریان و جنبه اقتصادی که پشت یک فیلم بلند است معمولاً پشت فیلم کوتاه نیست و یا به آن خوبی نیست و باید فرهنگ سازی شود . اگر دولت بخواهد باید سرمایه گزاری کند تا فیلم کوتاه جزو فرهنگ مردم بشود چه بسا یک فیلم کوتاه آنقدر یک تاثیر عالی داشته باشد که تعداد زیادی فیلم بلند این تاثیر را نداشته باشد . این فرهنگ سازی جز با کمک دولت امکان پذیر نیست.
چرا هنرپیشه و ستاره ها در فیلم های کوتاه ایفای نقش نمی کنند؟ اصلاً خودتان چی؟
بله من در فیلم کوتاه بازی کردم . فیلمی به نام «نوروز» بود که در جشنواره بین المللی هم جایزه گرفت . فیلم کوتاه «نوبت پنجره ها» و «تپش سایه دوست» هم جزو کارنامه ی فیلمهای کوتاه من هستند.اگر فیلم کوتاه خوب باشد هنوز هم استقبال می کنم . بازیگر زندگی اش از این راه تامین می شود و نمی توان از بازیگر توقع داشت و نباید به او بگوییم تو نسبت به فیلم کوتاه و بازی در آن تعهد نداری.
کارگردانان مطرح چرا دیگر فیلم کوتاه نمی سازند و آن را بعد از مدتی رها می کنند؟
نمی دانم، این سوال برو از آن ها بپرس!! من بی اطلاع هستم.
حالا چقدر دولت در حمایت فیلم کوتاه نقش دارد؟
تا وقتی که یک دولت توانمند هست اول دولت باید حمایت کند بعداً وقتی هنرمندان می بینند حمایتی هست حتما استقبال می کنند و بازیگر هم کمک می کنند.
آینده فیلم کوتاه در کشورمان را چطور می بینید؟
من نمی توانم در این مورد اظهارنظر کنم و من باید به این موضوع اشراف داشته باشم و من چون دقیق شرایط فیلم کوتاه را نمی دانم . من فقط می دانم «سینما تجربی» و «سینمای جوان» فیلم کوتاه می سازند و امکانات در اختیارشان قرار می دهند و برای قضاوت در مورد آینده فیلم کوتاه باید از ریز شرایط مطلع باشم که من نیستم.
پس نمی دانید که وضعیت کدام کشوره در ساخت فیلم کوتاه در جایگاه بهتری واقع است؟
نه ، واقعاً نمی دانم . چون دغدغه ام فیلم کوتاه نبوده که بخواهم مطلع باشم و زیاد در جریان فیلم کوتاه قرارندارم.
حالا برای استقبال مردم از فیلم کوتاه و افزایش بیننده چه کارهایی می توان انجام داد؟
باید مضامین و موضوعات عالی و درجه یک انتخاب کرد و ابتدا بچه های فیلمساز باید تجربیات خود را در یک جریان غیرحرفه ای بدست بیاورند و زمانی که به کمال رسیدند خودشان را نشان بدهند و بگویند که من یک فیلم کوتاه ساختم ونباید فکر کنیم بی تجربه ها فقط فیلم کوتاه می سازند و کیفیت فیلم کوتاه را نباید پائین آورد و باید در کمال فیلم کوتاه خود را ارائه کنند.
نتیجه گیری کلی از صحبت هایتان را بفرمائید:
دولت باید از بچه های فیلم کوتاه ساز حمایت کند تا آنها تمریناتشان را انجام دهند و بعداً بگویند که فیلم کوتاه خوب ساخته اند.
شما ملایری هستید؛ مردم ملایر را چطور مردمی می بینید؟
ملایری ها مردمان بسیار رمانتیکی هستند و کمی باید با واقعیت های زندگی محکم تر برخورد کنند و زود ناامید نشوند . من ملایری ها را خوب می شناسم و هرچند وقت یکبار به ملایر سر می زنم.
زمان انجام این گفت و گو حدود یک سال پیش می باشد.
مصاحبه من با آزیتا حاجیان را در سایت سینماروز بخوانید(کلیک کنید)
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:52 نویسنده:گل جوان
روایت نویسنده سینما روز از حاشیه های جشن اخراجی ها

سینما روز _ علی وزینی: حاشیه های جشن تجیلی از عوامل اخراجی ها در تالار بزرگ کشور.
میزبان استقبال مردم آن طور که پیش بینی شده بود، نبود و صندلی هایبسیاری در دو طبقه سالن وزارت کشور خالی بود.
در ابتدای مراسم مسئولان از حضور عکاسان در جلو خودداری می کردند اما به تدریج از فشار خود بر روی عکاسان کم کردند
بارها مسئولان مراقب سالن در پایان مراسم از عکاسان می خواستند از دورتر عکاسی کنند که ده نمکی به مسئولان گفت بگذارید عکاسان کارشان را بکنند.
در پایان مراسم بارها مردم به تصور اینکه مراسم تمام شده است قصد خروج از سالن را داشتند که رشیدپور آن ها را به ادامه مراسم دعوت می کرد.
وزیر ارشاد که از ابتدای مراسم در جشن حضور داشت تا آخر جشن را همراهی نکرد.
نا هماهنگی مسئولان با خبرنگاران باعث شده بود بعضی از خبرنگاران و عکاسان که کارت خبرنگاری مخصوص جشن هم داشتند از کارت پذیرایی محروم باشند و تا پایان مراسم بدون هیچ پذیرایی مشغول تهبه خبر و عکس باشند.
بسیاری از هنرمندان و بازیگران اخراجی های 2 از جمله امین حیایی، ارژنگ امیر فضلی و ... از غائبین مراسم بودند.
محراب رضایی و دختر ده نمکی تنها بازیگران کودک و نوجوان حاضر در جشن بودند.
اجرای ترانه توسط روبه نعمت الهی دو بار دچار مشکل شد و روزبه نعمت الهی ترجیح داد بدون موسیقی به اجرا بپردازد.
چنگیز حبیبیان یک ترانه فارسی و یک ترانه ترکی اجرا نمود.
کنایه های ده نمکی و رضا رشید پور از جمله بخش های پر طرفدار برنامه بود که با استقبال مردم روبرو شد.
در ابتدا شریفی نیا سکوت را ترجیح داد اما در ادامه بیش از 15 دقیقه به صحبت پرداخت.
محمد رضا شریفی نیا ایستاده در کنار سن نظاره گر برنامه بود.
عکس یادگاری تمام عوامل اخراجی ها و رونمایی از فیلمنامه اخراجی های 3 حسن ختام برنامه بود.
منبع: سینما روز (اینجا کلیک کنید)
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:14 نویسنده:گل جوان
برای دیدن عکسها از این هنرمندان که خودم عکاسی کردم اینجا کلیک کنید. (سینمای پویا)
اگر اون لینک باز نشد اینجا کلیک کنید (فتوبلاگ شخصی من)


نگار فروزنده و شهره لرستانی
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:30 نویسنده:گل جوان
در این جشن ک9ه اجرای آن را رضا رشیدپور بر عهده داشت از عوامل و بازیگران اخراجی های 2 و سپس اخراجی ها 1 تقدیر شد.
در ادامه مراسم بهترین بازیگران مرد و زن به انتخاب مردم معرفی شدند و از آنها توسط مسعود ده نمکی تقدیر بعمل آمد.
رونمایی از فیلمنامه اخراجی های 3 و سخنرانی وزیر ارشاد و بازیگران و تهیه کننده فیلم، اجرای زنده موسیقی توسط چنگیز حبیبیان و روزقبه نعمت الهی و مراسم آتش بازی از دیگر بخش های مراسم بود.
به گزارش سینمای پویا در این مراسم جمعی از هنرمندان همچون دکتر محمد اصفهانی، روزبه نعمت الهی، مجید مظفری، لیلا بلوکات، کامبیز دیرباز، شهره لرستانی، مسعود دهنمکی، محمدرضا شریفینیا، نگار فروزنده، میرطاهر مظلومی، مهراوه شریفینیا، احمد ایراندوست، سیدجواد هاشمی، قاسم زارع، حسام نوابصفوی، فخرالدین صدیق شریف، حبیبالله کاسهساز، رامین پرچمی، تینا پاکروان و محراب رضایی در این مراسم حضور داشتند.

منبع خبر: http://www.cinemayepooya.com/article-47--0-0.html
منبع عکس:http://www.cinemayepooya.com/article-49--0-0.html
منبع بهترین ها:http://www.cinemayepooya.com/article-48--0-0.html
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:49 نویسنده:گل جوان
سینمای پویا-علی وزینی-به گزارش سایت سینمای پویا جشنواره کمدی فیلم گل آقا امسال برگزار نخواهد شد و از این پس این جشنواره کمدی سیبنمایی بصورت دوسالانه برگزار خواهد شد.
پیش از این پوپک صابری فومنی مدیر مسئول گل آقا از برگزاری این مراسم در ورزشگاه آزادی خبر داده بود که علت عملی نشدن آن در سایت گل آقا چنین آمده است «خداوکیلی از پارسال تا امسال چه چیزی سرجایش مانده که توقع دارید قول ایشان برجا مانده باشد.»
از سال ۱۳۸۲، مؤسسه گلآقا با حضور در بخش جنبي جشنواره بينالمللي فيلم فجر، هر ساله به انتخاب يكي از فيلمهاي كمدي حضور يافته در اين جشنواره پرداخت و جوايز خود را در مراسم ويژه اين بخش تقديم كارگردان برگزيده كرد كه تاكنون فيلمهاي مارمولك، چند ميگيري گريه كني و اخراجيها موفق به دريافت اين جايزه شدهاند. با توجه به كاهش توليد فيلمهاي كمدي و به انگيزه تشويق و تقدير از هنرمندان اين عرصه و حمايت از جريان سينماي كمدي و با پيشنهاد معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مؤسسه گلآقا تصميم به برپايي جشنواره فيلم كمدي گلآقا گرفت كه اولين دوره آن در آذرماه ۱۳۸۶ برگزار شد و دومین دوره نیز با حضور کمدین های سینمای ایران در سال 87 برگزار گردید.

دومین جشنواره کمدی فیلم گل آقا-مهرماه 87-عکس: علی وزینی
[ از گل آقا چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 14:5 نویسنده:گل جوان
نظر سنجی و اهدای هدیه به بهترین بازیگر نوجوان پسر
سینمای پویا-علی وزینی-سایت سینمایی سینمای پویا در
گزارش امروز خود به معرفی کامل و وضعیت کنونی بازیگران کودک و نوجوان پسر
ایران پرداخته است که شما می توانید با مطالعه ان ها و اشراف کامل بر
فعالیت های هنری ایشان، در نظر سنجی بهترین بازیگر نوجوان ایران شرکت کنید.
این اولین و بزرگترین نظر سنجی جامع در این حوزه می باشد، لطفاٌ دقت فرمائید از رای دادن احساسی خودداری نمائید و فردی را به عنوان بهترین بازیگر کودک و نوجوان پسر
انتخاب نمایید که واقعا شایسته دریافت این لقب می باشد و انتخاب خود را بر
اساس بازی آنها انتخاب نمایید و اجرا و مجری گری و چهره و ... ملاک نمی
باشد.
در ادامه مطلب با ما باشید.
گفتنی است پس از پایان نظر سنجی که تا نیمه آذر ماه ادامه خواهد داشت
جایزه ای به رسم یادبود به بهترین بازیگر از طرف سینمای پویا اهدا می
گردد. توضیح است علاقه مندان جهت شرکت در تهیه این هدیه می توانند به
سینمای پویا همکاری نمایند و قسمتی از این هدیه را تقبل کنند.
یادآور می شود اسامی افراد بر اساس حروف الفبا می باشد.
برای شرکت در نظر سنجی به لینک زیر بروید
http://www.cinemayepooya.com/survey-6.html
برای خواندن بیگورافی تمامی بازیگران نوجوان ایران که بنده جمع آوری کردم به لینک زیر بروید
http://www.cinemayepooya.com/article-34--0-0.html
[ از فرهنگ و هنر چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 20:4 نویسنده:گل جوان
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز برآن لب نرسيد
از این به بعد مجموعه عکسهای من را در فتووبلاگم به نشانی http://vazini.propicnet.com/
می توانید ببنید همچنین گفتنی است در روز 25 آبان عکسهای من از آرامگاه بوعلی بر روی صفحه اول این سایت قرار گرفته شد که می توانید هم اکنون آن ها را در نشانی http:/www.propicnet.com/ ببنید
از این به بعد عکسهایم در این سایت قرار خواهد گرفت
با تشکر


با خبر شدم ماهایا پطروسیان جایزه بهترین فیلم کوتاه در جشنواره فیلم کوتاه رو در بخش آسیا
گرفته ضمن تبریک مجدد به ایشون
باید بگم عکاسی در شب رو خیلی دوست دارم
با بگراند مشکی

شکوه بوعلی در شب چه آرامشی دارد
دیدنی است
بقیه عکس ها در فتوبلاگ من به نشانی http://vazini.propicnet.com/
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 22:37 نویسنده:گل جوان
اولین خبر من در سایت سینمایی سینمای پویا
سینمای پویا-علی وزینی-فیلم تلویزیونی "و کسی در راه است" به کارگردانی رهبر قنبری و تهیهکنندگی محمد داودی جمعه 22 آبانماه ساعت 18:20 از شبکه دو پخش میشود. در این فیلم مهرشاد اسفندیاری، محمود فرضینژاد، رویا مجرد و علی آذرپور بازی میکنند. داستان این فیلم درباره نرگس متصدی یک دفتر مخابرات در روستای سپنج از توابع دیلمان است. او تصمیم می گیرد برای رساندن پیامهای تلفنی به اهالی روستا یکی از بچههای مدرسه ابتدایی را استخدام کند و ...
گفتنی است مهرشاد اسفندیاری در بیست وسومین جشنواره بین الملیی فیلم کودک و نوجوان همدان جایزه پروانه زرین بهترین بازیگر نوجوان را کسب کرده است.

http://www.cinemayepooya.com/index.html
سینمای پویا-علی وزینی-دوستان وهمیاران سینمای پویا
سوال از شما پاسخ از هنرمندان نوجوان
بازیگر نوجوان سریال مسافران حامد کیازال (فرید) سوالات ارسالی با نام شما از این
هنرمند پرسیده می شود منتظر سوالت شماهستیم
و یا مراجعه به وبلاگ WWW.SAHMEMA.BLOGFA.COM و درج کامنت در وبلاگ.
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 21:24 نویسنده:گل جوان
نقد نویسنده سایت سینما روز بر فیلم «کتاب قانون»
شما رو به خیر، ما رو به سلامت!

سینما روز _ علی وزینی: جدیدترین ساخته مازیار میری اشاره به سنت های و آیین های دینی و مذهبی ایرانیان دارد که تناقض آن با دین اسلام را به خوبی نشان داده است.رفتار ها و ظاهر سازی های ایرانیان در قبال دین خود را به خوبی نشان می دهد و برخوردهای ایرانیان با سایر مسلمانان و دین را آنچنان متوجه مان می کند که گاهاً از آنها خنده مان می گیرد و از غفلت و عادت به آن میخکوب می شویم.
بی توجهی ها و غفلت های به عنوان یک مسلمان نسبت به دین، توسط یک دختر مسیحی تازه مسلمان شده به مسلمان ایرانی یادآوری می شود و آیات قرآن را به صورت ترجمه برایان یادآوری می کند و همین یادآوری های خمسه به جایی می رسد که عده ای که خود را سال ها صاحب دین می دانستند و برای خود جلسات روضه خوانی برپا می کرده اند از همین گوشزدهای کلافه می شوند و دست به مخالفت و لج بازی با دختر تازه مسلمان شده بر می دارند.
آیینه تمام قد ما به عنوان یک مسلمان ایرانی تماماً در طول فیلم به ما یادآوری می شود از کم فروشی هایمان، از غیبت کردن هایمان، از زود قضاوت کردن آن هاا، از قهر کردن با برادر و خواهر ایمانی خود، از قضا شدن نمازهایمان تا دروغ های روزانه.
از همان اول دختر مسیحی که ابتدا شیفته اشعار خواجه حافظ شیرازی است در تقابل با یک ایرانی سعی دارد تمام ابهامات خود را از شعر حافظ درک نماید و معنای «رندی» را از پرستویی ایرانی می پرسد که او حتی نام کامل حافظ هم نمی داند و رند را در شعر حافظ غلط معنا می کند.این دلبستگی ها به ایرانی و اشعار تا جایی ادامه می رود که وقتی او مسلمان می شود کتابی را پیدا می کند که تمام دستورات زندگی را یادآوری می کند و خمسه سعی در یادآوری آنها به مسلمانان ایرانی دارد که حتی آنها را هم به فارسی به ما می خواند و آدرس می دهد.
تضادهای فرهنگی و حضور افراد تازه وارد با آداب و رسوم خانوادههای سنتی ایرانی و حضور ایرانی ها در لبنان برای معاملات فرهنگی با فرانسوی ها و حضور در جلسات دستخوش طنز قرار گرفته است و نیم ساعت اول فیلم را به خوبی همین نکات طنز اداره می کنند که از جمله آن ها می توان به سکانس خوردن های پی در پی گروه ایرانی در هنگام صحبت های گروه فرانسوی، به زیر میز رفتن گروه ایرانی برای اهدای هدیه به فرانسوی ها،اولین حضور مترجم در جمع، گریه های پرویز پرستویی برای دختر لبنانی به طوری که خواهرش گریه های او را برای جنگ می پندارد؛ اشاره کرد. متاسفانه سوژه های طنز تا پایان فیلم دلچسب نیستند و صحنه مقابله رئیس اداره و خانواده پرستویی با دختر لبنانی و یا یک شکل بودن تمامی افراد با نقش های متفاوت پرستویی از ضعف های فیلم به شمار می رود که تاثیری هم در روند فیلم ندارند.
کتاب قانون در طول فیلم همان رفتارهای دوگانه ما با اعتقاد های دینی و مذهبی مان را گوش زد می کند و دستخوش طنزی تلخ قرار می دهد.
تیتراژ ابتدایی فیلم نیز در نوع خود بسیار جالب و بی نظیر است و یکی از سنت های خانواده های ایرانی برای انتخاب همسر را نشان می دهد. زحمات بیشتر فیلم را نیز رحمانیان در دیالوگ نویسی اولیه فیلم کشیده است و به نظر می رسد انتخاب اسم رحمان نیز به دلیل تشابه با نام خانوادگی خود بوده است.
بازی فوق العاده داروین حمسه در کنار پرویز پرستویی به عنوان اولین حضورش در سینمای ایران نشان داد که به خوبی توانسته از ایفای نقش برآید.
منبع: سینما روز
نقد علی مطهری از این فیلم را این جا بخوانید
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=71964
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 20:18 نویسنده:گل جوان
این نقد در سایت سینماروز موجود است و قبلا در روزنامه همدان 1400 نیز به چاپ رسیده بود.
با تشکر از اشکان شکوری، پیام خدابنده لو، علی اثنی عشری بابت رفتن به سینما
یادداشت نویسنده سایت «سینما روز» بر فیلم «خروس جنگی»-سینما روز
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1030&Itemid=56
سینما روز _ علي وزيني: خروس جنگي بدون شك يكي از موفق ترين كمدي هاي خانوادگي در بين فيلم هاي كمدي اخير مي باشد. اين فيلم توانسته كمي از فيلمفارسي دور شود و در بين فيلم هاي كمدي اخير همچون «دلداده» و «چارچنگولي» يك سر و گردن بالاتر باشد. اين فيلم نه به ارزش هاي اسلامي و ملي توهين كرده است و نه از لحظ كيفي و ساختاري به سرنوشت فيلمفارسي ها دچار شده.
در اولين سكانس هاي فيلم مي بينيم كه پسر بچه از خواب بيدار مي شود و سراغ خرس خود را از «مريلا زارعي» مي گيرد و «مريلا زارعي» هم در جواب مي گويد: «باز از خواب بيدار شدي و سرشماري باغ وحش شروع شد؟». بعد مي بينيم كه خرس بچه در زير پتوي روي تخت كنار «رضا عطاران» خوابيده و «عطاران» آن را محكم گرفته است.در همان ابتداي فيلم به خوبي نشان داده مي شود كه «رضا عطاران» و «مريلا زارعي» با يكديگر قهر كرده اند و اتاق هاي خود را از هم جدا كرده اند و همسر «عطاران» روي مبل مي خوابد و اين نكته توسط دختر كوچك خانواده تذكر داده مي شود تا همه متوجه شويم پدر و مادر با يكديگر قهر هستند.
«عطاران» مدير يك تالار مي باشد و بعضاً در مجالس به اجرا و طنز پردازي مي پردازد و از زن ها بد مي گويد و اين اولين سكانس هاي فيلم است. همين بذله گويي هاي «عطاران»،باعث شده كه «مريلا زارعي» را به اين فكر وادارد كه «عطاران» فردي است كه تمام كار و زندگي اش جك گفتن در تالار است و كار سخت ديگري را انجام نمي دهد. از آن طرف هم خانم خانواده هر روز صبح به بچه ها مي رسد، صبحانه را آماده مي كند، و دخترش را به مدرسه مي رساند و قرص هاي پدر شوهرش را مي دهد و به كار هاي خانه مي رسد و ناهار را هم آماده مي كند و به موقع دخترش را از مدرسه بر مي گرداند.
«عطاران» در رستواران خود با مشكلي مواجه شده و بدهكار است و مهلت هم به پايان رسيده و طلبكار به رستوران آمده تا پولش را پس بگيريد و حوادثي كه به علت نام طلبكار براي «عطاران» به بار مي آورد دستمايه طنز و سوءتفاهم همسرش نسبت به خود مي شود كه البته برطرف مي شوند.
از صحنه هاي طنز و كمدي فيلم مثال هاي جالب و متعددي را مي توان نام برد و به آنها پرداخت صحنه هايي كه زياد كليشه نشده اند و براي مخاطب تازگي دارد؛ همچون صحنه آشپزي رضا عطاران در خانه و ريختن نمك در غذا و اصلاح اشتباه توسط آشپز تلويزيوني و يا صحنه اي كه كانال تلويزيون توسط «احمد پورمخبر» عوض مي شود و «عطاران» غذايش را اشتباه درست مي كند و يا آنجا که «پورمخبر» آن غذاي حال بهم زن را مي خورد و از همه ي آنها جالب تر كه مورد علاقه نگارنده نيز مي باشد صحنه هاي متعدد مربوط به كتك زدن و لگدپرتاپ كردن «عطاران» به فرزند پسر خود كه او را به طرز بسيار وحشتناكي در حين انجام بازي و تلفن صحبت كردن و بيدار شدن مي زند. علاوه بر آنها اختلاف سليقه آن دختر و پسر كه گرايش هاي مذهبي متفاوتي دارند در طول فيلم به عنوان چاشني استفاده شده است.
از اين بجث كه خارج شويم بازي بازيگران معروفي چون «عطاران» و «پورمخبر» و «زارعي» نيز كم حائز اهميت نيست كه بعنوان مثال اگر شخصي ديگري جز «عطاران» در اين نقش حضور مي يافت بعيد بود بتواند به اين خوبي از عهده آن برآيد. «رضا عطاران» كه سابقه بازي در نقش هاي كمدي متفاوتي را دارد بسيار و خوبي از عهده نقش برآمده و در «خروس جنگي» بازهم شاهد همان حيله گري هاي ثابتش در نقش هايش هستيم كه بعنوان مثال استخدام يك خدمتكار براي تهيه غذا و تميزي خانه كه آن را به اسم خود تمام كند،اشاره مي كنيم.
«مريلا زارعي» را براي اين نقش نمي پسندم اما بايد اين نكته را درباره او دانست كه اين هنرمند بزرگ و توانمند داراي دو قابليت متفاوت در نقش هايش هست كه نوع درجه يك آن را كه پيشتر در «درباره الي» ديده ايم مي پسندم و نوع درجه دو آن همان نقش هاي روتينش در فيلمهاي همچون «خروس جنگي» و «نصف مال من،نصف مال تو» مي باشد كه بايد هرچه سريعتر از آنها دوري كند و به روزهاي خوش و پر موفقيت خود در فيلمهاي «تهمينه ميلاني» همچون «دو زن» و «واكنش پنجم» و فيلمهاي كيميايي چون «سربازهاي جمعه» برگردد. «مريلا زارعي» در يك و دو صحنه بسيار قوي تر در نقش حاضر مي شود كه يكي از آنها همان جايي است كه با تلفن صحبت مي كند و به دوستش مي گويد: «انگار به جنگ مرد ها مي روم» ما را به ياد فيلم «واكنش پنجم» مي اندازد و يا آنجا كه مي گويد «پيش بسوي تغيير». همچنين در اين نقش مي توانست به جاي «زارعي» از «ليلا اوتادي» استفاده نمود.
«احمد پورمخبر» هم كه همه جا شريني و تازگي براي مخاطبان خود دارد اين بار با كاشف خود «عطاران» بسيار تكميل تر بازي كرده و نظر مخاطب را به خود جلب كرده است و بازي پسر كوچك خانواده نيز قابل تحسين است.
فيلم از ديگر لحظ ديگر نيز قابل تحسين است كه از جمله آن مي توان به تيتراژ ياياني فيلم و آهنگي با صداي «رضا عطاران» اشاره نمود كه بار ديگر توانايي «عطاران» را در اجراي موسيقي به رخ مي كشد.
منبع : سینما روز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:18 نویسنده:گل جوان
هم در تئاتر، هم تلویزیون ، هم سینما ، هم اجرا و مجری برنامه ها

شعر از سهراب سپهری - عکس از همین وبلاگ که آدرسوش اشتباه نوشتم SAHMEMA درسته
سهند جان از هنرمندان بزرگ سینمای کودک و نوجوان است که استعداد خودش را
در اجرا و مجری گری نیز به خوبی نشان داده است و همین استعداد سرشار او
باعث شده تا در برنامه عمو پورنگ به یکی از پرطرفدارترین مجریان کودک
تبدیل شود
جدا از بازی خوبش اجرا آن را نیز می توان از دلایل این موفقیت دانست به
طوری که وبلاگ متعلق به سهند جاهدی روزانه بیش از 900 بازدید کننده دارد
که تا هم اکنون وبلاگ هیچ بازیگر کودکی به تعداد این آمار بازدید کننده در
روز نرسیده است
این هنرمند پر استعداد و نوجوان ایرانی از طریق وبلاگش با طرفدارنش ارتباط
خوبی برقرار کرده است و از نظرات و پیشنهادات آنها استقبال می کند
وبلاگ پر طرفدار او نیز یکی از همین عجایب وبلاگ های بازیگران کودک است که
آمار تعداد بازدید کننده آن در روز و آن لاین بودن همزمان حداقل 10 نفر در
روز نشان از طرفداران پر پرپپاقرص این هنرمند نوجوان است.
همین پر طرفداران بودنش باعث شده که عده ای که خود را خبرنگار می داننند و
تا به اکنون سابقه فعالیت مطبوعاتی کوچک را هم نداشته اند برای شهرت خود
به عنوان جعلی و دروغیت با این هنرمند قصد مصاحبه را ر می دارند و با ساخت
یک وبلاگ برای آنها و همه خبرنگار یک شبه می شود و سوالات آبکی و زرد را
نیز جزو افتخارات خود می دانند که لاز دیدم به این هنرمند عزیز و دیگر
بازیگران کودک گوشزد کنم
در وبلاگ ی این هنرمند عزیز سهند خان گاهاً کامنت هایی را می بینیم که از
سهند درخواست ارتباط می کنند و بعضا شماره خود را در اختیار او قرار می
دهند که سهند با آنها تماس بگیرد که لاز می دانم به هواداران این هنرمند
عزیز بگویم امکان تماس سهند با همه مقدر نیست و اگر شماره خود را به سهند
می دهید امکان دارد ناخداگاه سهند کامنت شما را تائید کند و شماره شما در
معرض نمایش عمومی قرار گیرد که باید به این امر مهم توجه لازم را داشت. و
از این کارز پرهیز نمایید.
سهند جاهدی اولین بار کار خود را با کارهای کوتاه و نقش های کوتاه با
کارگردانان بزرگ شروع کرد که نمونه آن همکاری با ابوالحسن داودی در تقاطع
بوده است
همین حضورش باعث شد خیلی ها از بازی کوتاه او و استعداد نهفته اش پی ببرند
و به سراغش بیاییند که نمونه آن بازی در فیلم یک وجب از آسمان بود که تا
کنون جوایز متعددی را این فیلم از آن خود کرده است و تا حدودی این جوایز
را می توان در گرو بازی خوب سهند جاهدی دانست.
کارهای تلویزوینی خود و حضور در سریال ها از جمله عید امسال به قدری مورد
توجه قرار گرفت که پیشنهاد شرکت در برنامه عموپورنگ به وی داده ش.
از آن جایی که کلا از برنامه پورنگ بیزارم اما همین حضور بازیگران کودکش
در قالب برنامه فوق برنامه توانست مخاطبان زیادی را جذب کند و پورنگ را به
روزهای خوش و اوج قبل بازگرداند و دوباره مخاطبان جدیدی را به خود جذب
نماید که سهند نز از همان کسانی بود که به دیده شده برنامه پورنگ کمک
نموده است.
سریال قوی و دوست داشتنی اخیر مدرسه ما با حضور نقش اول آن یعنی سهند
جاهدی آن چنان در بین کودکان و نوجوانان مخاطب پیدا کرد که از بین
بازیگران آن نام سهند جاهدی و قیافه و چهره ظاهری آن مورد طرفداران بسیاری
قرار گرفت.
سریال بسیار قدرمتند اخیر مرسه ما با حضور بازیگران خوب در کنار بازیگران
کودک محبوب توانست داستان بچه های مدرسه راهنمایی کلاس سومی را به تصویر
کشاند که برعکس سریال های این چنینی که بچه پس از بازگشت از مدرسه فقط درس
می خواند و حرف پدر ومادرش را گوش می دهد معلم ها را اذیت می کنند با بعضی
از آنها چون معلم ادبیات آقای کیهان دوست می شوند به او ایمیل می زنند و
ناظم را مسخره می کنند بچه ها همدیگر را اذیت می کنند و باهم رقابت می
کنند بعد از کلاس به گیم نت می روند و موبایل با خود به کلاس می آورند و
هرکدام آرزوهایی چون شغل مکانیکی،شیرینی فروش و کارگردان شدن را در سر
دارند.
یکی از مولفه های موفق آن نیز نقش سهند جاهدی است که همیشه خدا دیر به
مدرسه می رسد و تداعی کننده خاطرات خیلی از بزرگترها نیز می باشد و عده ای
که حال دیگر از مدرسه فارغ شده اند یاد ایام مدرسه خود می اندازند.
همچون خود نگارنده که به یاد ندارم روزی زود یا سر موقع به مدرسه رسیده باشم و از ناظم و بقیه حرف نکشیده باشم.
سریالی موفق که بازی خوب سهند جاهدی را نمی توان نادیده گرفت.
پیش از این سهند جاهدی در کار 110 ثانیه ای برای پلیس 110 - تله فیلم روزی مثل هیچ روز - دویدم ودویدم - تقاطع - ازما بهترون - 23 گرم - پاتوق - مهمانخانه ای در برف - یک وجب از آسمان - تلفن همراه - تئاتر پای پیاده در محل تئاتر شهر - حکم جلب - خرمگس و حضور در سریال هایی چون مدرسه ما -پس از سال ها-عید امسال-روزهای زیبا به ایفای نقش پرداخته است و وی یکی از معدود هنرمندان نوجوانی است که تجربه ایفای نقش در تئاتر نیز دارد و به اصطلاح خاک صحنه خورده است.
به امید موفقیت روزافزون برای این هنرمند توانا.
پی نوشت:
از دست طرفداران و بازدید کنندگان وبلاگ سهند جان هم ناراتم
میرید وبلاگش یکسری حرف نامربوط می زنید که چی ؟؟
خواسته های عجیب و غریب که چی
خودتون رو بگذارید جاش الان ناراحتش کردید
بابا سهند خیلی پسر خوبیه که با این وجود که این همه اذیت میشه باز آپ می کنه
خانم ترانه علیدوستی صبرش به سر رسد وبلاگشو جمع کرد سهند که حالا اول راهه
چرا اذیتش می کنید
بابا سهند بچه خوبیه برید و ازش عذرخواهی کنید
باور کنید نمی تونه همتون رو لینک کنه اون وقت باید مل وبلاگس بشه لینک شما
با نمی تونه همش به شما زنگ بزنه اون وقت همش باید قید مدرسه و کار و زندگی شو بزنه
بابا نمیتونه به کل وبلاگهای شما سر بزنه اون وقت از وبلاگ خودش جا می مونه
بابا نمی تونه جواب همتون رو بده
سوالاتتون اکثرا تکراری است برید وبلاگشو نگاه کنید آپهای قبلیشو بخوانید جوابتون رو می گیرید
ممنون
تماس فرت
توضیح: * متن غلط املایی زیاد داره خودتون به بزرگی خودتون ببخشید
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:38 نویسنده:گل جوان
این آپ یکی از جنجالی ترین آپ های من در سال 88 بوده بطوری که خیلی از دوستان اینترنتی بنده این آپ معرفو رو دیدن و از من سوالاتی کردن
و خیلی ها هم با اس ام اس هاشون از بنده حمایت کردند
ممنون همتون
از سهند جان ، مادر محترمش و دایی عزیزش هم تماما تشکر می کنم
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:10 نویسنده:گل جوان
یادداشت من در شماره جدید رادیو کودک و نوجوان (سبزینه شماره 2):
اول اینکه برای دانلود سبزینه به وبلاگ آقای پور صادقی -رادیو کودک و نوجوان- مراجعه کنید
البته برای شنیدن و خواندن مصاحبه ها و پخشی که مربطو به من است باید بخش هنری را دانلود کنید
وبلاگ رادیو کودک و نوجوان (محمد پورصادقی عزیز)
بخش هنري شماره دوم :
بعید می دانم کسی ارسلان قاسمی را نشناسد
اما حداقل در مورد بچه های رادیو کودک و نوجوان مطمئنم که ارسلان را به
خوبی و بطور کامل می شناسند پس نیازی به معرفی وی نمی بینم.
اگر به سراغ نقش های وی در فیلم های مختلف برویم، یقیناً متوجه خواهید شد
که ارسلان از بازیگران معروف کودک و نوجوان سال های اخیر می باشد. بعید می
دانم در بین دوستان رادیو کودک و نوجوان کسی فیلم «جعبه موسیقی» فرزاد
موتمن با بازی ارسلان و یا فیلم «کلانتری غیرانتفایی» را دیده باشند. به
همین دلیل توضیحاتی کوتاه درباره بازی وی در این دو فیلم موفق سینمای کودک
و نوجوان ارائه می دهم.
ارسلان در «جعبه موسیقی» آن چنان موفق و قدرمتند بازی خود را ارائه داده
است که در حین تماشای فیلم هیچ لحظه ای او را ارسلان بازیگر نمی پنداریم و
با نقشش مجذوب فیلم می شویم و احساس می کنیم سرنوشت این کودک که با فرشته
در ارتباط است واقعی است و لحظه به لحظه منتظر عکس العمل های وی خواهیم
بود. کارگردان فیلم نیز از بازی وی به شدت راضی است و به قول خودش وحشتناک
ارسلان خوب بازی کرده است و می گوید ارسلان بازی درماتیک قابل خوب ارائه
داده و او بچه ای است که لنزها را می شناخت و همیشه از من سوال می کرد در
کجای قاب قرار گرفته ام و روزی که برای دادن تست پیشم آمد از بازی اش خوشم
آمد. موتمن این ها را می گوید و از فیلمش و بازی ارسلان راضی است اما بعید
می دانم فیلمش اکران شود و اگر هم شود به چند اکران در تهران محدود می شود.
«کلانتری غیرانتفایی» را به خاطر اکشن و کمدی بودنش برای بچه ها جذابیت
دارد اما آنقدر تعداد بازیگران کودک و نوجوان زیاد است که کسی متوجه بازی
هنرمندان علی شادمان و ارسلان قاسمی نمی شود.اگر روی بازی ارسلان زوم کنیم
متوجه توجه کامل او به نقشش و ارائه خوب و قابل قبول از او خواهیم بود. در
جشنواره فیلم کودک متاسفانه این فیلم با بی مهری رو برو گشت و حتی خیلی ها
از آن به بدی یاد کردند اما به نظر بنده این فیلم یکی از برترین های
جشنواره 23 بود.سرنوشت اکران آن هم زیاد خوب به نظر نمی رسد اما می توان
کمی به آمدنش در شبکه ویدئویی خانگی امیدوار بود.
آرمیتا مرادی:
آرمیتا یکی از پرطرفداترین بازیگران کودک
این روزهای سینمای کودک و تلویزیون شناخته می شود که البته در جشنواره
بیست و سوم کودک امسال لقب پرکارترین بازیگر کودک را نیز از آن خود کرد.
از آنجایی که اکثر نقش هایی را که بازی می کند کم حرف است به سلطان سکوت
کودک نیز شهرت پیدا کرده اما همین کم حرفی نشان از قدرت وی در بازی
هنرمندانه وی است. کمتر بازیگری را در سینما سراغ داریم که بتواند با سخن
کم و کوتاه این چنین شهرت و محبوبیتی را برای خودش فراهم سازد.
آرمیتا در سینمای اخیر در نقش های اول حضور داشته و اخیراً در یک فیلم
کانادایی به هنرنمایی پرداخته. به شدت خونگرم است ودر مصاحبه هایش سعی می
کند کسی را ناراحت نکند و محافظه کارانه از نقش هایش و دوستانش دفاع کند و
در عین حال نظر خود را نیز بگوید.با آرزوی موفقیت بیشتر وی در سینما و
تلویزیون . همچنین گفتنی است، جمعه ها ساعت 8 شبکه تهران سریال عملیات 125
از او در حال پخش است.
آلما اسکویی:
با وجود بازی در چهار فیلم آن چنان به شهرت دست یافت که هنوز با وجود غیبت
طولانی اش در سینما همچنان نامش مطرح می باشد و خیلی ها طرفدار وی می
باشند و منتظر بازگشتش هستند.
در بالا چهار فیلم اشاره کردم که البته خیلی ها که از اسکویی شناخت کامل
دارند فقط نام سه فیلم آن را می شناسند و خیلی ها فقط گل یخ و نصف مال من
نصف مال تو را به یاد دارند اما آلما در دو فیلم دیگر چون اسپاگتی در هشت
دقیقه و دخترک شیرینی فروش به ایفای نقش پرداخته است.
آلما اسکویی علاوه بر تجربه موفق بازیگری در فیلم گل یخ خواندن ترانه نیز
تجربه کرده است و در همان فیلم ها با کارگردانان بزرگی چون کیومرث
پوراحمد، وحید نیکخواه آزاد و رامبد جوان همکاری داشته است و کارنامه هنری
قابل قبولی را برای خود بر جای گذاشته است.
گفتنی است کسانی که حدس بزنند آلما در کدام فیلم دیگر بازی کرده است به
قید قرعه به یک نفر یک کارت اینترنت 9 ساعته از طرف وبلاگ گل جوان اهدا
خواهد شد.البته مصاحبه سروش بیات پور با این هنرمند را می توانید در رادیو
کودک و نوجوان مجله سبزینه شماره دو گوش دهید.
با تشکر از : پیام خدابنده لو به خاطر راهنمایی هایش ...
راستی:
خیلی ها از دو سال پیش از من عکس ارسلان قاسمی رو می خواستند که واسشون می گذارم
بابت تاخیر دو ساله پوزشش می طلبم!
گفتنی است این عکس ها رو بدون واتر مارک تقدیمتون کردم. و بازهم گفتنی است ارسلان در جشنواره 22 با فیلم جعبه موسیقی و خاطرات فردا حضور داشته و در جشنواره 23 با فیلم جعبه موسیقی و کلانتری غیرانتفایی حضور داشته است.
ارسلان قاسمی در جشنواره 22 کودک همدان-هتل بوعــلی-عکس: علی وزینی
ارسلان قاسمی در جشنواره 23 کودک همدان-هتل باباطاهر-عکس: علی وزینی
*(با ما به از این باش که با خلق جهانی)*
*: توضیح: مصراع بالا هیچ ربطی به ارسلان ندارد، شاید هم داشته باشد، خدا را چه دیدی؟! نـــــــــــــــــــه پیام ؟!!
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:55 نویسنده:گل جوان
سلام به همه دوستان گل و همراهان هميشگي!
زمان انتشار اين شماره هم بلاخره فرا رسيد. اين شماره هم شامل چهاربخش هنر / فرهنگ / ورزش و علم است که با زحمات بسيار تيم راديو کودک و نوجوان آماده شده است.
سخن هاي ابتدايي و انتهايي (خوشامد گويي و خداحافظي به سبک راديويي ما) فقط در نسخه کامل مجله است و هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد!!! چون حجم نسخه کامل اين شماره ?? مگابايت است.
اين شماره از مجله به صورت بخش بخش نيز منتشر مي شود و اين مزيت فقط به خاطر راحت تر بودن شما عزيزان و دادن حق انتخاب در نظر گرفته شده است.
شماره ي دوم مجله چندرسانه اي سبزينه تقديم به شما!
نسخه کامل شماره دوم مجله چندرسانه اي سبزينه:
بخش فرهنگي شماره دوم :
بخش علمي شماره دوم :
بخش ورزشي شماره دوم :
بخش هنري شماره دوم :
دست اندرکاران اين شماره آقايان: محمد پورصادقي . علي وزيني . علي خطيبي . عباس کريمي . سروش بيات پور
خانم ها: فائزه تقوا . سروه و سيمين
عکاس: فائزه تقوا
ميهمانان محترم اين شماره: متين حيدري نيا . سهند جاهدي . پريا مردانيان . نيکي نصيريان . آلما اسکويي.
با تشکر از : خانواده هاي ميهمانان ارجمند. پيام خدابنده لو و اهالي سايت سينما روز
نکته:
به تمامی سوالات و مشکلات فنی در بخش نظرات پاسخ داده خواهد شد. برای
مشاهده این شماره فقط به برنامه ادوب ریدر (ورژن ۶ به بعد) نیاز دارید.
منتظر نظرات سبز و زیبایتان هستیم.
منبع: وبلاگ رادیو کودک و نوجوان (محمد پورصادقی عزیز) - با تشکر ویژه از ایشون
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 22:54 نویسنده:گل جوان
نوزده سال پیش در چنین روزهایی (اول آبان 1369) اولین شماره هفته نامه گل آقا منتشر و طنز معاصر ایران وارد مرحله جدیدی از تحول و ظهور و بروز استعدادهای جوانی در عرصه طنز و کاریکاتور شد. گل آقا 13 سال هر هفته به صورت منظم روی دکه های روزنامه فروشی آمد و شرح اتفاقهایی که در این سالها بر گل آقا (اعم از شخص مقام گل آقایی و مجله اش) و گل آقاییها گذشت مثنوی هفتاد من کاغذ می شود که با توجه به شرایط و امکاناتی که این روزها به کار مطبوعاتی اختصاص دارد تهیه نیم بندش هم به زحمت امکان پذیر است! پس همکاران گل آقا دست به کار شدند و در صفحه های مجازی و در قالب وبنامه ای در سایت گل آقا به نشاني (http://golagha.ir/webmags/?ty=5&magid=85) مجموعه ای متنوع شامل : منتخبی از آثار طنازان گل آقایی ، روی جلدهای هفته نامه با موضوع سالگرد انتشار گل آقا، فیلم کوتاهی از مراحل انتشار هفته نامه گل آقا، آلبوم عکس مراسم سالگرد هفته نامه (با حضور هنرمندان و چهره های ادبی ،سیاسی و ...)، وقایع مهم سالهای انتشار هفته نامه در قالب سالشمار و مطالب خواندنی و تصاویر دیدنی دیگر تهیه کردند .
پس از تعطیلی نشریات گل آقا ، سایت گل آقا همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد تا دوستداران حرف حق (از نوع دوکلمه ای و حسابی اش!) حداقل در فضای مجازی مجالی برای خواندن و دیدن داشته باشند. چاپ هفته نامه گل آقا در حالی در سال 1381 متوقف شد که شعار روی جلد آن ، مدتی قبل از تعطیلی از: یک زبان دارم دو تا دندان لق / می زنم تا زنده هستم حرف حق! به: ... می زنم تا می توانم حرف حق! تغییر پیدا کرده بود.
[ از گل آقا چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:36 نویسنده:گل جوان
بررسی جشنواره فیلم کودک و یادداشت داور بین الملل
دو ماه و بیست و سه روز از جشنواره 23 کودک گذشت!

عکس: علی وزینی - اختتامیه بیست و سومین جشنواره کودک - 15 مرداد 88-همدان
دو ماه و بیست و سه روز از جشنواره 23 کودک گذشت!
فیلم «یک و جب از آسمان» به کارگردانی علی وزیریان در حالی اکران شد که نسبت به فیلم های همزمان اکرانش پائین ترین فروش و استقبال مواجه شد و حتی حضور بازیگران کودک معروف آن همچون سهند جاهدی و آرمیتا مرادی نیز نتوانستند فروش خوبی برای فیلم داشنته باشند. فیلم «مسیر عشق» که از کاندیدای دریافت پروانه زرین بهترین بازیگر کودک جشنواره بود چندی پیش از تلویزیون با کیفیتی نه چندان مطلوب به نمایش درآمد و فیلم «همبازی» غلامرضا رمضانی نیز پروانه نمایش گرفت.اما هنوز سرنوشت هیچ یک از فیلم های جشنواره معلوم نیست.
در همان روزهایی که اکبر نبوی دبیر جشنواره کودک شد قول مساعد برای جشنواره و اکران به موقع آنها در پائیز همراه با ایام مدرسه را داد که استعفای ناگهانی وی همه چیز زا بر هم زد و مسعود احمدیان نیز فقط موفق شد جشنواره را در همدان برگزار نماید.
هرچند پوران درخشنده نیز قصد دارد فیلم خوابهای دنباله دار خود را بزودی در پائیز اکران کند اما همانطور که پیش بینی می شود این فیلم همانند فیلم یک وجب از آسمان فقط در تهران و چند شهر بزرگ به نمایش در خواهد آمد.
در این 64 روز سپری شده از جشنواره هنوز محل برگزاری جشنواره معلوم نیست هرچند که وزیر ارشاد در یک مصاحبه خود با ایسنا می گوید هنوز برای جشنواره کودک و محل برگزاری آن تصمیمی نگرفته ایم و در همان روز به خبرنگار ایرنا و فارس برگزاری جشنواره 24 را در همدان خبر می دهد. بدین ترتیب جای طرح سوالاتی را باقی ماند که به راستی آیا همدان میزبان خوبی در این سه دوره برای جشنواره بوده است؟ آیا همدان می تواند میزبان دائمی جشنواره کودک باشد؟ آیا عدم استقبال هنرمندان و سینماگران بزرگ کودک در سه دوره جشنواره به میزبانی همدان مربوط می شود؟ وهزاران آیا و سوالاتی دیگر ...
با این وجود در خود استان همدان هنوز مدیر اجرایی برای جشنواره کودک 24 فعلا در نظر گرفته نشده و در دبیرخانه این جشنواره فعالیتی دیده نمی شود.باید منتظر ماند تا دید مردان سینمایی و فرهنگی کشور چه تصمیمی را برای سرنوشت این جشنواره بین المللی خواهند گرفت.
در خصوص فیلم سازی برای جشنواره 24 تنها فیلمی که خود را از هم اکنون برای جشنواره 24 آماده کرده است فیلم ترانه کوچک من به کارگردانی مسعود کرامتی است که از شهریور تا مهر ماه 88 در روستای یلفان همدان مقابل دوربین یداله صمدی رفت تا با خیال راحت فیلم را به جشنواره برساند و مانند بقیه فیلم ها نباشد که یک ماه به شروع جشنواره یادشان بیاد باید فیلمی بسازند.
ابراهیم فروزش که از کارگردانان سینمای کودک نیز به شمار می رود فعلا ترجیح داد فیلم کودک نسازد و این بار فیلم سنگ اول را کلید زد تا مدتی از سینمای کودک به دور باشد.
باید منتظر ماند و دید در این ایام باقی مانده به شروع جشنواره که هنوز نه محل آن مشخص است و نه زمان چه اتفاقاتی برایش روی خواهد داد.امید است هرچه سریعتر یادی هم از جشنواره بین المللی شود.
سینما روز در همین راستا به سراغ یکی از داوران بین الملل جشنواره در دوره بیست و سوم رفته که در ادامه یادداشت امیر لطفیان که از نویسندگان ماهنامه تخصصی فیلم کوتاه نیز می باشد، را می خوانید:
ایمان لطفیان(داور بین الملل جشنواره23):
میزاک، مغول و چند مشکل دیگر
بیستوسومین جشنوارهی فیلم کودکان ونوجوانان همدان مانند دیگر جشنوارههای ایران به پایان رسید، اما مشکل اینجاست که چرا باید از کلمهی مانند استفاده کنم؟ مگر جشنواره برای کودکان و نوجوانان نیست؟ فکر کنم مسئولین جشنواره نیز از پاسخ به این سوال عاجز باشند وگرنه در جشنوارهیی که کودکان برای تماشای کارتون و فیلم آمدهاند فیلمهایی از قبیل چشم و مغول را در جشنواره حال برای هر بخش و ویژه برنامه انتخاب نمیکردند! وقتی برای داوران خارجی راجعبه این دسته فیلمها که در این دوره و دورههای قبل نمایش دادهاند صحبت کردم باور نمیکردند که جشنواره به خودش این اجازه را بدهد و به خاطر بزرگترها بچهها را نادیده بگیرد. اصلاً چرا راه دور برویم همین میزاک خودمان فیلمی که بزرگترها هم در جشنوارهی فجر و منتقدان با آن مشکل داشتند! حال به صرف اینکه در داستان اشاره شده که بچهیی به خاطر پلیدیهای روی زمین رغبتی به دنیا آمدن ندارد میشود این فیلم را در شاخهی کودکان و نوجوانان قرار داد؟!!!. از مسئول انتخاب هم که سوال میکردیم چرا چنین فیلمهایی را انتخاب کردند؟ میگفتند: زمانهی متفاوتی است و بچههای این نسل همه روشنفکر هستند! براستی این است معنای روشنفکری؟ باور کنید چه بسیار فیلمهایی هست که اگر برای پر شدن و متعدد کردن بخشهای جشنواره بخواهیم میتوانیم سراغ آنها برویم. فیلمهایی بسیار بهتر از میزاک و زادبوم هست که بچهها را خوشفکر بار بیاورد. مگر ماهی بزرگ تیم برتون نبود فیلمی که به بچهها یاد میداد چگونه هدف را جستجو و دنبال کنند، مگر چارلی و کارخانه شکلات سازی نبود که به بچهها اهمیت خانواده را نشان میدهد این همه فیلم هست که همراه با تصاویر شاد و کودکانه این همه پیام و حرف پشتش خوابیده. نگوئید نیست بگوئید نمیخواهیم.
زمانی که برای داوری در جشنواره انتخاب شدم با خوشحالی با خود میگفتم: جشنواره همدان راه خودش را پیدا کرده طی این دو دوره قبل این قدر تجربه کسب کردهاند که سلیقهی بچهها را بشناسند و فیلمهای درست را در هر بخش انتخاب کنند حال چه برای کودک چه دربارهی کودک. اما خیال باطل؛ هیأت انتخاب هنوز در دوران بچههای آسمان فکر میکردند( که ایکاش همان بچههای آسمان را نشان میدادند). بعضی از فیلمها به قدری کسل کننده بودند که حتی بزرگترها هم برای دیدنش رغبت نشان نمیدادند و ما در طی پخش فیلم به فکر فلسفهی چرت زدن بودیم. یکی از داوران خارجی از ما ایرانیها پرسید که فیلمهای ایرانی شبیه فیلمهای عربی هستند؟ ما هم که بهمان بر خورده بود گفتیم: نه! و شروع کردیم تعریف و تمجید از فیلمهای ایرانی،( و باز هم ایکاش) ایکاش تعریف نکرده بودیم دوباره آبرویمان و اصلاً عرق ملیمان خدشه دار شد. خیلی طول کشید تا آنها متوجه کنیم کار یک آماتور بوده و آنها هم میگفتند: که آماتور را نباید در چنین جشنوارهی بینالمللی راه دهند(که راست هم میگفتند)
البته مشکل تنها از خود جشنواره نیست و کارگردانها هم کم لطفی در حق بچهها میکنند. آن قدر درگیر دربارهی کودک شدهاند که دیگر سلیقهی بچهها را فراموش کردهاند و اگر کسی به آنها بگوید که بچهها آن لذتی را که باید از فیلمهای شما نمیبرند باور نمیکنند؛ تا قبل از مراسم اختتامیه با خود میگفتم: یعنی کسی نیست که فقط بچهها برایش مهم باشد نه جایزه؟ اما آقای کرامتی جملهیی را در مراسم اختتامیه گفتند که به قول ما جوانان خیلی با آن حال کردم: من اگر اینجام فقط برای این است که دل حداقل دو سه تا بچه را شاد کنم. هدف اصلی و نهایی جشنواره هم چیزی غیر از این نیست ولی هنوز چرا در مسائل اولیه دچار مشکل هستیم شاید درک آن برای ما سنگین باشد و خیلی زود است تا ما متوجه مشکلات عمده بر سر راه سینمای کودک را بفهمیم. باور کنید خوشحال کردن و شاد کردن کودکان سادهتر از آن است که حتی فکرش را بکنید. فقط کافی است اولین دغدغه کودکان باشند. در چند روز داوری افرادی که با ما مرتبط بودند و هنوز کودکی خود را فراموش نکرده بودند مفرحترین و شادترین لحظات را برای ما فراهم آوردند. کودکی آنها که هنوز زنده است میتوانند برای کودکان فیلم بسازند، تصمیم بگیرند، و اجرا کنند.
با تشکر از : میترا مهتریان(سردبیر ماهنامه فیلم کوتاه) و ایمان لطفیان (داور بین الملل جشنواره23)
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 9:28 نویسنده:گل جوان
خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد!

سایت سینما ما در اقدامی ناجوانمردانه اقدام به درج این مصاحبه در سایتشون کرده
هرچند اسم سینما روز رو آورده اما اسمی از بنده و پیام نیاورده
و عکس هم از عکسهای قدیمی فولادومند گذاشته که می تونید به لینک سینما ما مراجعه کنید
http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-1896.html
لینک مصاحبه: اینجا کلیک کنید
گفت و گوی اختصاصی با «اندیشه فولادوند»+ یکی از اشعارش
سینما روز - علی وزینی: «اندیشه فولادوند» شاعر و بازیگر 27 ساله جوان و خوش آتیه سینما متولد تهران، اولین بار با ایفای نقشی حیرت آمیز در فیلم «سربازهای جمعه» مسعود کیمیایی به سینما آمد که باعث شده، هنوز خیلی ها او را با «نقره» این فیلم بشناسند. با وجود پیشنهاد ها برای حضور در تلویزیون، تنها سینما را برگزیده و حضوری در تلویزیون نداشته است.
اندیشه فولادوند پیش از آنکه به عنوان یک بازیگر شناخته شده باشد، یک شاعر است و کتاب شعری از او با نام «عطسه های نحس» منتشر شده و دفتر شعرهایش شامل اشعار او از دوران کودکی تا به امروز است.
آخرین کار سینمایی که اولین حضورش در شهرستان نیز محسوب می شود بازی در فیلم «سنگ اول» به کارگردانی ابراهیم فروزش است که نقش اصلی فیلم با اوست و در شهرستان ملایر، یکی از شهرستان های استان همدان تصویربرداری می شود.
گفتنی است پیش از این در فیلم های «مریم مقدس»، «سربازهای جمعه»، «اپیزودهای سه گانه ستاره ها»، «سنگ كاغذ قيچي»، «چهارانگشتی»، «سن پترزبورگ» و «یک خاطره بگو حواسمو پرت کن (زندگی با چشمان بسته)» به ایفای نقش پرداخته است.
اهل مصاحبه نیست اما گفت و گو با ما را پذیرفت. در خصوص فیلمش در هنگام ضبط فیلم گفت و گویی با وی انجام دادیم و بارها حرف هایمان به خاطر فیلم قطع شد. مصاحبه ما با فولادوند در ماه تولدش، با چنین فضایی انجام شد که در ادامه می خوانید:
با یک سوال کلیشه ای شروع می کنم و این که چطور شد در «سنگ اول» بازی کردید؟
يك روز از دفتر آقاي فروزش به من زنگ زدند و گفتند: «ميخواهيم قصهاي بسازيم و ميخواستيم شما فيلمنامه را بخوانيد و ببينيم ميتوانيم همكاري كنيم.»
شما فيلمنامه را خوانديد؟
بله من همان شب فيلمنامه را شروع كردم. البته همان موقع كه گفتند فروزش ميخواهد كار را بسازد براي من كافي بود. چون ايشان را ميشناختم و ميتوانستم حدس بزنم فضاي فيلم در چه احوالاتي است. اما طبق رسم سينما و دعوت به كار، همان شب آن را خواندم و بسيار لذت بردم.
تجربه حضور در شهرستان چطور بود؟
خيلي جالب بود. چون اين هفتمين فيلم من بود. «سربازان جمعه»، «سه اپيزود ستارهها»، «سنگ كاغذ قيچي»، «سن پترزبورگ» و «زندگي با چشمان بسته» كاملا در تهران بود و تنها 11 روز از فيلم چهار انگشتي در شهرستان بود و اين اولين تجربه من محسوب ميشود كه به طور كامل در شهرستان فيلمبرداري ميشود.
ملاير و اين روستا و همكاري مردم را چگونه ديدهايد؟
همكاري مردم را فوق العاده ديدهام. فرهنگ غريب عاطفي اينجا حاكم است. بسيار روابط عاطفي مستحكم است. منهاي خاصيت مهمانپذيري و غريبنوازي كه در فرهنگ ايراني جايگاه ويژهاي دارد، اينجا اين روابط چند برابر است و مردم بسيار هنردوست و هنرفهم هستند و من بسيار از اين روابط حيرت كردم.
كار «ابراهيم فروزش» خارج از ژانر كودك ريسك نبود؟
من از اين تقسيمبنديها ندارم و به آن معتقد نيستم. فروزش فيلمساز بزرگي است. هر فيلمساز بزرگي، در هر ژانري بخواهد كار كند موفق است و اين بستگي به شرايط دارد كه قهرمان فيلم كودك يا 14 ساله يا 18 ساله باشد. كار با فروزش تجربه خوبي ميتوانست براي من باشد. برخي از همكاران ما هستند كه براي سينما تقسيمبندي بين تجاري و هنري قائل هستند. من خيلي با اين تقسيمبندي موافق نيستم. اگر فكر كنيم اين تقسيمبنديها وجود دارد، آقاي فروزش و همنسلان ايشان در گروه سينماي هنري محسوب ميشوند حضور در چنين سينمايي براي من كه در گروه ديگر فعال بودهام، فرصت خوبي است تا يك شاعرانگي را در سينما تجربه كنم.
كار با نابازيگران چطور است؟
بسيار سخت. دليلش اين است كه وقتي هميشه با بازيگران حرفهاي و در سينماي قصهگوي شهري كار ميكنيد، خيلي سخت است كه در قصهاي كار كند كه به يك كار مستند نزديك باشد و رئاليسم غليظي در آن جاري است و قرار است با تعدادي نابازيگر مواجه شويد. اين اصطلاح نابازيگر را نميفهمم چون معتقدم هر كسي جلوي دوربين برود و يك سري حركات را كه به او ميگويند انجام ميدهد و در راستاي فيلم خود را كنترل ميكند بازيگر است. اما كار با بازيگران بومي براي من سخت است. چون دائما در اضطراب هستي كه تفاوتي ميان تو و آنها وجود نداشته باشد. آنها آدمهاي داستان هستند و ما نقش آنها را بازي ميكنيم. به خصوص در اين فيلم كه با گويش محلي هم هست و گويشهاي اصيلي دارند كه ما صرفا اين گويش را تقليد ميكنيم. جبران اين فاصله يك زحمت زيادي ميبرد و در هيچ يك از 6 فيلم قبلي كه نقشهاي دشواري داشتم، به اندازه اين فيلم استرس قبل از هر پلان را تجربه نكردهام. من و آقاي تنابنده تمرين زيادي براي تقليد صداي آنها انجام ميدهيم كه خيلي كار ميبرد. من تلاش خودم را انجام دادهام و اميدوارم نتيجهاش هم رضايت بخش باشد. كار با اينها سخت اما جذاب است.
در مورد نقش تان توضيح ميدهيد؟
نميتوانم نقش و داستان را توضيح بدهم. اما بر خلاف نقشهايي كه براي زنها اين روزها نوشته ميشود، اين زن داراي پارادوكس است. يك زن روستايي با تمام ويژگيهاي روحي يك زن ساده روستايي است كه به خاطر مشكلاتي كه براي شوهرش به وجود ميآيد دچار تغييراتي ميشود كه او را داراي پيچيدگي ميكند. با توجه به اينكه كل قصه در 7-8 روز ميگذرد، حفظ تماتيك و يكدست درآوردن حسهاي او كار دشواري است كه به طور منظم اين پيچيدگيها را پيدا ميكنيم.
به نظرتان نقشهاي قبليتان منفي بوده است؟
ما شخصيتي در فيلم ميبينيم كه معتاد است و ميگويند منفي است. مگر هر كسي معتاد است منفي است؟ يا زني كه بچه به دنيا ميآورد را مثبت ميناميم. كاراكترهاي شهري در سينماي قصهگو داراي پيچيدگيهايي هستند كه ناشي از مسائلي است كه در شهر ميگذرد. حال وقتي اين پيچيدگيها را به روستا ميآوريم، نقش متفاوت ميشود. به همين دليل «نقره» سربازان جمعه كه از يك طبقه بالاي جامعه بود يا بازيگر ستارهها 2 كه از جنوب شهر آمده بود در فضاي ده متفاوت ميشوند. من نقش يك زن باردار را بازي ميكنم و من چون تا حالا حس مادرانه را بازي نكردهام، اين بخشش برايم خيلي مهم است و حس مادرانهاي در اين كاراكتر جاري است كه در نقشهاي قبليام نبود.
نقشها چقدر بر اندیشه فولادوند تاثیر ميگذارد؟
اين سوالي است كه از بازيگران ميشود و جواب كليشهاي هم وجود دارد. اما ما بازيگران شغلمان اين است كه مدتي ميآييم و نقشي را بررسي و بازي ميكنيم. بخشي از كاراكتر در تو دخالت ميكند اما ادغام شدن تو و كاراكتر به اندازه عمر فيلمي است كه بازي ميكني. بعد مانند هر هنرمند ديگري از اثر و نقشت جدا ميشوي. شما وقتي يك غزل مينويسي تا لحظهاي كه داري غزل را مينويسي با كلمه به كلمه و مصراع به مصراع و بيت به بيت همزيستي ميكني و دخالت ميكني تا به وجود ميآيد. اما وقتي غزل تمام شد از آن جدا ميشوي و ميتواني آن را دوست داشته باشي يا نداشتهباشي. با پايان فيلم، كاراكتر تمام ميشود و در جامعه به زيست خود ادامه ميدهد و در بهترين نوعش اين اتفاق ميافتد.
براي فيلمي شعر گفتهبوديد؟
فيلمي براي تهران بود كه داريوش مهرجويي، سيفالله داد و مهدي كرمپور سه اپيزود آن را ساختند و از من خواستند ترانهاي براي سه نسل مختلف و مواجهه با تهران، بگويم. من يك ترانه براي اين فيلم كار كردم و كارن همايونفر آهنگ را ساختند و رضا يزداني كه در اپيزود سوم بازي ميكند، ترانه را خواند.
توضیحاتی رو هم در خصوص کتاب شعرتان بدهید.
مجموعه اشعارم که از کودکی تا به حال سروده ام را در کتابی به نام «عطسه های نحس» انتشارات ثالث در سال 1387 منتشر شده است.این مجموعه شامل 45 شعر می باشد.
در پایان یکی از اشعار موجود در کتاب عطسه های نحس با نام «انفجار لاشه» کاری از اندیشه فولادوند تقدیم حضورتان می شود.
خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار
شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب جان کندنش غریزی است
لعنت به این خود آزار سیگار پشت سیگار
یک استخوان و صد میخ آن پرده را دریدند
ناموس سایه بر دار سیگار پشت سیگار
در انجماد یک تخت این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار
بر سنگ فرش کوچه خوابیده بی سرانجام
این مرده ی کفن خوار سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم بی سرنشین کبودند
مردی تکیده، بیزار سیگار پشت سیگار
تصعید لاله ی گوش با جیغ های رنگی
شک و شروع انکار سیگار پشت سیگار
این پنج پنجه امشب همخوابگان خاکند
بدرود دست و گیتار سیگار پشت سیگار
مردم در این رهایی در کوچه های بن بست
انگار ها نه انگار سیگار پشت سیگار
ماسیده شد تلافی بر میله میله پولاد
در یک تنور نمدار سیگار پشت سیگار
مبهوت رد دودم، این شکوه ها قدیمی است
مومن به اصل تکرار سیگار پشت سیگار
لخت و پلید با اخم کنج اتاق تاریک
در بستری گنهکار سیگار پشت سیگار
صد لنز بی ترحم در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار سیگار پشت سیگار
در لابلای هر متن این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار سیگار پشت سیگار
اسطوره های خائن در لابلای تاریخ
خوابند عین کفتار سیگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصه، قاب تو بود و انکار
کوبیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار
با یک طپانچه امشب این عطسه هم ترور شد
شلیک تیر اخطار سیگار پشت سیگار
هر شب همین بساط است، چای و سکوت و یک فیلم
بعد از مرور اشعار سیگار پشت سیگار
ته مانده های سیگار در استکانی از چای
هاجند و واج انگار سیگار پشت سیگار
کنسرو شعر و سیگار، تاریخ انقضا خورد
سه/یک/ممیز چهار سیگار پشت سیگار
خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد
یک مارک بی خریدار سیگار پشت سیگار
با تشکر از: پیام خدابنده لو
منبع: سینما روز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 19:8 نویسنده:گل جوان
میزاک، مغول و چند مشکل دیگر
امیر لطفیان
بیستوسومین جشنوارهی فیلم کودکان ونوجوانان همدان مانند دیگر جشنوارههای ایران به پایان رسید، اما مشکل اینجاست که چرا باید از کلمهی مانند استفاده کنم؟ مگر جشنواره برای کودکان و نوجوانان نیست؟ فکر کنم مسئولین جشنواره نیز از پاسخ به این سوال عاجز باشند وگرنه در جشنوارهیی که کودکان برای تماشای کارتون و فیلم آمدهاند فیلمهایی از قبیل چشم و مغول را در جشنواره حال برای هر بخش و ویژه برنامه انتخاب نمیکردند! وقتی برای داوران خارجی راجعبه این دسته فیلمها که در این دوره و دورههای قبل نمایش دادهاند صحبت کردم باور نمیکردند که جشنواره به خودش این اجازه را بدهد و به خاطر بزرگترها بچهها را نادیده بگیرد. اصلاً چرا راه دور برویم همین میزاک خودمان فیلمی که بزرگترها هم در جشنوارهی فجر و منتقدان با آن مشکل داشتند! حال به صرف اینکه در داستان اشاره شده که بچهیی به خاطر پلیدیهای روی زمین رغبتی به دنیا آمدن ندارد میشود این فیلم را در شاخهی کودکان و نوجوانان قرار داد؟!!!. از مسئول انتخاب هم که سوال میکردیم چرا چنین فیلمهایی را انتخاب کردند؟ میگفتند: زمانهی متفاوتی است و بچههای این نسل همه روشنفکر هستند! براستی این است معنای روشنفکری؟ باور کنید چه بسیار فیلمهایی هست که اگر برای پر شدن و متعدد کردن بخشهای جشنواره بخواهیم میتوانیم سراغ آنها برویم. فیلمهایی بسیار بهتر از میزاک و زادبوم هست که بچهها را خوشفکر بار بیاورد. مگر ماهی بزرگ تیم برتون نبود فیلمی که به بچهها یاد میداد چگونه هدف را جستجو و دنبال کنند، مگر چارلی و کارخانه شکلات سازی نبود که به بچهها اهمیت خانواده را نشان میدهد این همه فیلم هست که همراه با تصاویر شاد و کودکانه این همه پیام و حرف پشتش خوابیده. نگوئید نیست بگوئید نمیخواهیم.
زمانی که برای داوری در جشنواره انتخاب شدم با خوشحالی با خود میگفتم: جشنواره همدان راه خودش را پیدا کرده طی این دو دوره قبل این قدر تجربه کسب کردهاند که سلیقهی بچهها را بشناسند و فیلمهای درست را در هر بخش انتخاب کنند حال چه برای کودک چه دربارهی کودک. اما خیال باطل؛ هیأت انتخاب هنوز در دوران بچههای آسمان فکر میکردند( که ایکاش همان بچههای آسمان را نشان میدادند). بعضی از فیلمها به قدری کسل کننده بودند که حتی بزرگترها هم برای دیدنش رغبت نشان نمیدادند و ما در طی پخش فیلم به فکر فلسفهی چرت زدن بودیم. یکی از داوران خارجی از ما ایرانیها پرسید که فیلمهای ایرانی شبیه فیلمهای عربی هستند؟ ما هم که بهمان بر خورده بود گفتیم: نه! و شروع کردیم تعریف و تمجید از فیلمهای ایرانی،( و باز هم ایکاش) ایکاش تعریف نکرده بودیم دوباره آبرویمان و اصلاً عرق ملیمان خدشه دار شد. خیلی طول کشید تا آنها متوجه کنیم کار یک آماتور بوده و آنها هم میگفتند: که آماتور را نباید در چنین جشنوارهی بینالمللی راه دهند(که راست هم میگفتند)
البته مشکل تنها از خود جشنواره نیست و کارگردانها هم کم لطفی در حق بچهها میکنند. آن قدر درگیر دربارهی کودک شدهاند که دیگر سلیقهی بچهها را فراموش کردهاند و اگر کسی به آنها بگوید که بچهها آن لذتی را که باید از فیلمهای شما نمیبرند باور نمیکنند؛ تا قبل از مراسم اختتامیه با خود میگفتم: یعنی کسی نیست که فقط بچهها برایش مهم باشد نه جایزه؟ اما آقای کرامتی جملهیی را در مراسم اختتامیه گفتند که به قول ما جوانان خیلی با آن حال کردم: من اگر اینجام فقط برای این است که دل حداقل دو سه تا بچه را شاد کنم. هدف اصلی و نهایی جشنواره هم چیزی غیر از این نیست ولی هنوز چرا در مسائل اولیه دچار مشکل هستیم شاید درک آن برای ما سنگین باشد و خیلی زود است تا ما متوجه مشکلات عمده بر سر راه سینمای کودک را بفهمیم. باور کنید خوشحال کردن و شاد کردن کودکان سادهتر از آن است که حتی فکرش را بکنید. فقط کافی است اولین دغدغه کودکان باشند. در چند روز داوری افرادی که با ما مرتبط بودند و هنوز کودکی خود را فراموش نکرده بودند مفرحترین و شادترین لحظات را برای ما فراهم آوردند. کودکی آنها که هنوز زنده است میتوانند برای کودکان فیلم بسازند، تصمیم بگیرند، و اجرا کنند.
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:32 نویسنده:گل جوان
با خبر شدم «علي شادمان» بازيگر فيلم «زماني براي دوست داشتن» جايزه ويژه جشنواره سينهكيد را از جشنواره هلند دريافت كرد.
براش آرروزی موفقیت می کنم . انتظار می رفت برنده بشه!!
مبارکش باشه

عکسهای فیلم سنگ اول ابراهیم فروزش را هم در لینک زیر ببینید
عکس: آقای رضا عباسی-عکاس فیلم
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_datsogallery&Itemid=52&func=viewcategory&catid=59
گفت و گوی اختصاصی با «اندیشه فولادوند»+ یکی از اشعارش
مصاحبه من با خانم فولادوند رو در لینک زیر بخوانی
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1692&Itemid=61
همچنین یکی از اشعار اندیشه فولادوند را نیز در همین لینک بالا بخوانید که قسمتی از آن را در همین جا آورده ام
خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار
شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب جان کندنش غریزی است
لعنت به این خود آزار سیگار پشت سیگار
یک استخوان و صد میخ آن پرده را دریدند
ناموس سایه بر دار سیگار پشت سیگار
در انجماد یک تخت این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار
بر سنگ فرش کوچه خوابیده بی سرانجام
این مرده ی کفن خوار سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم بی سرنشین کبودند
مردی تکیده، بیزار سیگار پشت سیگار


پس همین الان به سایت سینما روز بروید
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 20:52 نویسنده:گل جوان
همین الان:
عکسهای سینما روز از دومین جشنواهر کمدی گل آقا تازه روی سایت گذاشته شد که برای دیدنشون به لینک زیر برودید
امسال هم که خبری از جشنواره گل آقا نشد و ما همچنان ناراحت
چند لحظه پیش:
آلبوم آخ محسن نامجو رو گیر آوردم
این بار گند زده بود
شاید اگر یکم مودب تر بود و اونجوری قرآن رو نمی خوند دلنشین تر بود
نباید با آیات قرآن شوخی می کرد و به توهین!
خلاصه نامجو رو مثل قبل دوست ندام...
اط قظعه آخرش گلادیاتور ها واقعا بدم اومد - از قطعه پنجش هم خوشم نیومد و نبود اجرا می کرد
فقط سه اش خوب بود با همراهی گل شیفته فراهانی
فقط میگم قبلا نامجو بهتر بود!!!!
اما تصاویر كنسرت محسن نامجو در ونیز با همراهی گلشیفته فرا هانی رو دیدم
یک سایت هم نقد آهنگ و البوم جدید نامجو رو نوشته
http://www.music360.ir/albums/35-pop-rock-fusion/323-ooch-mohsen-namjoo.html


امروز:
چند وقتی می خوام چند تا عکسی که گرفتم را روی وبلاگ بگذارم اما حوصلم نمی گیره
اما دیروز چی شد؟!
دیروز :
وزیر ارشاد واسه جشنواره شعر اومده همدان و من هم مشغول عکاسی بودم
دو تا عکس از حسینی واستون می گذارم
اینم خبری که حسینی به همدانی ها داده:
جشنواره بين المللي فيلم کودک در همدان ماندگار مي شود -ایرنا


فردا:
درباره نمایشگاه مطبوعات هم باید بگم خیلی دوست داشتم برم که ظاهرا جور نمیشه ولی اگه شد میرم
پس فردا:
حالا کو تا پس فردا
تماس فرت
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:46 نویسنده:گل جوان

از پدر علی شادمان شنیده بودم که قراره فیلم زمانی برای دوست داشتن ابراهیم فروزش که علی توش بازی کرده قراره در جشنواره فیلم کودک هلند به نمایش درآید
از محسن تنابنده هم شنیده بودم که احتمالا کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر باشه
اما خبر به تائئد هیچ کجا نرسیده بود تا اینکه خبرگزاری فارس امرزو خبر رو زد البته زده مهمان افتخاری اما به هر حال علی از کاندیدا هست و احتمال جایزه بردنش هست
برای علی آرزوی موفقیت می کنم و امیداورم جایزه جشنواره هلند رو ببره
جشنواره سينه كيد آمستردام هلند از 14 اكتبر برپاست و فيلم سينمايي «زماني براي دوست داشتن» به كارگرداني «ابراهيم فروزش» نيز در اين جشنواره بين المللي حضور دارد
این هم خبر فارس:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807251558
راستی دیروز هم بازی پاس و استقلال در همدان بود
همانطور که پیش بینی کرده بودم مساوی شدند اون هم صفر- صفر
کلا از استقلال ها خوشم نمیاد و دوست دارم همیشه بببازند
از پاس هم خوشم نمیاد و دوست دارم ببازه
اما دیروز خیلی خوشم اومد مساوی صفر صفر شدند و استقلال بیشتر باخت
البته استقلال های کلا ارازل و اوباش تشریف دارند
همین دیروز هم که اون مربی {...} با هوادار پاس درگیر شده و د بزن
ظاهرا به مرفاوی گفتن: مرغابی!!!!
این هم خبرش :http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807251517

[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 10:30 نویسنده:گل جوان
شعار همیشگی گل آقا

فرشته صدرعرفايي بازيگرداني ميكند، محراب رضایی با آتنه فقيه نصيري بازي؛ «ايليا بودن» كليد خورد فيلم تلويزيوني «ايليا بودن» به كارگرداني پويان طايفه كليد خورد
محراب نقش اول دارد و نقش یک کودک سرطانی را بازی می کند
سلام خبر خبرگزاری دولتی فارسی را بخوانید
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807220746
انفجار با کپسول گاز رو تکذیب کرد
اما دیروز شبکه همدان نشون می داد و همه تائید می کردند و مردم و حتی یکی از مسئولان نیروی انتظامی و همه آنتش نشان ها و امداگردها
شهردار هم باهش مصاحبه کردند حدود ساعت 5 خواب آلود چرت و پرت گفت از زمین و زمان هم بی خبر بود
ساعت 10 پخش دوم خبری مصاحبه با شهردار رو دیگه حذف کرد و نشون نداد
علتش هم باید در بی مسئولیتی مسئولان دانست که تریلی با اون عظمت با اون همه بار که فرسوده هم بوده توی شهر چه غلطی می کرده!!
و این که پروژه پلی که قرار بوده اونجا از سال 86 بسازند چرا تا حالا آماده نشده
اونم در شلوغ ترین چهارراه همدان که میدان بار هم اونجا قرار داره
اینم هم گزارش سریع تابناک
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=68421

2 کشته و 8 زخمی
تمام 5 خودرو کاملا سوختند
دیشب منزل یکی از بستگان بودیم
همینطور که کانال ها رو عوض می کردم رفتم شبکه 4
فیلم به نظرم آشنا اومد بله درست بود
فیلم مدیوم بود با بازی مریلا زارعی و متین حیدری نیا
خیلی جا خوردم و تعجب کردم تقریبا اوایل فیلم بود ولی حیف که نشد از اول ببینم اصلا واسه فیلم هم تبلیغ نشده بود
خلاصه فیلم ترسناکی بود مثلا اما بازی مریلا واقعا عالی بود
یک سکانس طلایی داشت که پیام خیلی خوشش اومده بود ...
امروز هم فیلم متین رو نشون میده
فیلم مسیر عشق که متین برای بازی در این فیلم کاندیدای دریافت پروانه زرین بهترین بازیگر جشنواره 23 کودک بود

وبلاگ متین هم به نشانی زیر به تازگی افتتاح شده و آقای پورصادقی مدیر وبلاگ هستند
http://matin-heydarinia.blogfa.com/
*«مسير عشق»
فيلم سينمايي «مسير عشق» چهارشنبه 22مهر ساعت 19 از شبـكـه دو سيما پخش ميشود.
داستان
در مورد يوسف پسر بچه10 سالهاي است كه در موقع برگشتن از مدرسه اتفاقي با
كاروان راهيان كربلا كه عازم كربلا هستند برخورد ميكند. او بدون هماهنگي
با مدرسه و منزل به صورت مخفي وارد اتوبوس ميشود. در مسير با توجه به
شخصيتها و تيپهاي داخل اتوبوسي كه عازم كربلا هستند، اتفاقات و مسائلي
پيش ميآيد كه هم طنز و هم آموزنده هستند و مسائل اخلاقي و بعد معرفتي به
مخاطب انتقال داده ميشود.
مريم كاظمي، صادق توكلي و سيما مطلبي در فيلم سينمايي «مسير عـشـق» به كارگرداني بيژن شكري به ايفاي نقش پرداختند.
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:10 نویسنده:گل جوان

سینما روز - علی وزینی: این روز ها نام «محسن تنابنده» بیشتر از هر روز دیگر جنجالی شده است، بطوری عدم حضورش در فیلم «زم هریر» باعث شده که سید ضیاء هاشمی تهیه کننده فیلم اعلام کند که می توانم تنابنده را ممنوع الکار کند و خبرگزاری فارس هم این چنین گزارش می دهد: «سيدضياء هاشمي تهيهكننده فيلم سينمايي «زم هرير» به كارگرداني علي روئین تن از محسن تنابنده شكايت كرد. روابط عمومي اين فيلم با اعلام اين خبر گفت: محسن تنابنده براي بازي در زمهرير با دستاندركاران اين فيلم قرارداد امضا كرده بود، اما به دليل عدم تعهد اين بازيگر نسبت به قراردادش و حضور در پروژه ديگري سيدضياء هاشمي مجبور شده است به خانه سينما شكايت كند.»
تنابنده هم اکنون مشغول بازی در فیلم «سنگ اول» ابراهیم فروزش است و پیش از این در فیلم های «آفسايد»، «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين»، «دانه هاي ريز برف»، «سن پترزبورگ»، «استشهادي براي خدا»، «زماني براي دوست داشتن» به ایفای نقش پرداخته است. و برای فیلم استشهادی برای خدا که در نوبت اکران عمومی قرار داد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را نیز کسب کرده است. وی همچنین نویسندگی فیلم ها و سریال هایی همچون «استشهادی برای خدا»، «اگه می تونی منو بگیر»، «چند میگیری گریه کنی»، «زندگی به شرط خنده»، «پیامک از دیار باقی» و ... را تجربه کرده است.
در گوشه ای از پشت صحنه فیلم با وی در این خصوص همکلام شدیم.
در مورد نقش تان در فيلم بگوييد؟
من نقش شخصيت اصلي فيلم را كه اسمش حسنعلي است بازي ميكنم كه در روستا زندگي ميكند و كابوسهاي عجيب و غريب ميبيند كه در بيداري او را وادار ميكند كه به دنبال كابوسها بيافتد و علت آن را جويا شود.
كار در ملاير و روستا چگونه بودهاست؟
من كار روستايي زياد انجام دادهام و همه چيز بد نيست و كارها خوب پيش ميرود.
دومين تجربه با فروزش چطور بود؟
ما قبلا با هم كار كردهبوديم و از هم راضي بوديم و همين باعث همكاري دوم شد.
در فيلم «زماني براي دوست داشتن»، نقش پدري را بازي كرديد كه بچهاش را از خانواده جدا كرد. اين قابل باور بود؟
اگر اينگونه كه شما تعريف كرديد بگوييم خشن است. اما واقعيت اين است كه پدر آن خانواده فقط به خاطر اينكه احساس بدي از رويايي پسرش با مردم و بچههاي هم سن و سال و اجتماع دارد، دنبال راهي ميگردد كه پسر كمتر آزار ببيند و كمتر مورد تمسخر قرار گيرد. از اين رو راهي را پيدا ميكند كه شايد راه معقول و منطقي نباشد و تصميم ميگيرد او را پنهان كند و در خانه نگه دارد كه اين باعث درام قصه ميشود. ولي اين پدر خيلي بد فكر نميكند كه بچه كمتر آزار ببيند. اما راه، راه خيلي خوب نيست.
استقبال مردم از جشنواره چطور بود؟
استقبال خيلي خوبي بود و همدان ميزباني خوبي داشت. هر چند سينماهايش خيلي حرفهاي و استاندارد نيستند اما اختتاميه تقريبا خوبي داشت و به نظرم همدان ميتواند پايه ثابت براي برگزاري جشنواره فيلم كودك باشد تنها به اين شرط كه وضع نمايش فيلمها بهتر شود.
بازي بازيگران كودك فيلم «زماني براي دوست داشتن» چگونه بود؟
«علي شادمان» كه تقريبا دارد به يك بازيگر حرفهاي تبديل ميشود و ما در «سرزمين كهن» هم همبازي هستيم و قبلا هم در كار ملاقليپور و فروزش هم بود كه جوايز زيادي گرفت و فكر ميكنم در فستيوال هلند جزو كانديداست و احتمال اينكه جايزه ببرد خيلي زياد است. به نظرم بازيگر خيلي خوبی است و جداي از اين، فروزش تحمل بالايي دارد كه كار با بچهها خيلي سخت است و به نظرم 3 بازيگر كودك «زماني براي دوست داشتن» خيلي خوب بودند.
اول نويسنده بوديد يا بازيگر؟
من فارغ التحصيل بازيگري و بازيگر تئاتر بودم و سالهاي زياد كار حرفهاي انجام دادم. به آرامي روي به سينما و گاهي تلويزيون آوردم. اما براي اينكه مجبور نشوم هر كاري بازي كنم و از اين راه پول در آوردم، با توجه به استعدادي كه در نويسندگي داشتم، سعي كردم كارهايي بنويسم و از جمله چند فيلمنامه فيلم سينمايي نوشتم. همين حالا سيروس مقدم سريالي بر اساس فيلمنامه من مينويسد.
نظر تان راجع به كارهاي طنز تلويزيون چيست؟
آثار مختلفي ساخته ميشود. هر كار ويژگي خودش را دارد و نميشود مقايسه انجام داد كه كدام بهتر است. ممكن است كاري را نام ببرم و كار ديگري را از ياد ببرم. اما اگر طنز به اين خاطر باشد كه فقط مخاطب را بخنداند و خيلي تامل برانگيز نباشد، سليقه من نيست. ضمن اينكه اگر فيلمنامهاي نوشته شود كه كارش صرفا خنداندن مخاطب باشد جاي تحسين دارد.
واكنش شما به بحث ممنوع الكاريتان چيست؟
من با اين گروه قرارداد بستم. حدود يك ماه و نيم به بازيام در آن كار ماندهبود، تصميم گرفتم اين كار را انجام ندهم و با كارگردان و دستياران صحبت كردم و خواستم با تهيهكننده هم صحبت كنم كه نشد. اما آنها خيلي به من لطف داشتند چون فكر نميكردم كه با صحبتي كه انجام دهم مشكلي پيش آيد و الان هم فكر نميكنم مشكل خاصي پيش بيايد. من كار فروزش را يكي دو ماه قبل از كار ضياء هاشمي، قرارداد بسته بودم.
اما آقای هاشمي گفتهبود اول با آن قرارداد بسته بوديد؟
نه. طبيعي است كه آقای هاشمي به خاطر مشكلاتي كه در كارش به وجود آمده ناراحت بشود و حرفهايي بزند. اما اين حرفها مصداق ندارد. قرارداد كار فروزش هست و از 6-7 ماه قبل از قرارداد، حرفش را زدهبوديم كه در اين كار باشم و فروزش گفتهبود شخصيت را بر اساس تو نوشتهام. من آنقدر مشكل داشتم كه ميخواستم كاري انجام ندهم اما بخاطر فروزش، حاضر به بازي در اين فيلم شدم.
پس به هیچ عنوان در فیلم «زم هریر» بازی نمی کنید؟
نه، بازی نمی کنم.
عکس: پیام خدابنده لو
منبع: سینما روز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:57 نویسنده:گل جوان



گزارش پشت صحنه فیلم، گفت و گو، عکس های اختصاصی از پشت صحنه فیلم و عکس های اختصاصی از فیلم «سنگ اوّل».
سینما روز - علی وزینی: خبر ساخت فیلم جدید ابراهیم فروزش خود به تنهایی می توانست دلیلی برای حضور ما در محل فیلمبرداری و تهیه گزارش باشد، اما تغییر ژانر سینمای فروزش که فیلم های سینمایی اش نشان رنگ و بوی کودک دارد اصرار ما را برای حضور در پشت صحنه دو چندان می کرد. جالبتر آن که این فیلم این بار در شهر ملایر و روستای طائمه کلید می خورد و در کنار بازیگران محلی فیلم که سرشناسترین آن ها مسعود چوبین است، بازیگران حرفه ای چون محسن تنابنده و اندیشه فولادوند، به ایفای نقش می پردازند.
عوامل فیلم که با فروزش همکاری می کنند را می توان به سه دسته مهم تقسیم نمود که دسته اول همان هایی هستند که از یاران همیشگی فروزش محسوب می شوند که از مهمترین آن ها می توان به سید علیرضا سبط احمدی در مقام تهیه کننده، محسن تنابنده در مقام بازیگر و رضا عباسی در مقام عکاس فیلم که همگی در کار قبلی فروزش یعنی زمانی برای دوست داشتن حضور داشته اند، اشاره کرد و دسته دوم را می توان به ملایری الاصل هایی که در تهران ساکنند و هم اکنون در سینما از حرفه ای ها محسوب می شوند و به واسطه محل ساخت فیلم یعنی ملایر با او همکاری می کنند همچون محمود محمد طائمه مدیر تولید «مدیر تولید اخراجی ها1 و آناهیتاو ...» و محمود چوبین از بازیگران سینما و دسته سوم که اولین بار با فروزش همکاری می کنند و یا افراد محلی هستند.
در ادامه گزارش پشت صحنه ما از فیلم و مصاحبه با ابراهیم فروزش کارگردان، سید علیرضا سبط احمدی تهیه کننده، محمود محمد طائمه مدیر تولید را می خوانید و مصاحبه های جداگانه با بازیگران فیلم محسن تنابنده و اندبشه فولادوند را در روز های آتی در سایت می خوانید.این گزارش ها و مصاحبه ها شامل عکس های اختصاصی سینما روز نیز می باشد.
گزارش پشت صحنه:
برای هماهنگی مقدماتی چندبار با فرزوش تماس می گیریم تابالاخره موبایلش را جواب می دهد.با اینکه بد موقع تماس گرفتم از اینکه بخواهیم به پشت صحنه بیاییم مخالفتی نمی کند.شماره مدیر تولید فیلم را می دهد تا آدرس محل فیلمبرداری را از او بگیریم.محمد محمود طائمه نیز از ما استقبال می کند و ما عازم ملایر می شویم.با ماشینش به سراغمان می آید و ما را تا روستای طائمه می رساند کمی دور بود کمی جاده پیچ در پیچ اما بالاخره طابلای قدیمی و کهنه ای که رنگ و رویش هم رفته طائمه را به ما نشان می دهد.حالا موبایلم را که نگاه می کنم دیگر آنتن نمی دهد.با اینکه دکل مخابرات هم دارد ولی امکان استفاده از موبایل وجود ندارد.
روستا با مدرسه و خانه ی بهداشت شروع می شود و کمی نزدیکتر هم محل فیلمبرداری است . همه مشغول کاری هستند فروزش کلاهی را بر سر گذاشته و مشغول کارگردانی است. مردم ده هم دور تا دور محل فیلمبرداری نشسته اند و این چند روزه کارشان همین بوده که می آیند و فیلم را تماشا می کنند.اکثرشان هم جوان ها 15 تا 25 ساله هستند و البته چند بچه کوچک هم دیده می شود.
با یک لیوان چای از ما استقبال می شود و در گوشه ای ایستاده همه چیز را زیر نظر می گیریم. چهارپایه هم برایمان می آورند و این بار نشسته گزارش ها را می نویسیم.
دو سرباز مشغول خرید از یک مغازه هستند که صاحب مغازه پیرمردی است که با دکان کوچکش همه چیز می فروشد. دو سرباز خرید می کنند و در کیسه آنها دو ساقه طلایی هم دیده می شود.این صحنه را چند بار می گیرند تا بالاخره فروزش راضی می شود و حالا باید به سراغ سکانس بعدی برود.
سکانس بعدی هم مربوط به خرید کردن یک خانم روستایی از مغازه است که گرفتن آن خیلی طول می کشد چند بار دیالوگ را دیر می گوید چند بار یادش می رود چه باید می گفته و چند بار هم اشتباه به این طرف و آن طرف نگاه می کند اما هیچکدام فروزش را راضی نمی کند.
در همین حین که از مدیر تولید سراغ اندیشه فولادوند را می گیریم به سراغ یک خانم جوان با عینک دودی بزرگ مشکی می رود و تازه متوجه می شویم این خانمی که از یک ساعت قبل این جا بوده همان فولادوند است.به لباس و گریم فیلم نمی خورد و به نظر می رسد این طور بیرون آمده تا مردم او را نشناسند و یا کمتر سراغش را بگیرند.
مشغول گرفتن مصاحبه را با او می شویم اما مجبوریم هر چند وقت یکبار مصاحبه را به خاطر فیلم قطع کنیم چون فرمان سکوت برای ضبط صادر می شود و باید همه جا ساکت باشد تا فیلم را ضبط کنند.
بعضی از سکانس ها که تکرار می شود خنده مان می گیرد و دوباره همان تکرار می شود.جالب آن جاست که در هیچکدام آنها فروزش و نه هیچ یک از عوامل فیلم عصبانی نمی شوند و فریاد نمی زنند بلکه همان لبخند که از همه خونسرد تر همان فروزش است.با خودم می گویم اگر کارگردان بودم همه را سر برداشت دوم کتک می زدم.خوب شد که کارگردان نشدم.
سه نیمکت یکی چوبی و دو تا پلاستیکی در گوشه ای مصاحبه مان را با فولادوند می گیریم.آنقدر مصاحبه را قطع کردیم که خود به خود 6 تا از سوالات مهمم را از یاد یردم و چند جا هم تمرکزم را از دست می دهم.معمولا جای شلوغ نمی توانم مصاحبه بگیرم و حواسم پرت می شود.به همکارمان پیام خدابنده لو می گویم ، پاسخ می دهد این نوع بهتر است و باید با آن عادت کنی. یک سوال می کنم دوباره بلافاصله سوالم را عوض می کنم و چند جا هم سوتی های بزرگ می دهم و کم مانده بود آخرین سوال از فولادوند را اینگونه بپرسم که «اندیشه به چه می اندیشه؟».
چند بار هم اصلاً یادم می رفت فولادوند چه نقشی در چه فیلمی داشته هم ستاره می شود را دیده بودم و هم سربازهای جمعه که دومی را خیلی قبل پیش دیده بودم و چیزی یادم نمی آمد.
اولین مصاحبه ام را در یک مکان شلوغ و پر تحرک که باید هر چند دقیقه یک بار ساکت شوی و مصاحبه را قطع کنی انجام می دهم و برایم سخت بود اما برای اولین تجربه چندان بد هم نبود.
فولادوند تاکید می کند روی متن و پیاده کردن مصاحبه حساس است و مصاحبه را صرفاً به خاطر جوان بودنمان قبول کرده و البته آشنایی ما با آقای طائمی مدیر تولید فیلم. عکس هم فعلاً نمی اندازد تا بعد از ناهار.
حالا کمی سر فروزش خلوت می شود و کار هم به بعد از ناهار موکول می شود.به سراغش می رویم خودمان را معرفی می کنیم می شناسد و با تعجب می گوید شما که همدانی هستید چرا لهجه همدانی ندارید و همدانی صحبت نمی کنید؟
گفت وگو را پیام خدابنده لو می گیرد و من هم عکاسی ام را می کنم با اینکه خسته است اما ایستاده 10 دقیقه ای گفت و گوی کوتاه را با او انجام می دهیم.اصرار می کند که ناهار را با مهمان باشیم که البته قبول می کنیم و مهمان فیلم و روستای طائمه می شویم.
بعد از ناهار هم محسن تنابنده با گریمی جالب، گیرش می آوریم و با او هم در محل لوکشین قهوه خانه فیلم گفت و گو می گیریم این بار من مصاحبه می کنم و پیام عکس می گیرد.قبل از مصاحبه هم با تنابنده در خصوص باشگاه پاس همدان و نتیجه مساوی استقلال-پرسپلیس و علیرضا منصوریان صحبت می کنیم.پیام همکارم با تنابنده هر دو استقلالی اند و من پرسپلیسی، بهتر بگم دوست دارم استقلال ببازه.تنابنده و پیام برای هم و تیمشان پپسی باز می کنند و من میگم اینطور نیست.دوباره می گوید ظاهرا ملایری ها با همدانی ها اختلاف دارند. فقط تعجب می کنم که این موضوع را تنابنده از کجا می داند.
بعد از ناهار شده و چند عکس از اوکشین و بازیگران محلی فیلم می اندازیم و در روستا قدم می زنیم . روستای خوب با مردمان خوب.طائمی مدیر تولید فیلم این خصلت و خوبی مردم را چند بار تاکید می کند و می گوید مردم همکاری خوبی با ما داشته اند و هنگام فیلمبرداری وقتی می گوییم دوستان سکوت.کل روستا ساکت می شود و ماشین ها خاموش. پیر و مرد زن و بچه کوچک و بزرگ با ما همکاری خوبی داشته اندخدا خیرشان بدهد.
ساعت 3 و نیم شده هنوز موبایلم آنتن نمی دهد.زحمت رساندن ما به ملایر و خارج شدن از روستا را آقای طائمی می کشد.از زحماتش تشکر می کنیم.در ملایر به دنیا آمده و سالهاست که با خانواده اش در تهران زندگی می کنند اما هنوز همان خصلت خونگرمی همشریان را دارد و شهرش را دوست دارد. میزبانی اش حرف نداشت. حالا وارد جاده می شوبم همین حین موبایلم را نگاه می کنم.آنتن می دهد... .
مصاحبه ها:
ابراهیم فروزش: اين فيلم به هيچ وجه فيلم كودك نيست
چرا فيلم در ملاير فيلمبرداري شد؟ با توجه به سابقه فيلمسازي شما در سينماي كودك و فيلمبرداري چند فيلم به مناسبت جشنواره كودك در استان همدان در ماههاي اخير، به نظر ميرسيد فيلم شما هم در اين حوزه باشد.
اين فيلم به هيچ وجه فيلم كودك نيست و ارتباطي با كودك ندارد. ما مانند هر فيلم ديگري دنبال لوكيشن بوديم. اول به قزوين مراجعه كرديم چون به تاكستانهاي قزوين با توجه به موضوع فيلم نياز داشتيم. خوشبختانه مدير فيلم اهل روستاي طائمه ملاير بودند و گفتند آنجا جز مراكز انگور است. اينجا روستاهاي مختلفي را ديديم. طائمه از لحاظ بافت ابنيهاش بسيار مناسب بود كه اگر آنها را پشت سر هم بگذاريم و جاهايي كه ديوارهاي سنگي دارد را كنار هم قرار دهيم، چيز جديدي از لحاظ معماري ارائه ميدهيم. ضمن اينكه تاكستانهاي انگور اينجا بيشتر از قزوين ميتوانست مورد توجه قرار گيرد.
بدون تعارف ميگويم شانس ما بوده كه به اينجا آمدهايم و مردم طائمه بسيار مهربان است و تاكنون كه 15 روز از فيلمبرداري ميگذرد به هر جايي كه رفتيم با استقبال روبرو شديم و بدون اينكه مشكلي داشتهباشيم، نهايت همكاري آنها را ديدهايم. اگر به قصه ما مراجعه كنيد حدود 80 درصد در پيدا كردن لوكيشن موفق بوديم.
چطور شد كه پس از ساخت آثار متعدد از سينماي كودك جدا شديد؟
نه. من به موازات ساخت فيلم كودك، آثار متعدد ويدئويي دارم كه ارتباطي با كودكان ندارد و حتي كفه ترازو به نفع بزرگسال ميچرخيد. مرا به عنوان كارگردان سينماي كودك ميشناسند. متاسفانه وقتي به سينماي كودك ميرسيم توجه چنداني به آن نميشود و با وجود جمعيت فراوان كودكان و نوجواناني كه داريم و آيندهساز ملت هستند.
بازيگران كودك و نوجوان در فيلمهاي شما حضور پر رنگي دارند. به نظر بازيگري آنها غريزي است يا ميشود آنها را به پيشرفت بيشتر رساند؟
بچهها حرفهاي نيستند. نميتوانيم آنها را حرفهاي كنيم چون پس از مدتي به بزرگسال تبديل ميشوند. البته با بچههايي برخورد داشتيم كه قصد دارند بازيگري را ادامه دهند و شيفتگي نسبت به آن دارند و اگر نگاه آنها تنها حوس نباشد، آيندهسازان سينماي ما خواهند بود
محمود محمد طائمه-مدیر تولید: فیلمبرداری حداقل تا اوایل آبان طول می کشد.
محمود محمد طائمه در گفت و گو با خبرنگار سينماروز گفت: در بازبيني از لوكيشنهاي متعدد با فروزش به استان قزوين و شهرستان تاكستان رفتيم و ابتدا آنجا را پسنديدند. ولي چون اينجا هم آمدهبوديم و داستان فيلم در مورد انگور است و ملاير محل كشت انگور است، به اينجا آمديم.
طائمه اضافه کرد که همکاری مردم روستا و ملایر با ما بسیار خوب بوده است.
وي ادامه داد: لوكيشنهاي فيلم متعدد است و از ملاير و اطراف شهر همدان فيلمبرداري داشتيم اما عمده فيلم در روستاي طائمه و علمدار است و همينطور قسمت ديگري در جادههاي اطراف آن فيلمبرداري ميشود.
محمد طائمه افزود: پيشتوليد طولاني مدت نداشتيم و چون فصل را از دست ميداديم اين مرحله تنها 15 روز طول كشيد. البته يك پيش توليد اوليه هم براي پيدا كردن لوكيشن داشتيم. پس از آن سريعا به آمادهسازي لوكيشنها پرداختيم و روز 27 شهريور كار را كليد زديم و قصد داريم طي 30 تا 35 جلسه فيلمبرداري را تمام كنيم.
وي تصريح كرد: با توجه به اينكه فيلمبرداري به صورت اچ دي است زمان و سرعت بيشتري داريم و اگر آب و هوا و شرايط محيطي اذيت نكند، مشكلي نخواهيم داشت و اكنون تنها يكي دو روز از برنامه عقب هستيم كه به خاطر شرايط آب و هوايي است. حدود 40 درصد فيلمبرداري انجام شدهاست.
محمد طائمه در مورد انتخاب بازيگران ملايري بيان داشت: ابراهيم فروزش در سه ديداري كه با هنرمندان ملاير داشت از ميان آنها حدود 20 نفر را براي ايفاي نقشها انتخاب كردند.
عوامل فيلم «سنگ اول» عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: ابراهيم فروزش، بر اساس داستان كوتاه «سنگ اول» از كتاب «تنور» هوشنگ مرادي كرماني، مدير فيلمبرداري: فريدون شيردل، صدابردار: مهدي صالح كرماني، طراح صحنه و لباس: محمدهادي فدوي، طراح چهرهپرداز: بيژن محتشمپور، دستيار اول و برنامهريز: مهدي دانشرفتار، مدير توليد: محمود محمد طائمه، تدوين: بهرام دهقاني
بازيگران: محسن طنابنده، انديشه فولادوند، مسعود چوبين و جمعي از بازيگران تئاتر و اهالي روستاي اطراف ملاير
تهيه كننده: عليرضا سبط احمدي، محصول سيما فيلم
گزارش: علی وزینی
مصاحبه:پیام خدابنده لو
عکس های پشت صحنه: علی وزینی – پیام خدابنده لو
عکس های فیلم: عکاسان فیلم؛ آقایان امیر عباسی و محمد صالحی
منبع: سینماروز
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:2 نویسنده:گل جوان


سینما روز - پیام خدابنده لو: مسعود كرامتي در جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلم «باغهاي كندلوس» در دانشگاه آزاد اسلامي همدان گفت: من تئاتري و ورودي سال 56 دانشكده هنرهاي زيباي تهران بودم و يكي دو كار دانشجويي در كارنامه داشتم. پس از شروع زود كارم در تئاتر، اوضاع آن دچار بحران شد و آغاز انقلاب، باعث شد فضاي آن محدود شود و پس از آن انقلاب فرهنگي اتفاق افتاد.
وي ادامه داد: عرصه كار در تئاتر مجددا در حال فراهم شدن بود. با اين حال دلم نميخواست به عنوان بازيگر يا كارگردان در تئاتر ديده شوم. پس از آن مرحوم اردشير كشاورز به من پيشنهاد كار عروسكي داد. من تعجب كردم و فكر ميكردم اين كار مربوط به دختر بچههاست و با فضايي كه در تئاتر ميشناختم بيگانه بود. اما اصرار كشاورز، مرا به تمرينات كشاند و از فضاي آن خوشم آمد. چرا كه ميشد كل انرژي را به داخل عروسك بريزيم و همه چيز را گردن او بياندازيم و ديدم دنياي غريبي دارد و كار جذابي است.
كرامتي افزود: كاري عروسكي با 5 قصه از مثنوي معنوي در سالن كانون پرورش فكري اجرا كرديم و پشت سر آن، يك كار عروسكي در تلويزيون پيش آمد و حضور در مدرسه موشها، كار در تلويزيون را براي من وسيعتر كرد. همان زمان با ملاقليپور آشنا و با دستياري او در فيلم «افق» وارد سينما شدم. البته قبل از آن، در فيلم دزد عروسكها مشاور بودم.
وي در مورد ورودش به عرصه بازيگري در سينما و تلويزيون تصريح كرد: در مورد بازيگري حداقل در آن دوران، ميل و رغبتي نداشتم. ملاقليپور در فيلم افق، تمرينات بازيگران را به من سپرد و دائما ميگفت كه بايد يك فيلم بازي كني كه برايم شوخي بود. ولي وقتي طرح مجنون را آورد كه هنوز به فيلمنامههم تبديل نشدهبود و يكي از نقشهاي آن را به من پيشنهاد كرد، وسوسه شدم در آن بازي كنم. پس از آن خطاهاي ديگري هم انجام دادم و در فيلمهاي ديگري نيز بازي كردم! اما قصد من اين نبود. در زندگي شرايط به گونهاي پيش ميرود كه ما هم دنبال آن ميرويم.
كرامتي در مورد جديدترين فيلمش «ترانه كوچك من» كه در همدان فيلمبرداري كرده نيز بيان داشت: ترانه كوچك من در حال حاضر خيلي داغ است و نياز به زمان دارم تا اين اتفاق را معنا كنم. فيلمي است كه فيلمبرداري آن پس از ساعت 1 نيمهشب، به اتمام رسيد. ولي جداي از اينكه فيلم چيست و قضاوت آن به عهده ديگران است، اتفاق خوبي در اينجا افتاد و به جرات ميگويم كجايي بسياري از تصاويري كه در اين فيلم خواهيد ديد را 80 درصد مردم همدان هم تشخيص نميدهند. در حالي كه اين لوكيشنها خيلي از شهر همدان دور نيست.
وي ادامه داد: اين تصاوير، براي من كشف غريبي بود و اين فرضيه كه «عجب سرزمين غريبي داريم» در طي اين 1 ماه، بارها و بارها به من ثابت شد.
كرامتي كه در بيست و سومين جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان، به عنوان داور بخش مسابقه سينماي ايران حضور داشت، در پاسخ به سوالي مبني بر انتخاب فيلم «كودك و فرشته» به عنوان اثر برگزيده جشنواره گفت: با مناسب نبودن فضاي جبهه براي بچهها موافقم. با اين حال واقعيت اين است كه در فيلمهاي جشنواره چيزي نداشتيم و نياز به تكرار اين جمله نيست كه «به خدا فيلم نبود». تنها فيلمي كه در حد تعريف نرمان سينما قابل دفاع باشد، «كودك و فرشته» بود و از سر فقر و نداري است كه اين اتفاق ميافتد.
وي افزود: معتقدم «كودك و فرشته» خوشساخت است و فضايي كه ميخواهد را تعريف كرده اما قصه آن دم دستي است و موضوع آن مناسب كودك و نوجوان نيست. البته فيلمهاي ديگري هم در جشنواره بودند كه چيزهاي قابل دفاعي داشتند و هيات داوران تا اندازهاي به آنها توجه كرد.
كرامتي در ادامه در مورد حضورش در فيلم باغهاي كندلوس به كارگرداني ايرج كريمي تصريح كرد: ايرج كريمي را سالها قبل ميشناختم ولي وقتي پيشنهاد بازي در اين فيلم را به من داد تعجب كردم. پرسوناژ نقشم به نظرم خوب نبود و كاراكتر معلق بود و تعريف مشخصي نداشت. اين موضوع را با كريمي مطرح كردم و كاراكتر دچار تغييراتي شد و بر اساس فضايي كه فيلم تعريف ميكرد، ديالوگهاي شخصيت شب به شب نوشته شد كه الان يكي از محوريترين كاراكترهاست كه در نسخه اوليه فيلمنامه اينگونه نبود و جذابيتي براي بازي نداشت. اما چون كريمي و فيلمها و مردهايش را دوست دارم قبول كردم در اين فيلم بازي كنم. در پيش توليد صحبتهاي زيادي با كريمي داشتم تا كاراكتر اوليه به كاراكتر فعلي تبديل شد.
وي با اشاره به وجود مضمون عشق در اين فيلم بيان داشت: به نظرم عشق كليديترين مفهوم براي بحث در مورد فيلم است. چون مضمونش با نگاهي مذهبي به عشق است. مذهبي به آن معنا كه ما زمينيها در آسمان به دنبالش ميگرديم. اشارهاي كه اين فيلم به عشق دارد از منظر دو جوان عاشق و وابسته به هم است. وقتي كاوه ميفهمد آبان قطعا خواهد مرد، تصميم به مرگ ميگيرد كه به نوعي خودكشي است و عشقي است كه قرنها و قرنها در مورد آن ميشنويم.
كرامتي ادامه داد: اين عشق مربوط به بازگشت به زمانه گذشتهاي است كه عشق و پايمردي و ثباتها بر اساس برخي ارزشها، اهميت داشته و آن زمان ما ايدهآليست بوديم. حال در فيلم شاهد هستيم كسي كه شكسپير ميخوانده حالا كاسب و دلال و بساز بفروش شده است. سه كاراكتر فيلم معتقدند متعلق به جمعي بودهاند كه كاوه و آبان هم وجود داشتهاند. اما حالا بمبي در ميان آنها انفجار شده و به شكلي تكه تكه شدند كه همه ارزشها را فراموش كردهاند.
وي افزود: كاوه و آبان نوستالژي اين سه نفر و غربتي هستند كه اينها از دست دادهاند. حالا در اطرافمان افرادي با چنين تعريفهايي از ارزشها زيادند. بايد فكر كنيم چه چيزي را از دست ميدهيم و تبديل به چه ميشويم.
كرامتي در مورد وجود برزخ در فيلم باغهاي كندلوس نيز خاطرنشان كرد: اي كاش ايرج كريمي بو دو خودش صحبت ميكرد! برداشت من اين است كه تمام اين فضاهاست كه فيلم را صاحب يك نگاه فرا زميني و مذهبي ميكند. نگاه جذاب و لطيفي است كه ما شرقيها عاشق آن هستيم و هركسي عرفان را از ديد خودش تعريف ميكند.
وي بيان داشت: در فيلم به اين المانها تاكيد ميشود. علي از جنس جامعهاي است كه در آن زندگي ميكنيم و ارزشهايش مانند ارزشهاي حاكم بر جامعه است. مهمترين ارزش جامعه ما پول است و به همين دليل علي باقي ميماند.
گفتني است اين جلسه به همت كانون فيلم و عكس دانشگاه آزاد اسلامي همدان برگزار و در پايان آن با اهداي لوح و هديهاي توسط الماسی مدیر روابط عمومی دانشگاه و احسان کاوسی مسئول معاونت فرهنگی دانشگاه از مسعود كرامتي تقدير شد و امیر حسین سمایی، میثم حبیبی، زکریا سلیمانی، علی وزینی، الهام صادقیان، شیلا فاتحی، شهرام طالبی، مژگان سعادتمندی، میلاد محمدی، پوپا پیری از مسئولان برگزاری این مراسم بودند.
در پایان توسط الماسی، کرامتی و کاوسی از دانشجویانی که ترم های قبلی با این کانون همکاری داشته بودند، با اهدای جوایز تقدیر شد.
حاشیه ها:
مراسم زودتر از زمان اعلام شده، آغاز گردید.
مسعود کرامتی با نیم ساعت تاخیر وارد سالن شد و هنگامی که وارد شد سالن تاریک بود و فیلم باغ های کندلوس در حال نمایش بود.
عکسهای پشت زمینه (بکگراند) مسعود کرامتی، عکسی از وی در جشنواره 23 فیلم کودک بود که توسط عکاس سینما روز «علی وزینی» گرفته شد و نام وی و سایت سینما روز نیز در پرده نمایش به چشم می خورد. گفتنی است علی وزینی از عکاسان و نویسندگان سایت سینما روز یکی از اعضای کانون فیلم و عکس این دانشگاه است که دو سال است با این کانون همکاری دارد.
نشریه توزیع شده ای این کانون با نام «کانون88» دارای غلط های زیادی بودکه ظاهراً مربوط به برنامه قبلی این کانون بوده است.همچنین این شماره از نشریه مورد استقبال دانشجویان واقع نشد و روی زمین افتاده بود.
محمد حسین شهباززاده مدیر تولید فیلم ترانه کوچک در گفت و گوی کوتاهی با سینما روز گفت: «کاش تبلیغ های این مراسم رنگی چاپ می شد»
مسعود کرامتی در خصوص فیلمش گفت: هنوز داغم و نمی دانم درباره ترانه کوچک من چه بگویم؟ اما ساعت یک و نیم نیمه شب فیلم را تمام کردیم و همه عوامل به تهران برگشتند و من به خاطر شما امروز هم در همدان ماندم.
تعداد عکاسان از خبرنگاران در سالن بیشتر بود.
هومن ذبیحی بازیگر نقش اول فیلم تابستان عزیز به کارگردانی امیر شهاب رضویان نیز در سالن حضور داشت.
همزمان شدن بای پاس همدان با راه آهن باعث شده بود اکثر خبرنگاران خبرگزاری ها در بازی پاس شرکت کنند و علی رغم دعوت از آنها نتوانستند مراسم کرامتی را پوشش دهند.
بازار عکس یادگاری با کرامتی داغ بود.
از حاشیه های جالب مراسم، تقدیر از عوامل کانون فیلم و عک و دانشجویان سابق این کانون بود که تقدیر آنها توسط کرامتی انجام شد.
کرامتی گفت در همدان هیچ چهره و استعداد برای بازیگری را ندیدم.
وی همه دانشجویان را دعوت کرد که از روستای یلفان و پشت سد اکباتان محل فیلمبرداری ترانه کوچک من دیدن نمایند.
موتمن پس از پایان مراسم در جمع خصوصی اعضای کانون فیلم و عکس دانشگاه آزاد همدان حاضر شد و 45 دقیقه با آنها گپ و گفت داشت.
کرامتی حضور بازیگران و کارگردان سینمای ایران را در این جمع فوق العاده دانست و برگزاری ورک شاپ های یک-دو روزه را بی فایده دانست و گفت اگر هم حرکتی می خواهید بکتید، خودتان انجام دهید و نیازی به حضور من نوعی نیست.
مطلب طنزی به قلم علی وزینی با عنوان «اندر کرامات کرامتی» توسط وی به کرامتی تقدیم شد که بیوگرافی مسعود کرامتی را به شرح ذیل آورده بود که با استقبال کرامتی روبرو شد.
اندر کرامات کرامتی
گل جوان «علی وزینی»
آن قبله سینمای کودک، آن صانع ترانه کوچک، آن یار و یاور جشنواره، آن یادگار سفر به چزابه، آن همه کاره سینما، آن صاب خانه ما، آن خواننده و کارگردان، آن گوینده و عروسک گردان، آن فعلاً پرکار و قبلاً کم کار، آن آکتور بی گناهان ماندگار، آن چهره هر عادله، آن داور هر مسابقه، آن شیر مرد نامی، شیخنا و مولانا مسعود کرامتی-حفظ ا... من الشر- کارگردان، دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر، عروسک گردان، تهیه کننده، فیلمبردار، دستیار فیلمبردار، آنوس ساز، مشاور، امور فنی، خواننده و گوینده ی سینماتوغرافی قابل بود و به انجام هر کاری مایل.
در ابتدای کار او آورده اند چون به دنیا آمد طلب عروسک کرد و بدو دادند و خندید و به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و آن را صد و سی و یک بار دور سر خود چرخانید و نقل است پشت لبش سبز نشده به دانشکده هنرهای زیبا رفت و مدرک نمایشی گرفت تا آنچه می سازد بر اصول باشد برای کودکان، پس کارش به تئاتر افتاد و با خاله ی مهربانی چون مرضیه بروند-حفظ ا... علیها- آشنا شد و عروسک گردان شهر موش ها گشت و به آرزوی دوران طفولیت رسید و این از کرامات بود.
و نقل است آنقدر به کودک علاقه مند بود که در گلنار به گویندگی پرداخت و طاقت نیاورد و پاتال و آرزوهای کوچک را ساخت و چون از فیلمنامه نویسی خوشش آمد فیلمنامه مدرسه پیرمردها را نوشت و سرانجام طاقتش تمام گشت و در مجنون عمو رسول-رحمت ا... علیه- به بازی مشغول شد.
و حکایت ها این چنین است که فیلم های بسیار ساخت و کارهای سینمایی فراوان و فی النهایت به جعبه جادو آمد پس چشم از این لطف پر آب گشت و او را مدتی جو در تسخیر خویش قرار داد و به قول بچه ها جوگیر شد و آنقدر در تلویزیون ماند و خانه بساخت که از قضایای روزگار یکی از آنها خانه ما بود که تکرارش به صدها بار رسید تا آنجا که آورده اند مردم تمام قسمت ها و دیالوگ های فیلم را از بر شدند و عده ای نیز به آن معتاد.
و آورده اند که جشنواره فیلم های کودک در بلاد همدان برگزار گشت و پای شیخنا به داوری باز شد و سه سال در هگمتانه لنگر بیانداخت تا سرانجام یادش آمد که کارگردان کودک است و باید فیلم بسازد که متاسفانه از یادش رفت و نقل است از او علت آمدن به همدانش را پرسیدند که مولانا پاسخ بداد و گفت: «اگر این جا هستم به خاطر لبخند حداقل چهار کودکی است که در سالن نشسته اند و حاضرم به خاطر آن ها سینه خیز هم به جشنواره بیایم» و او را این گونه کلمات عالی بود و چون جشنواره بیست و سوم نیز به پابان رسید یادش آمد که باید فیلم می ساخته که این بار ساخت و ترانه کوچک من را در یلفان کلید زد و همچنان در حال ور رفتن با آن کلید است که به فجر و کودک برساند تا شاید سیمرغ و پروانه ای را نصیب خود سازد.
و در آخر کارش آورده اند همواره از وضع سینمای کودک نالان بود پس عزرائیل بر او وارد گشت.پس شیخنا گفت: «فرصتی ده تا طراحی و عکاسی نیز تجربه کنم» و این گونه جان به در برد.
_________________________________________________________
عکس ها: علی وزینی
منبع: سینما روز[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:59 نویسنده:گل جوان

سینما روز - علی وزینی: مراسم تقدیر از مسعود کرامتی کارگردان سینمای کودک همراه با نمایش و نقد و بررسی فیلم باغ های کندلوس به کارگردانی ایرج کریمی به همت معاونت فرهنگی دانشگاه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان برگزار خواهد شد.
این مراسم در تاریخ سه شنبه مورخ 14 مهرماه 1388 در دانشکده مهندسی شهید
عباسپور
این دانشگاه برگزار می گردد و ورود برای همه دانشجویان این دانشگاه آزاد
می باشد. مسعود كرامتي متولد 1335 تهران، فارغ التحصيل هنرهاي نمايشي از
دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را سال 1355 با
تئاتر آغاز كرد. نخستين تجربه او در سينما عروسك گرداني در فيلم «شهر موش
ها» ساخته مرضيه برومند و محمدعلي طالبي است. كرامتي سال 1371 مؤسسه
سينمايي «كارنامك» را تأسيس كرد. وی در سی و سومین جشنواره فیلم رشد برای
فیلم فیلم های «روز کارنامه» و «کودکانه» جایزه ویژه بهترین کارگردانی و
برای فیلم «روز کارنامه» پروانه زرین بهترین کارگردانی فیلم از هفدهمین
جشنواره فیلم کودک اصفهان را نیز از آن خود کرده است. همچنین وی در بیست و
سومین جشنواره فیلم های کودک و نوجوان همدان نیز سمت داوری جشنواره را بر
عهده داشته است.
او علاوه بر کارگردانی فیلم های «ترانه کوچک من» (۱۳۸۸)، «روز کارنامه»
(۱۳۸۱)، «کودکانه» (۱۳۸۱)، «مرغابی وحشی» (۱۳۷۰) و «پاتال و آرزوهای
کوچک» (۱۳۶۸) و سریال «خانه ما» و بازیگری فیلم های «دوزخ، برزخ، بهشت»
(۱۳۸۷)، «باغهاي كندلوس» (۱۳۸۳)، «سفر به چزابه» (۱۳۷۴)، «پناهنده»
(۱۳۷۲)، «مجنون» (۱۳۶۹)، «ميهمان ناخوانده» (۱۳۶۷) و سریال های مختلفی
همچون «بی گناهان» در مقام های دیگری به شرح زیر فعالیت داشته است:
دستيار كارگردان : دزد عروسك ها (۱۳۶۸) و افق (۱۳۶۷) - نويسنده: روز
كارنامه (۱۳۸۱)، كودكانه (۱۳۸۱)و آينه و مرداب (۱۳۷۴) - بازنويسي
فيلمنامه: مرغابي وحشي (۱۳۷۰) - مشاور فيلمنامه: مدرسه پيرمردها (۱۳۷۰)
- بازيگر عروسكي: شهر موش ها (۱۳۶۴) - تهيه كننده: مجنون (۱۳۶۹) -
فيلمبردار: آينه و مرداب (۱۳۷۴) - دستيار فيلمبردار: گاويار (۱۳۶۶) -
خواننده: پناهنده (۱۳۷۲) - گوينده عروسكي: گلنار (۱۳۶۷) - ساخت آنونس:
الو!الو! من جوجوام (۱۳۷۳) - امور فني: شهر موش ها (۱۳۶۴).
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:42 نویسنده:گل جوان
کلاس ها خوب اند بچه ها از اون ها بهتر و اساتید یکی از یکی گل تر
خوشبختنانه این ترم اینطور شد
عده ای هم نمی فهمند و می خندد
همیشه یک کاری می کنم
بد پشیمان میشم که چرا اون کار رو انجام دادم
دیروز هم ملایر بودیم سر فیلم آقای ابراهیم فروزش با پیام
مدیر تولیدش از بچه های ملایره آقای طائمه که مدیر تولید اخراجی ها و آناهیتا هم هست
باهم رفیق شدیم بنده خدا اوردمون و برگردوندمون و ماشینشو در اختیارمون قرار داد و ناهار هم مهمونش بودیم
کلی شرمندش شدیم
کار فروزش خیلی خوب بود و بچه های فیلم هم یکی از یکی صمیمی تر
محسن تنابنده هم استقلالیه اما من پرسپلسی یا بهتر بگم ضد استقلال
پیام هم استقلالیه
سه تایی سر تیم باهم دعوا می کردیم و تنابنده و پیام خیلی از استقلال طرفداری
و پیگیر مسابقات پاس هم هست
باهم درباره ممنوع الکار بودنش صحبت کردیم
اندیشه فولادوند هم
البته دختر با حالی بود آشنایی خوبی بود و باهم رفیق شدیم به قول پیام
دوباره قراره بریم پیششون و درباره یک چیزهای مهم صحبت کنیم یعنی مصاحبه اش
این روزها از اشکان شکوری بی خبرم و دلم واسش تنگ شده
هومن هم جو فیلمسازی داره و بچه خوبیه...
سر این دو کار با خیلی ها رفیق شدیم عزیزانی چون:
آقایان شهباززاده-علی سمیعی - کرامتی - طائمی - فروزش - امیر عباسی - تنابنده-مددی - زیاران
و خانم ها اندیشه و بهناز
بگذریم
به امید روزهای خوب که مهرم را خراب نکنند
آخرین جمله هم با یک بیت از شعر خواهر انیشه فولادوند تقدیمتون می کنم که البته سیگارش به من مریوط نمیشه شعری اصلی سیگار پشت سیگاره که من به دیوار پشت دیوار تغییر دادم
خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد
یک مارک بی خریدار دیوار پشت دیوار
شماره ی جدید نشریه ی تخصصی فیلم کوتاه، ویژه ی جشنواره ی بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان همدان؛ منتشر شد. در این شماره می خوانید:
تازه های تولید، کابوس های کودکی: نگاهی به آثار تیم برتون و چند فیلم کوتاه او، بادکنک قرمز جاودانه ی آلبرت لاموریس، این سو و آن سوی دوربین: کودکیِ فیلمساز، فیلمسازِ کودک. گفت و گو با سیروس حسن پور... یادی از مهرداد فخیمی فخر سینمای ایران و ...
با تشکز از وبلاگ خانم مهتریان
این روز و شب های مهر فقط میشه فرار از زندان و شمس العماره و مسافر زمان را دید

[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:17 نویسنده:گل جوان
همین جا بزودی
مصاحبه جنجالی من با محسن تنابنده در خصوص ممنوع الکار بودن او می خوانید
بزودی
همین جا
و
| يكشنبه 12 مهر 1388 11:21:26 شماره خبر :472583 | ||
|
بازيگر نوجوان يك وجب از آسمان: دوست داشتم «يك وجب از آسمان» را بين فقرا تقسيم كنم |
||
|
گروه خبرنگاران افتخاري / علی وزینی: «سهند جاهدی» بازيگر نوجوان فيلم يك وجب از آسمان در خصوص نقش خود در اين فيلم گفت: دوست داشتم يك وجب از آسمان را بين فقرا تقسيم كنم. «سهند جاهدی» بازيگر نوجوان فيلم «يك وجب از آسمان» در گفتوگو با خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در همدان در خصوص نقش خود در اين فيلم گفت: نقش پسری به نام محسن را بازی میكنم كه در خانوادهای فقير زندگی میكند و با فرشتهای آشنا میشود و از او درخواست يك وجب از آسمان را میكند و فرشته نيز حاجت او را میطلبد، اما افرادی ثروتمند تلاش میكنند تا اين يك وجب از آسمان را از او بگيرند كه محسن با آنها مبارزه میكند. وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اينكه كه آيا واقعا دوستداشتی اين يك وجب از آسمان مال تو باشد، گفت: بلی، خيلی زياد من هم دوست داشتم اين يك وجب از آسمان مال من بود، حتما دوست داشتم يك وجب از آسمان را بين همه فقرا تقسيم میكردم. بازيگر سريال مدرسه ما و عيد امسال افزود: شايد در زمان فقر و نياز تصميم ديگری میگرفتم اما دوست داشتم آن را بين همه تقسيم میكردم.
سهند جاهدی گفت: حضور من در اين كار سينمايی تجربه خوبی بود و به من كمك كرد تا بتوانم از آن فيلم به بعد در بازیهايم پيشرفت كنم و از اين به بعد شخصيتی كه در مقابلم بازی میكند برايم مهم است. يادآوری میشود، فيلم يك وجب از آسمان ساخته «علی وزيريان» با موضوع ماورانه و دينی و مضامين معنوی همينك در حال اكران است. فيلم سينمايی «يك وجب از آسمان» با بازی بهروز بقايی، لادن طباطبايی، علی سليمانی و سعيده عرب داستان نوجوانی است كه يك شب فرشتهای با او ملاقات میكند و تكهای از بهشت را به او میدهد، اما افرادی تصميم میگيرند با سودجويی تكه بهشت را از او پس بگيرند. وزيريان پيش از اين فيلم سينمايی «خدا نزديك است» را كارگردانی كرده است. |
||
| استفاده از این خبر ، با ذکر منبع بلامانع است. |
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 20:1 نویسنده:گل جوان
گفت و گوی اختصاصی من با «بهناز جعفری»
تحصیلات در سینما هیچ تاثیری ندارد!!
سینما روز _ علی وزینی: بهناز جعفری بازیگر 35 ساله سینما، تئاتر و تلویزیون، چندی پیش بازی اش در فیلم «ترانه کوچک من» به کارگردانی «مسعود کرامتی» به پایان رسید و سریال «عبور از پاییز» با بازی وی نیز در ماه رمضان بخش گردید.
بهناز جعفری در سال 1353 در تهران متولد شد و مدرک ليسانس نمايشي خود را از دانشگاه آزاد گرفت و برای اولین بار، در سن بیست سالگی با ايفاي نقش كوتاهي در فيلم «روسري آبي» به كارگرداني «رخشان بني اعتماد» توانست خود را به سینمای ایران معرفی نماید و تا کنون در 18 فیلم بلند سینمایی حضور یافته است. جعفری برای بازی کوتاهش در فیلم "خانه ای روی آب" بهمن فرمان آرا ، از بیستمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را از آن خود کرد.از دیگر کارهای درخشان او می توان به «آب و آتش»، «نگین»، «چند تار مو» و «تهران ساعت هفت صبح » اشاره کرد که نشان از توانمندی های وی در این عرصه است.
فعالیت های سینمایی وی، بازی در فیلم جدید کرامتی،سریال مناسبتی رمضان،اجرا در برنامه های رادیویی،حضور در ژانر کودک و روز ملی سینما هرکدام به تنهایی می توانست سوژه اصلی مصاحبه ما با این هنرمند توانمند کشورمان باشد که تنها با اشاره ای کوتاه به هرکدام با وی گفت و گویی انجام دادیم:
چطور شد در فیلم «ترانه کوچک من» بازی کردید؟
مثل همه فیلم ها، آقای کرامتی هم با من تماس گرفتند و کار را پذیرفتم.هنگامی که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم فیلمنامه دوست داشتنی و لطیفی دارد.در واقع هیچ بحث افلاطونی و عجیب و غریبی نداشت.یک نا کجا آباد دوست داشتنی بود که خیلی خوشحالم کرد و آن را پذیرفتم.
و از اینکه فیلم در همدان بود چه احساسی داشتید؟
این که فیلم در شهرستان باشد و فضایی خارج از فضای تکرایی تهران را داشته باشد برای من خیلی راحت تر است.گاهی وقت ها که در شهرستان قدم مزنم احساساتی که از مردم آن شهر دارم احساسات خیلی متفاوتی است . در همدان هم وقتی یک بار به بازار شهر رفتم احساس امنیت خوبی داشتم مردم راحت و ریلکس و خونگرمی بودند و خیلی کتابی صحبت می کردند و برایم جالب بود.اما ظاهراً غذای خاصی ندارد و فقط تعریف آبگوشت لالجین همدان را شنیدم.لالجین واقعاً شهری خیلی زیبایی بود که با آن روبرو شدم.از لالجین سفال خریدم.واقعاً سرزمین مادها و شهر هگمتانه زیباست.
تجربه دو کار سینمایی در ژانر کودک را داشتید، آیا در همین ژانر فعالیت دیگری را داشته اید؟
کار کودک را قبلاً تجربه کردم اما اینکه سینمایی باشد فقط همین دو کار بوده است.من عاشق کار کودک ام.مدت ها اعلام کرده ام در آن تایمی که جشنواره فیلم و ئتائر کودک در همدان و اصفهان برگزار می شود دنبال کسانی می گردم که مرا به این جشنواره ها وصل کنند و خیلی دوست دارم با بچه ها کار کنم چون احساس می کنم نسبت به بچه ها همانطور که باید توجه شود،توجه نمی شود.من حتی حاضرم در آن ایامی که جشنواره برگزار می گردد فقط بیایم و برای بچه ها داستان بخوانم و نه ادعایی داشته باشم نه داوری و نه هیچ چیز عجیب و غریبی! دوست دارم به سادگی به بچه ها وصل شوم.چون هنوز ما از بچه ها دور و بی بهره ایم و به نظر من چیزهایی که هم اکنون به بچه ها آموخته می شود آنقدر غنی و خوب و کافی نیست.
خب با این همه علاقه و عشق به کودک،چرا سال گذشته در جشنواره فیلم کودک به همدان نرفتید؟ با وجود اینکه فیلم هم داشتید؟
وای... به خدا سر فیلم بودم.آقای فروزش و سبط احمدی بارها از من خواستند که به جشنواره بروم.اینقدر دوست داشتم که حتی حاضر بودم صبح بیایم و شب برگردم اما چون تله فیلم باید زود جمع می شد و به پخش می رسید نرسیدم و نتوانستم در جشنواره حاضر شوم.
در همین فیلم «زمانی برای دوست داشتن» نقش یک معلم دلسوز را داشتید که حاضر می شود به برادر معول شاگردش درس بدهد و به خانه آنها برود. به نظر شما نقشتان کمی غیر باور پذیر نبود؟بازیگران کودک فیلم که زیاد نمی پذیرفتند!
خوشبختانه چون هنگام فیلمبرداری بچه های کودک فیلم به مدرسه می رفتند یکسری چیز ها را با آن ها چک می کردم.مثلاً می پرسیدم وقتی من سر شما جیغ می زنم, معلم واقعی شما چطوری جیغ می زنند؟ و می گفتند نه بیشتر جیغ می زنند و خیلی جدی تر است!تو خیلی مهربان هستی! به همین خاطر فکر می کنم معلمی که آقای فروزش انتخاب کرده بودند معلم ویزه ای بود.معلمی با احساسات رقیق و شجاع بود که نمونه اش را در تهران شلوغ امروزی کمتر پیدا می کنیم. معلمی دلسوز که با این همه دغدغه که در تهران وجود دارد و آدم کمتر به خودش وقت رسیدگی پیدا می کند حالا بخواهد به دیگران هم برسد،نادر است.یه همین خاطر کمی عجیب و غریب و غیرقابل تصور است ولی فکر می کنم حق با شماست.من خودم فیلم را دوبار دیدم و به نظرم در جاهایی کاسه داغ تر از آش شده بودم اما با شناختی که از آقای ابراهیم فروزش داشتم می دانستم که همین چیزی می خواهد و یک معلم دلسوز مهربان می خواهد نه یک معلم ساده.
نظرتان در خصوص بازیگران کودک همین فیلم بگویید؟
«علی شادمان» واقعاً یک پدیده و بسیار موثر است.علی شادمان پسری بود که برای ما کلیه و دمنه می خواند و از این کارهایش شعف زده بودم . آروزی من این است اگر روزی مادر شدم واقعاً خودم را تعطیل کنم و همه زندگی خود را صرف بچه ام نمایم.هر چند ناشدنی است ولی باید کار کرد و از زندگی هم در کنار آن فاصله نگرفت.بهتر بگویم رویایی است اما ایده آل.«محراب رضایی» هم یک پسر بچه فوق العاده باهوش متمرکز بود و خیلی نسبت به علی شادمان که با منطق پیش می رفت و حرفه ای تر شده بود، رهاتر بود و برای بازی راحت تر تحریک می شد و در صحنه ها به اجرا می آمد.کلاً بچه های خیلی خوبی بودند.کار با بچه ها برای هر آدم بزرگی هرچند وقت یکبار لازم است که بتواند از خارها و خاشاکی که به خود گرفته اند هرس شوند.واقعا برای من خیلی تجربه خوبی بود.
بازيگران كودك پس از مدتي كار را رها ميكنند و ديگر ادامه نميدهند و خود شما تجربهاي داشتيد؟
من قبل از دانشگاه پيگير كارهاي تلويزيون و كارتون نبودم اما خودم گريزي به كلاسهاي خانم گلاب آدينه زدم. راه من با يك بچه فرق دارد و بچه هنوز شكل نگرفته و نميتواند خودش را در سينماي بي هويت ما پيدا كند. اگر بچهاي استعداد هم داشته باشد در روند بلوغ تغيير ميكند و آرزوهايش متفاوت خواهد بود. اگر سينماي ما ايمني خاطر را حفظ ميكرد قطعا بستر خوبي بود اما غولهاي سينما هم اين امنيت را ندارند چه برسد به بچههايي كه خوشبختانه پدر و مادرشان آنها را مجبور به حضور در شغل ديگري ميكند.
زماني براي دوست داشتن كار خوبي در حوزه كودك بود. فيلم كرامتي را چطور ارزيابي ميكنيد؟
فيلم كرامتي فيلم سادهاي است و فكر ميكنم تماشاگر خاص دارد و ژانر لطيفي دارد كه مخاطب در آن به آرامش برسد. نميدانم كار او چقدر موفق خواهد بود اما فضاي فيلم، فضاي غريبي است. معتقدم بايد به كار دل داد.
وضعيت كارهاي كودك را چطور ارزيابي ميكنيد؟
بحث كودك چيزي است كه كسي به آن اهميت نميدهد. سني است كه سريع ميگذرد. بچههاي ما هنوز نميدانند فرق ويولون و ويولون سل چيست. مگر اينكه خانوادهاي او را به كلاسي بفرستد. هوش موسيقيايي، به بچه ذهن رياضي فيزيكي ميدهد و ميشود از پايه و بنياد كار را با بچهها به سلامت پيش برد. مشكل آن نگفتني است و اگر من بستر كاري فراهم شود حاضرم فقط براي آنها كتاب بخوانم و اين فكر ميكنم صميمانهترين كاري است كه ميتوانم انجام دهم.
وضعيت سينماي شهرستانها چطور است؟
هنرمندان شهرستاني كمي با تهرانيها فاصله افتادهاند. بايد از هنرمندان بزرگ دعوت كرد تا ورک شاپ هایی را برگزار كنند و رابطه خوبي بين آنها برقرار شود.آنها کمی باید اطلاعات خود را آپدیت کنند تا از تهرانی جا نمانند.هرچند گفتن این ها برای ما شاید آسان باشد،چون من تهران بودم و هیچ گاه در موقعیت آنها قرار نگرفته ام.
ضمن تبریک روز ملی سینما، حالا که نامزدهاي فيلمها براي اسكار معرفي شدند. نظرتان در مورد آنها چيست؟
به نظرم «درباره الي» فيلم بسيار خوبي بود، «بی پولی» و «تردید» را هم ندیدم.
درباره سریال «عبور از پاییز» هم ...
دوست ندارم درباره آن صحبت کنم
چرا؟ چونکه فیلم مخاطب آنچنانی نداشت؟
این کار را به خاطر «مسعود شاهمحمدي» بپذیرفتم چون آقای شاه محمدی با سابقه هستند..ببینید مردم در هنگام افطار پس از خستگی و مشغله روزانه دوست دارند کمی استراحت کنند و چون فیلم های کمدی و طنز را بهتر می پذیرند باید کارها سبک تر باشد و سوژه ها رئال تر.
از آنجایی که خودتان از بازیگران تحصیل کرده سینما هستید، تحصيلات چقدر در بازيگري تاثير دارد؟
انگار هيچ تاثيري ندارد و براي حرفه ما تجربه بهتر است و خيليها هستند كه با تجربه موفقتر اند و مسئله ديگر استعداد و تجربه است. شيوه آموزشي ما اشتباه است و دوره ليسانس را كسي درس ميدهد كه راه رفتن بلد نيست. من خودم اشتباه كردم كه اين حرفه را در دانشگاه خواندم.
سری کامل عکس های «بهناز جعفری» به زودی در گاری عکس سایت سینما روز در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت.
عکس ها: هومن ذبیحی- پیام خدابنده لو- علی وزینی
منبع: سینما روز





لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61
لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61
سینما روز _ علی وزینی: اگر انتقال جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به همدان، هیچ مزیتی را نداشته اما معرفی همدان به عنوان یکی از بهترین ناطق برای فیلمبرداری از بزرگترین فواید آن بوده، بطوری که از این به بعد به جای مناطق تکراری شمال در فیلم ها کمی از دشت ها و سرزمین های سر سبز همدان را خواهیم داد.
امیر شهاب رضویان،علی شاه حاتمی،مسعود کرامتی و ابراهیم فروزش از جمله کسانی هستند که لوکشین فیلم خود را در همدان انتخاب کرده اند که فیلم مسعود کرامتی هم اکنون مشغول فیلبرداری است و فروزش نیز بزودی فیلم خود را در استان همدان کلید می زند.
مسعود کرامتی از برجسته ترین و خوش نام ترین فیلمسازان کودک و نوجوان، پس از 7 دوری از دغدغه اصلی خود، دوباره دست به کار شده و فیلم جدید خود به نام «ترانه کوچک من» را در ژانر کودک در روستای یلفان همدان کلید زده است و این بار از بازیگران و عوامل حرفه ای همچون «مرتضي پورصمدي» مدير فيلمبرداري که همدانی نیز می باشد برای کار خود در نظر گرفته است و موفق شده بازیگرانی که سال ها از سینما دور بوده اند را برای بازی به کار گیرد که از جمله آنها می توان مجید جعفری و تبسم هاشمی حائری اشاره نمود.
خیلی ها سریال «خانه ما» کرامتی را فراموش نکرده اند و این سریال را از بهترین سریال ها می دانند و با جود اینکه چند بار تکرار آن پخش شده همچنان قابلیت پخش مجدد را دارد.
حضور بهناز جعفری که این روزها فعالیتش در ژانر کودک بیشتر به چشم می خورد یکی دیگر از موفقیت های این فیلم به حساب می آید و از طرف دیگر بازیگران کودک حرفه ای همچون حامد زیاران با تجارب زیاد و سپهر مددی که از کودکی در کلاس های بازیگری شرکت کرده است، نقطه عطف دیگری برای فیلم جدید کرامتی است که البته حضور خود کرامتی به عنوان بازیگر فیلم نیز نباید ناگفته بماند.نکته دیگری که در خصوص بازیگران آن به چشم می خورد همگی از تحصیل کرده های سینما با درجات عالی می باشند که جمع کردنشان در یک فیلم فقط از پس استادی همچون مسعود کرامتی بر می آید.
به گفته «مسعود کرامتی» تمامی ساختمان ها و لوکشین های فیلم ساختگی هستند و برای فیلم آماده شده اند که نشان از دقت کافی او برای فیلمش است. محل فیلمبرداری نیز در حوالی روستای یلفان و سد اکباتان همدان است.
و «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد فیلم نیز مصاحبه ای را در خصوص فیلم و عوامل فیلم با سینما روز انجام می دهد و می گوید:
مدير توليد فيلم «ترانه كوچك من» گفت: فيلمبرداري از 15 شهريور ماه در روستاي يلفان شروع شده و اميدواريم بتوانيم آن را تا 15 مهر به پايان برسانيم. البته شرايط آب و هوايي نيز اهميت فراواني دارد تا پايان فيلمبرداري به تاخير نيافتد.
سعيد شهباززاده در گفت و گو با سینما روز تصريح كرد: يكي از لوكيشنهاي ما روستاي يلفان بود و بقيه آن را از زمينهاي اطراف سد انتخاب كرديم و دكور را خودمان نصب كرديم. البته بايد كل فيلم در روستا گرفته ميشد اما بنا به شرايط فيلم ناچار به استفاده از ساير فضاها بوديم.
وي ادامه داد: استانداري همدان شروع خيلي خوبي داشت اما خيلي ما را همراهي نكردند و در ادامه درگير كارهاي خودشان بودند. ما چون كارمان فيلمسازي است عادت كرديم گليممان را خودمان از آب بيرون بكشيم.
شهباززاده افزود: البته در هماهنگي با ادارات سفارشهاي استانداري به ما كمك كرده اما گلههايي داشتيم كه آن را به مسؤول دفتر استانداري اعلام كردهام.
گفتني است كليه سكانسهاي اين فيلم در استان همدان فيلمبرداري ميشود و عوامل فیلم به شرح ذیل می باشند:كارگردان: مسعود كرامتي؛ فيلمنامه: داوود اميريان – بازنويسي: سعيد شاهسواري؛مدير فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي؛صدابردار: ناصر شكوهينيا؛طراح صحنه و لباس: فاضل ژيان؛طراح چهرهپردازي: الهام صالحي؛مدير توليد: محمدحسين شهباززاده؛دستيار اول و برنامه ريز: علي سميعي؛بازيگران: مسعود كرامتي، محمود جعفري، بهناز جعفري، تبسم هاشمي؛بازيگران نوجوان: سپهر مددي، حامد زياران و تهيه كننده: سعيد شاهسواري
پس از آن تصمیم می گیریم به پشت صحنه فیلم سری بزنیم و تمامی موارد فوق دست به دست هم می دهند تا دلیلی برای حضور ما را در یک روز گرم تابستانی با زبان روزه زیر آفتاب به جاده های پر پیج و خم حوالی روستای یلفان باشد.
پس از تماس های مکرر با کرامتی و چندین بار اشتباه رفتن مسیر و عبور از دست اندازهای سخت جاده بالاخره محل فیلبرداری را پیدا کردیم و حوالی ساعت یازده صبح رسیدیم اما در کمال ناباوری دیدیم که آخرین پلان فیلم در آن منطقه گرفته شد و عوامل فیلم مشغول جمع کردن وسایل و رفتن به لوکشین دیگری در حوالی سد هستند.
بازیگران این لوکشین هم بچه ها و بهناز جعفری با گریم و لباس محلی بود که ظاهراً آخرین سکانس وی در فیلم بوده است و کار وی پس از پانزده روز در همدان به پایان رسیده است و شبش قصد بازگشت به تهران را دارد.
دقایقی کوتاه گپ و گفتی را «پیام خدابنده لو» با مسعود کرامتی انجام می دهد که در ادامه می خوانید.
ساخته شدن «ترانه كوچك من» در همدان ارتباطي با ميزباني اين استان در جشنواره فيلم كودك دارد و فيلم در راستاي رونق بخشيدن به آن ساخته شده است؟
بله ديگر. در واقع توافقي است بين بنياد سينمايي فارابي و استانداري كه ميخواستند فيلم به جشنواره 23 هم برسد. اما سناريو معضلات زيادي داشت و بازنويسي و تصحيح آن طول كشيد. بازنويسي فيلمنامهاي كه سعيد شاهسواري انجام داده در چند مرحله انجام شده و فيلمنامه فعلي كه من در حال ساخت آن هستم، نهمين ورژن كار است. ما در مرحله پيش توليد فيلم بوديم كه بحث داوري من در جشنواره پيش آمد و بخشي از پيش توليد به پس از جشنواره افتاد.
فيلمنامه را فارابي و استانداري پيشنهاد دادند؟
فارابي فيلمنامهاي نوشته داوود اميريان را داشت كه از من خواست آن را بسازم. من فيلمنامه را خواندم. يكي از پيشنهاد اين بود كه كار در همدان باشد اما آن سناريو ربطي به همدان نداشت. ما يك سفر بازبيني داشتيم و لوكيشن يلفان و سد را پيدا كرديم و سعيد شاهسواري بر اساس لوكيشن و قرارگيري روستا در كنار سد، سناريو را تغيير داد. ضمن آنكه بسياري از سكانسهاي فيلم را در حين فيلمبرداري صحنههاي ديگر پيدا كردم و بخشي از پيشتوليد هنگام فيلمبرداري انجام شد.
خود شما 4 فيلم سينمايي بيشتر نساخته بوديد و فاصله زيادي بين آخرين فيلمتان و اين كار افتاد. دليل اين كمكاري چيست و اگر اين موقعيت پيش نميآمد ممكن بود باز هم تا سالهاي سال فيلم نسازيد؟
ممكن بود نسازم و ممكن بود بسازم. شرايط توليد ما در سينماي ما اين مشكل را دارد و گرفتاريهايي داريم كه توليد دستهاي فيلم خيلي زياد است. فيلمهايي كه من خيلي دوست ندارم و بيشتر فيلمهايي كه ساخته و اكران ميشود همان برنامههاي تلويزيوني با آدمهاي اندازه تلويزيون است و آمدهاند و سينما را هم گرفتهاند. من اينگونه فيلم ساختن را بلد نيستم و دوست هم ندارم ياد بگيرم و درگير آن نميشوم. وقتي به دنبال اين باشي كه كار محبوبت را بسازي در ايران طول ميكشد و ممكن است اين اتفاق هيچگاه نيافتد.
بحثي در سينماي كودك و نوجوان با عنوان درباره كودك و براي كودك وجود دارد. خود شما زماني كه فيلم كودك ميسازيد به موضوع آن توجه داريد يا كودك بودن مخاطب؟
من بيشتر به مضمون و موضوع فكر ميكنم و معمولا هم فيلمهايي كه ساختهام در ذهنم بوده كه موضوعش درباره كودك و متعلق به دنياي كودك باشد. اميدوارم فيلمهايم مخاطب كودك و بزرگسال هم داشته باشد اما در هنگام ساخت فكر نميكنم كه چه كار كنم كه بچهها فيلم را دوست داشته باشند و ذهنم درگير اين است كه فيلم درست از آب در بيايد.
مقايسهاي بين جشنواره اصفهان و همدان انجام دهيد. آيا همدان پتانسيل ميزباني دارد و اصلا تغيير ميزبان صحيح است؟
تغيير ميزبان صحيح نيست و هيچ جاي دنيا جشنوارهاي كه حداقل داعيه بينالمللي بودن دارد، ميزبانش را تغيير نميدهد. بسياري از جشنوارهها با نام شهر ماندهاند مثل كن، ونيز، برلين، لوكارنو و توكيو. اساسا تغيير شهر بد است.
هر شهري ميتواند پتانسيل اجراي جشنواره داشته باشد و مهم برنامهريزي آن است. مگر نه تهران و اصفهان و شيراز فرقي نميكند. جشنواره بايد رونق داشته باشد و معناي خود را پيدا كند و همينطور جذابيت ظاهري آن بسيار مهم است تا آنچه درون آن اتفاق ميافتد براي ميهمانان جذاب باشد. معتقدم اصفهان فيذات داراي اين ويژگي بود و ما هيچ شهري را در ايران نداريم كه از نظر بصري معماري خاص داشته باشد و در واقع به عنوان يك شهر تاريخي، خود را به چشم تماشاگر فرو كند و داراي اين ميزان آثار باستاني باشد. البته همدان هم ميتواند و دليلي براي نفي توانايي آن نيست.
معمولا بازيگران كودك و نوجوان در فيلمهاي شما بسيار خوب است كه از آن جمله ميتوان به بازي ماني نوري در خانه ما و متين عزيز پور در روز كارنامه و كودكانه اشاره كرد و اخيرا هم كه حامد زياران بازي درخشاني در آژانس دوچرخه داشت. به نظر شما بازيگري كودك چه جايگاهي دارد و چرا اكثر آنها پس از مدتي سينما را رها ميكنند.
تعريف بازيگران كودك را بايد از بازيگري جدا كرد. چون بازيگر كودكي كه در چند فيلم ميدرخشد قطعا بازيگر خوبي نخواهد بود. كودك در ارائه عكسالعمل كه از ويژگيهاي بازيگري است غريزي برخورد ميكند و اكثرا بچههايي كه فيلم اول يا دومشان است بهتر بازي ميكنند. چون در فيلمهاي بعدي چيزهاي غلطي مثل ادا و ژست ياد ميگيرند. بكر بودن خيلي مهم است. چون خود كودك جذاب است و خود اوست كه خاص اين نقش است و به چشم مخاطب ميآيد كه خوب بازي ميكند البته كمكش ميكنم تا ادا در نياورد و هرز برود و به همين دليل شايد نسبت به ساير فيلمها بهتر به نظر ميرسد.
نكته ديگر اينكه اساسا وقتي يك بازيگر كودك انتخاب ميكنيم چهره و فيزيك او در دوران بلوغ دچار چنان تغييراتي ميشود كه كلا تصور در مورد او را از بين ميبرد. مگر اينكه آدم خاصي باشد و توانايي بازيگري را به معني واقعي داشته باشد و برخي از بچهها در بزرگسالي بازيگري را ادامه ميدهند اما در مورد اكثر آنها اين اتفاق نميافتد.
اما ماني نوري و متين عزيزپور پيش از فيلم شما چند كار داشتند.
نه! نوري دو كار داشت و عزيزپور هم يك سريال كه آن هم هنوز پخش نشده بود.
در همین لحظه یکی از عوامل کرامتی را صدا می زند و می گوید مینی بوس منتظر شماست که ما هم مجبور می شویم ادامه مصاحبه را به وقتی دیگر و مناسب موکول کنیم .اجازه حضور در لوکشین بعدی را از کرامتی می گیریم که می گوید مسئله ای نیست اما شما را در پشت سد راه نمی دهند و باید برای یک روز دیگر هماهگ کنم که شما را هم راه بدهند.
پشت ماشین عوامل به راه می افتیم و به سد می رسیم و خودمان هماهنگی را انجام می دهیم و به داخل می رویم.
عوامل فیلم در حال آماده کردن محل فیلبرداری هستند و ما همچنان منتظر برداشت! اما ظاهراً کارشان بیشتر از این حرفها طول می کشد و تا ساعت 2 منتظر شروع کار می مانیم.
حامد زیاران در کنار سپهر مددی در حال تمرین دیالوگ ها هستند و کرامتی هم در کنار «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد در حال بررسی و تماشای سد از بالای تاج سد هستند.
مرتضی پورصمدی همدانی هم در گوشه ای روی چهارپایه ای در حال صحبت کردن با دستیار کارگردان است.
خدارا شکر بالاخره کار شروع می شود و اولین سکانس آن هم صحبت بچه های فیلم با یکدیگر است. کرامتی پیش بچه ها می آید و یکسری تذکرات به آنها می دهد.پور صمدی هم دوربین خود را آماده می کند.ناگهان کرامتی بلند بر سر حامد زیاران فریاد می زند و می گوید خودت را قایم نکن و نگاهی به دوربین می اندازد و نگاهی به آسمان.ظاهراً تابش نور خورشید به ابرها باعث شده طیفی از نور روی ابرها شکل بگیرد که توجه کرامتی را جلب می کند و آن صحنه را به بقیه نشان می دهد و از دیدنش ذوق می کند.
اولین برداشت گرفته می شود اما کرامتی راضی نمی شود . دوبار تکرار می شود.دیالوگ سپهر مددی به حامد زیاران این است«کار من اینجا تمام شد،به بابات سلام برسون!» و این بار کرامتی راضی می شود.
حالا باید دوربین به پایین تپه برود و دویدن حامد به دنبال سپهر را از پایین نشان بدهد.کرامتی این بار به حامد می گوید باید پشتت به سپهر باشد و دنبالش بدوی!
اولین برداشت گرفته می شود اما چون حامد زود دیالوگش را گفته باید دوباره ضبط شود و بازهم حامد اشتباه می کند وکرامتی به وی می گوید قبل از رسیدن به سنگ شروع کن.
حامد به سپهر می گوید.آقا سیاوش ... خودت می دونی ...یک دفعه فرشته اند و دفعه بعد هیولا.
این بار کرامتی از حامد راضی می شود و دستی بر صورت حامد می کشد و به او آفرین می گوید.
سکانس 22 اولین پلانش را به این صحنه اختصاص می دهد و در ادامه روند اختلاف پسر بچه (سیاوش) با اهالی روستا را نشان می هد.
در ادامه هم مصاحبه هایی کوتاه با سپهر مددی و حامد زیاران از بازیگران کودک فیلم، در فاصله استراحت کوتاهشان انجام می دهیم.
«سپهر مددي» پيش از اين در مجموعه تلويزيوني «مدرسه ما» به ايفاي نقش پرداخته و از طريق كلاسهاي بازيگري وارد سينما شدهاست.
چطور شد كه در فيلم كرامتي بازي كردي؟
از طريق آموزشگاه معرفي شدم و پس از گذراندن تست بازيگري، براي فيلم انتخاب شدم.
سختيهاي فيلم چطور بود؟
من پيشنهاد را راحت قبول كردم. شايد دوري از خانواده سخت باشد اما مشكل خاصي در كار وجود ندارد. گروه تخصصي براي اين كار انتخاب شدند و همه سوابق زيادي دارند.
به عنوان تجربه اول، تطبيق با اين فضا چگونه بود؟
تنها در بحث وقت مشكل وجود داشته و همه چيز عالي پيش رفتهاست. تنها در بخش ديالوگ مشكلاتي وجود داشت.
كلاسهاي بازيگري تاكنون به نفعت بودهاست؟
بله. چون همه چيز اعم از صدابرداري و فيلمبرداري را به من ياد دادهاست.
وضعيت سينماي كودك ايران چگونه بودهاست؟
نسبت به سينماي بزرگسال آن خيلي بد بوده و بايد كودكان نقشهاي پررنگتري در كار داشتهباشند تا بهتر شود. در جشنوارهها كودكان چندان به حساب نميآيند. سينماي كودك ايران از جهان خيلي عقب است. عمو پورنگ چون از كودكان استفاده كرده توانسته آنها را جذب و رشد كند.
***
حامد تو چی ؟ دوست داری بازيگري را ادامه دهي؟
خيلي راغب نيستم كه آن را جدي پيگيري كنم و بيشتر ميخواهم كارگردان انيميشن شوم
خودت فكر ميكني چه عاملي باعث ميشود كه كسي كه در بازيگري موفق بوده به اين حرفه علاقمند نيست؟
چون از محيطش اصلا خوشم نميآيد. در واقع محيط كار اصلا خوب نيست. اگر كارگردان انيميشن شوم ديگر براي خودم كار ميكنم و زير دست كسي نيستي و خودت همكارانت را انتخاب ميكني. متاسفانه مسائل اخلاقي هم وجود دارد
به سينماي كودك و نوجوان برسيم. خودت را كودك حساب ميكني يا نوجوان؟
نوجوان.
وضعيت سينماي كودك و نوجوان ايران چگونه است؟
انيميشنهايشان نمره زير صفر ميگيرد. چون در اصل در خارج از كشور، وقتي كارتونهاي والت ديسني را نگاه ميكنيم متوجه ميشويم كه كارهاي ما 70 ساله از آنها عقب هستيم و سطح كارهاي ما بسيار ضعيف است
فيلم آژانس دوچرخه پخش شد. بازخوردهاي كار چگونه بود؟
مردم خيلي استقبال كردند. حتي پيرمردها و مسنها و درخواستها به قدري زياد بود كه حدود 5 بار از تلويزيون پخش شد.
پيش بيني خودت از كار دوم با توجه به حضورت در فيلم اول چگونه بود؟
پيشبيني من اين بود كه حداقل فيلمبردار آژانس دوچرخه خيلي بهتر از اين و حتي در حد بچههاي ابري باشد. اما متاسفانه اينگونه نشد.
تفاوت كار مسعود كرامتي و سيدجمال سيدحاتمي چگونه بود؟
انتظار داشتم داستاني كه خواندم به مرحله اجرا برسد. اما بسياري از قسمتها را حذف كردند. مثلا انتظار داشتم پلاني كه دوست من، گوشي مادر را برميدارد تا همه چيز را تقصير صادق بياندازند در فيلم باشد كه متاسفانه حذف شد. من خيلي دوست داشتم اين پلانها را بگيرند كه اگر اينگونه ميشد خيلي به نفع فيلم بود
پس از آژانس دوچرخه وقفه طولاني تا فيلم سوم افتاد. چگونه شد در اين مدت كار زنده انجام دادي؟
پس از آژانس دوچرخه آقاي يوسفي پور از من درخواست كرد در ميني كليپ انسانهاي نخستين بازي كنم. اين كليپ را كه بازي كردم براي يك كار زنده ديگر نيز در برنامه رنگين كمان توسط يوسفيپور دعوت شدم. چون با آقاي جودي هم سر كار بچههاي ابري حضور داشتم، به برنامه كلاهقرمزي هم دعوت شدم و كليپي كه در افتتاحيه جشنواره پخش شد نيز كار جودي بود
پيش آمده كه بخواهند زور بگويند يا داد بزنند؟
داد زدن كه در اين حرفه عادي است. به خصوص آنكه مثلا در آژانس دوچرخه شيطنتهاي زيادي هم داشتيم. در پلان زمين فوتبال ما به دنبال دروازه رفته بودم كه دنبالم ميكردند
اينطور كه قبلاً گفتي همه پيشنهادات را رد كرده بودي!
بله اكثرا را رد كرده بودم.مثل پیشنهاد ابراهیم فروزش برای بازی در فیلم زمانی برای دوست داشتن؛ اما چون از ترانه کوچک من خوشم آمد آن پيشنهاد را قبول كردم و البته قبلا در آژانس دوچرخه با آقای کرامتی آشا شده بودم.
سری کامل عکس های پشت صحنه این فیلم را به زودی در گالری عکس سایت سینما روز ببینید.
گزارش: علی وزینی
مصاحبه ها: پیام خدابنده لو
عکاس ها: علی وزینی-پیام خدابنده لو-هومن ذبیحی
منبع: سینما روز

عکس کرامتی: علی وزینی
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:33 نویسنده:گل جوان
کاش کسی یاد معلمها میداد
اول مهری
شغل پدرها را نپرسند؛
وقتی هنوز احترام به همهی شغلها را
و
افتخار به همهی پدرها را
یاد دانش آموزانشان ندادهاند!
*حالا قصهی چشمان یتیمی که نم میخورد،
بماند...
راستی سری به وبلاگ این بازیگر بزنید
حامد زیاران-بازیگر فیلم ترانه کوچک من که در کلاه قرمزی 88 دیدینش
این هم آدرس وبلاگش: http://hamed-ziaran.blogfa.com/

سلام همین طور که قول داده بودم
لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61
لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61
این هم چند تا عکس از خانم جعفری: ادامه عکس ها را در لینک بالا ببینید




این عکس پائینی از مسعود کرامتی رو هم خودم گرفتم که یادم رفت اسممو بنویسم


بالاحره یک فیلم از فیلمهای جشنواره های کودک طی این دو سال اکران شد که متاسفانه فروش فیلم خیلی نا امیدکننده بوده
البته قرار گرفتن فیلم ها در کنار فیلم های خوبی چون تردید و بی پولی و فیلم های پرفروشی چون دوخواهر و زندگی شیرین بی تاثیر نبوده
اما یک وجب از آسمان مسلما از دو فیلم دوخواهر و زندگی شیرین بهتره که پیشنهاد میشه ببینید
یک عکس هم از آرمیتا و سهند بعد از اکران این فیلم واستون می گذارم

نقد من از این فیلم را در خبرگزاری قرآنی را هم همینجا بخوانید-کلیک کنید-
در ضمن این هم پوستر فیلم که طراحی اش خیلی وقتمو گرفت.

هرگونه تشابه با پوستر هر فیلمی اتفاقی است
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:54 نویسنده:گل جوان
سلام همین طور که قول داده بودم
لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61
لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61
این هم چند تا عکس از خانم جعفری: ادامه عکس ها را در لینک بالا ببینید



بوي اول مهر و جاي خالي گل آقا
یادداشت آخر :
هیچ وقت برای رفتن به مدرسه دلم نگرفته و از اینکه به مدرسه دیگر نمی روم ناراحت نشدم
اما این بار به خاطر گل آقا
به خاطر روزهایی که بچه ها ... گل آقا را سر کلاس پرورشی و دینی و ریاضی و فارسی می خواندیم
دلم گرفت...
واسه کاریکاتور های وسط مجله
و به خاطر گل آقا که حالا نیست
اون موقع که مدرسه بود هم بچه ها گل آقا بود
هم شادی و هم خنده
و هم گل آقا
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:56 نویسنده:گل جوان

بالاخره تدوین اولین فیلم کوتاه خودم را با عنوان «درباره نیمکت...» رو تمام کردم.
کارگردان همون آقا هومن ذبیحی است
فیلمنامه خوبی دارد که زحماتش پای آقا هومن بوده وگرنه فیلم به اینجا نمی رسید
راستی هرگونه تشابه با فیلم اصفر فرهادی - درباره الی ... - تصادفی است، فکر بد نکنید حتی پوسترش
در ضمن این هم پوستر فیلم که طراحی اش خیلی وقتمو گرفت.
اسم فیلم هم با من بود البته انتخاب اسم فیلم
کارگردان-فیلمنامه-بازیگر-فیلمبردار: هومن ذبیحی
صدابردار-بازیگر-تهیه کننده:پیام خدابنده لو
بازیگر-تدوین-عکاس-- تهیه کننده: علی وزینی
فیلم: رنگی - 135 ثانیه ای
محل فیلبرداری: همدان - تابستان 1388

دوست خوبم هم دومین فیلمشو بزودی کلید می زند
این هم آقای کارگردان: هومن ذبیحی(بازیگر فیلم امیرشهاب رضویان)

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 2:19 نویسنده:گل جوان
تقدیر خانه سینما از «دکتر قالیباف» به عنوان خدمتگزار عرصه فرهنگ و هنر

...با همه وجودم میگویم اعتلای سینمای ایران یک ضرورت اجتنابناپذیر است و من تلاش در این راه را برای خود وظیفه میدانم. (متن کامل خبر ... ) این روزها روزهایی است که خبرهای هنری بالخصوص در سینما زیاد شده است نمونه اش همین جشن خانه سینما بود که از سردار عزیز دکتر قالیباف جان تقدیر کردند واقعا جای بسی خوشحالی است که این چهره فرهنگی با اینکه سابقه نظامی داره این قدر مورد حمایته من که خیلی این سردار بزرگ جنگ رو دوست دارم دکتراش هم واقعی است خلاصه سردار رو خیلی دوست دارم و امیدوارم چهارسال دیگه ... ما بشه البته لهجه ی شیرین مشهدی اشو خیلی دوست دارم کلا نازنینه سردار خیلی دوستت دارم آرزوم هم دیدن و ملاقات نزدیک با ایشانه این روزها و لحظات آخر تابستان آهنگ های سنتی شجریان و مرحوم ایرج بسطامی رو گوش می دم تا به خوبی تابستون تموم بشه دا هم یکم می خوانم اما تا 130 بزور خواندم وقتشو ندارم دانشگاه ها هم داره باز میشه و کلی برنامه دارم ایشلا بتونم عملی اش کنم چند روز دیگه هم سر فیلمبرداری فیلم ابراهیم فروزش می رم که عکسها و خبرهاشو کامل می گذارم واستون در ملایر فیلم ضبط میشه و اندیشه فولادوند و محسن تنابنده هم بازیگران اون فیلم هستند.
عاشق لیلی با من هستم و از اخراجی ها 1 و 2 متنفرم.
مدرسه داره باز میشه خوب به من چه!!!!
گل آقا هم ظاهرا هنوز قرار نیست که فیلم کمدی اشو برگزار کنه که خیلی دوست دارم برگزار بشه
آرزوم همینه
البته به کمک دکتر قالیباف عزیز و همه دوستان و همیاران همیشگی گل آقا
دوست داشتم شهردار همدان هم حداقل یک صدم درصد مثل قالیباف نازنین بود
هوا این روزها داره سردتر سردتر میشه
گرما رو بیشتر دوست دارم
هنرمندان با کتاب سهند وارد می شوند

کتابی که عکس سهند روی جلد باشه طراحی شد و به بزودی به دست سهند میرسه تا برود زیر چاپ و انتشار شروع بشه البته چون انتشار کتاب محدود انجام میشه (ادامه خبر ... )
تماس فرت
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 1:15 نویسنده:گل جوان

گروه خبرنگاران افتخاري / علی وزینی: فيلم سينمايی «يك وجب از آسمان» ساخته علی وزيريان با درونمايه فيلم مذهبی، كه به تازگی اكران شده است، پيش از اين توانست در بيستوسومين جشنواره فيلم كودك همدان، پروانه زرين بهترين فيلم از نگاه داوران كودك و نوجوان را از آن خود كند. به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در همدان، فيلم «يك وجب از آسمان»، دارای مضمون كمدی، مذهبی و تخيلی بود كه تمامی معيارهای اصلی برای يك فيلم كودك و نوجوان را دارا است. از همان ابتدای فيلم با تيتراژ عجيبش و رفتارهای بهزاد فراهانی معلوم میشود با فيلمی حرفهای سر و كار داريم. داستان فيلم به خوبی روايت میشود و پيامهای دينی و مذهبی خود را نيز به بيننده انتقال میدهد كه از سكانسهای معروفش میتوان به بيرون آمدن افراد از اتاق يك وجب از آسمان و واكنش تعجبی آنها اشاره كرد. مظلوميتهای كودكانه، فقر خانواده، صميميت بين همسايگان و سادگی افراد، خصوصا پدر خانواده و آن طرف نشان دادن ريا و تقلب، زورگويیها و سوءاستفادگیها، قانع نبودن و حرص و طمعها از ويژگیهايی است كه بين دو خانواده فقير و ثروتمند در فيلم به خوبی نشان داده شده است. البته انتقادهايی هم به فيلم وارد است كه در اين زمينه میتوان گفت: بازیهای بازيگران به جز بازيگران كودك، خوب نبود و اين امكان بود كه از چهرههای توانمند ديگری استفاده شود. سرنوشت افراد منفی فيلم هم كمی اغراق شده بود و میتوانست بهتر از اين به تصوير كشيده شود؛ اما هيچ يك دلايل كافی برای بیتوجهی نسبت به فيلم نيست و از ارزشهای اصيل آن كم نمیكند. يكی ديگر از نقاط قوت فيلم بازی حيرتآميز بازيگران كودك و نوجوان آن است كه میتوان به بازی استادانه سهند جاهدی و آرميتا مرادی كه هريك بازيگران معروف كودك و نوجوان سينمای ايران محسوب میشوند، اشاره كرد و با وجود آنكه فيلم در جشنواره مذاهب فيلم ايتاليا توانست جوايزی را به دست بياورد؛ اما در جشنواره بينالمللی فيلمهای كودكان و نوجوانان موفق به كسب پروانه زرين بهترين فيلم از نگاه داوران كودك و نوجوان شد و انتظار دريافت جايزه بهترين بازيگر نوجوان به سهند جاهدی برآورده نشد. به هر حال فيلم توانست مخاطبان خود را در اكرانهايش در جشنواره، راضی نگه دارد و جزو معدود فيلمهای خوب جشنواره بود. فيلم سينمايی «يك وجب از آسمان» از چهارشنبه بيستوپنجم شهريورماه در گروه سينماهای آزادی اكران شده است. در ضمن اين فيلم همزمان با تهران در شهرستانها نيز اكران خواهد شد. اين فيلم داستان كودكی است كه از خدا میخواهد كه يك تكه از آسمان را در اختيارش قرار دهد و اين آرزو محقق میشود. «يك وجب از آسمان» دومين تجربه اين فيلمساز در زمينه فيلمسازی است و اين كار نيز همانند فيلم قبلی اين كارگردان با عنوان «خدا نزديك است» از مفاهيم دينی بهره برده است. سهند جاهدی، مينا جعفرزاده، آتيلا پسيانی، بهروز بقايی، لادن طباطبائی، علی سليمانی، امير آتشانی، افسر اسدی، مهوش وقاری، محسن قاضی مرادی، آرميتا مرادی و نادر سليمانی از جمله بازيگران اين فيلم سينمايی هستند. همچنين، ديگر عوامل فيلم عبارتند از؛ مدير فيلمبرداری: محمد آلادپوش، طراح صحنه و دكور: فرهاد ويلكيجی، دستيار كارگردان: برزو نيكنژاد، طراح چهرهپردازی: مهرداد ميركيانی، جلوههای ويژه: محسن روزبهانی و مدير توليد: مجيد بابايی. |
| منبع: خبرگزاری قرآنی ایران - ایکنا |
| استفاده از این خبر ، با ذکر منبع بلامانع است. |
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:35 نویسنده:گل جوان
احتمالا تیتر رو نگاه کردید و فکر کردید
که
.
.
.
نه نمیرم
فقط امکان داره خیلی دیر به دیر به وبلاگ سر بزنم و آپ کنم
چون دانشگاه ها باز شد و خیر سرم می خوام درس بخوانم
البته اگه بعضی ها بگذارند
در ضمن یک عکس از متین واستون می گذارم که ظاهرا بدجوری طرفدار داره
عکسهای پشت صحنه فیلم مسعود کرامتی
و مصاحبه من با خانم بهناز جعفری هم بزودی در همین جا ببینید
پس تا اون موقع
اولا عیدتون مبارک
دوما به من سر بزنید
سوما گل آقایی باشید
چهارما خبر زیر از بنده رو بخوانید
ششما خدانگهدار
پنجماً آپ فرت
سینما روز _ علی وزینی: فیلم «ترانه کوچک من» به کارگردانی «مسعود کرامتی» در روستای یلفان همدان کلید خورد.

مسعود کرامتی 15 شهریور ماه این کار را در یلفان آغاز کرده و فیلمبرداری آن همچنان ادامه دارد و از شنبه ضبط در حوالی سد اکباتان همدان انجام خواهد شد.
مسعود کرامتی فیلمساز کودک و نوجوان، پیش از این قصد داشت این فیلم را به بیست و سومین جشنواره فیلم کودک همدان برساند که منصرف شد و این فیلم را برای جشنواره بیست و چهارم آماده می کند.
در این فیلم بازیگرانی چون بهناز جعفری، مسعود کرامتی، مجید جعفری و تبسم هاشمی به همراه بازیگران نوجوان سپهر مددی و حامد زیاران به ایفای نقش می پردازند. پیش از این حامد زیاران، با بازی فوق العاده اش در آژانس دوچرخه سابقه همکاری با کرامتی را داشته است. از دیگر عوامل فیلم می توان به «مرتضي پورصمدي» مدير فيلمبرداري، «فاضل ژيان» طراح صحنه و لباس و «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد، «علي سميعي» دستيار كارگردان و برنامهريز اشاره کرد.
كرامتي بازيگر و كارگردان سينما و تلويزيون، كارگرداني فيلمهاي روز كارنامه، كودكانه، پاتال و آرزوهاي كوچك و فيلم تلويزيوني آژانس دوچرخه و مجموعه تلويزيوني خانه ما را در كارنامه دارد.
منبع: سینما روز
عکس: متین حیدری نیا
عکس از: علی وزینی

عید فطر هم مبارک
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 10:8 نویسنده:گل جوان
سلام به دوستان قدیم و جدید رادیو کودک و نوجوان. ضمن تبریک ماه مبارک رمضان به همه شما خوبان برای تقدیم اولین شماره مجله چند رسانه ای سبزینه خدمتتون رسیدم. با این امید که مورد توجه قرار گیرد.
این مجله چند رسانه ای را دوست عزیزم محمد پورصادقی تهیه کرده است که با تاخیر به منظور حفظ حق کپی رایت وبلاگ محمد جان تقدبم شما میشه
هر مشکل در خصوص دانلود داشتید به وبلاگ محمد عزیز مراجعه کنید
در این مجله مصاحبه های متعددی هم با بازیگران کودک و نوجوان در خصوص جشنواره داشته
هرچند که یکیشون ربطی به جشنواره نداره
سهند جاهدی
آرمیتا مرادی
متین حیدری نیا
نیکی نصیریان و مادرش خانم الهام طهماسب
پریا مردانیان
این مجله حاصل تلاش گروهی از اهالی رادیو کودک و نوجوان است که با تلاش فراوان در چهار بخش مفصل فرهنگی - علمی - هنری و ورزشی به صورت صوتی و تصویری تهیه و منتشر می گردد.
برای باز کردن این مجله شما باید هفت تکه فایلی رو که در زیر برایتان قرار داده ام (برای اینترنت کم سرعت) را دریافت کرده (هر کدام با حجم خیلی کم ۱ مگابایت) و با چیدن در کنار هم و اجرای فایل اول با نام لاتین "اس ام ام پارت یک" به مطالعه این مجله چند رسانه ای بپردازید.
لازم به ذکر است که شما عزیزان باید برنامه های وین رار و ادوب آکروبات ریدر را در دستگاه خود نصب داشته باشید. اگر ندارید به پست های قبلی مراجعه و دانلود بفرمائید.
برای کسانی که اینترنت با سرعت پائین دارند. بفرمائید:
این هم فایل کامل برای کسانی که اینترنت پرسرعت دارند: (نیازی به برنامه وین رار هم نیست)
فقط یه چیزی! اینطور که معلومه حجم مجله یه کمی بالاست به خاطر همین هم مجبورم که برای اینکه موقع دانلود اذیت نشید اون رو به چند بخش تقسیم کنم. به صورتی که فایل توسط نرم افزاری به تکه های ۱ مگابایتی تبدیل شده و پس از کنار هم قرار دادن تکه ها بتونید فایل کلی رو بدست بیارید.
برای کنار هم قرار دادن اونها نیاز به برنامه ی وین رر (Win Rar) دارین که خودم براتون لینکشو در زیر قرار دادم. حجمش هم خیلی کمه . به همراه کرکش فقط ۱ مگابایت.
به این صفحه بروید و دانلود کنید
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 2:54 نویسنده:گل جوان
توضیح در مورد وبلاگ سهند جاهدی:سلام
دوستان این وبلاگی که سهند داره من اصلا در محتویات و کنترل آن هیچ نظارتی ندارم و دخالتی نمی کنم
هرچی نوشته میشه و گفته میشه از جانب سهند است و اگر هم درم مورد سهند سوالی دارید به وبلاگ خودش برید و از اون سوال بکنید تا جوابتون رو بده
لطف کنید از این به بعد در کامنت ها تون در وبلاگ آقا سهند اسمی از من نبرید
من قرار بود عکس بگذارم که می گذارم و اگر کامنت هایی هم در اون وبلاگ به اسم من دیدید تقلبی است
مچکرم
خبر توليد اين دوفيلم كوتاه رو يكي از ژورناليستهاي خوب همداني دادند. اميد است شاهد مقالات و اخبار ديگري در حوزه فيلم كوتاه از اين دوست گرامي و ساير خوانندگان عزيز باشيم .
فيلم كوتاه " درباره نيمكت " ساخته جوانترين هنرمندي است كه در حال حاضر در استان پا در عرصه فيلمسازي گذاشته است . اين فيلم حدود يك ماه پيش مرحله تصويربرداري خود را در تپه تفريحي عباس آباد سپري نمود ، در خصوص فيلم دوم من اطلاعات دقيقي در اختيار ندارم .
فیلم کوتاه «درباره نیمکت»
به کارگردانی:هومن ذبیحی
صدابردار:علی وزینی
تصویر بردار:پیام خدابنده لو
تدوین:علی وزینی
بازیگران:علی و پیام و هومن
فیلم دوم:
بدون اسم فعلا
کارگردان: اشکان شکوری
تصویربردار:پیام خدابنده لو
صدابدار:پیام خدابنده لو
تدوین: علی وزینی
بازیگر: حسین قاسمی هنر - کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر کودک جشنواره 23- برای فیلم پراوز مرغابی ها
براي تمامي اين دوستان آروزي موفقيت دارم
لینک خبر: http://twoshot.blogfa.com/cat-3.aspx وبلاگ سینماگران همدان
علی شادمان هم در مصاحبه ای با فارس اعلام کرده که بازیگری را کنار خواهد گذاشت
شادمان با بيان اينكه من از بازي كردن لذت ميبردم، گفت: علاقهام به ادامه كار را از دست دادهام و بعد از فيلم سرزمين كهن ديگر بازي نميكنم چون بازيگري ماندگار نيست و هميشه بايد منتظر كارگردان بود در حالي كه كارگردان با پيدا كردن تهيه كننده فيلم ميسازد.
اين بازيگر خاطرنشان كرد: در جشنواره فيلم كودك و نوجوان بعضي فيلمها، فيلم كودك است و كارگردانها بيشتر براي بزرگسالان فيلم ميسازند و سينماي كودك در حال نابودي است.
ادامه مصاحبه - اینجا کلیک کنید -
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:57 نویسنده:گل جوان
سلام چند تا عکسی که از جشنواره کودک گرفتم امروز براتون می گذارم
یک عکس از ملیکا زارعی - خواهر مریلا- یا خاله شادونه البته این بار با چهره و لباسی متفاوت
و یک از متین حیدری نیا که ظاهرا خیلی هم طرفدار داره
یک پوستر و عکس زیبا هم از سهند جاهدی در کنار آرمیتا مرادی در سینمای دانش آموزی همدان تقدیمتون می کنم که پس از اکران فیلم یک وجب از آسمان رفته شده است.
بقیه عکسهای من را هم می تویند از لینک زیر در سایت سینمایی تحلیلی سینما روز ببینید
راستی حامد زیاران هم قراره در همدان در فیلم مسعود کرامتی با نام ترانه کوچک من بازی کنه
بعدا عکسهای صحنه و پشت صحنه فیلم را واستون می گذارم
قاب وبلاگم رو عوض کردم لطفا در مورد این نظر بدهید و بگید این خوبه یا قبلی
در ضمن اینم مصاحبه من با متین که در آخر همین پست بخوانید
فعلا یک رفت و آمد کوچک داریم تا اون موقعتماس فرت

ملیکا زارعی در حاشیه جشنواره- لابی هتل باباطاهر

برای دیدن عکس های بیشتر این جا کلیک کنید

«متین حیدرنیا»: شانس برنده شدنم 50-50 است
متین حیدرنیا 12 ساله با فیلم «مسیر عشق» به جشنواره کودک آمده است و پیش از این در فیلم هایی چون چهارشنبه سوری، در خط فاصله، یک جور دیگر، به کجا چنین شتابان، برای آخرین بار، گراناز، حبیب آقا، مدیوم و سربلند به ایفای نقش پرداخته است و همینک در برنامه عموپورنگ در کنار امیر محمد و سهند جاهدی مشغول اجراست . وی برای بازی در فیلم مسیر عشق کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر نوجوان بود که او وی در بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان تقدیر شد.
درباره نقش خودت در «مسیر عشق» بگو.
یک نوجوان است که به خاط دایی شهید خود با دوچرخه اش پشت اتوبوس کربلا مخفیانه به کربلا می رود و در مسیر لو می رود و با کمک آنها به کربلا می رسد.
چطور برای این نقش انتخاب شدی؟
از طریق آشنایی کاری من با آقای زیجودی در گراناز معرفی شدم.
سال گذشته در جشنواره فیلم داشتی. چرا به همدان نیامدی؟
خیلی علاقه داشتم اما متاسفانه با وجود اینکه دعوت داشتم نتوانستم به جشنواره برسم.
چقدر شانس برنده شدن جایزه داری؟
خدا می داند. شاید شانسم 50-50 باشد.
از بین بازیگران کودک و نوجوان چه کسی را موفق تر می دانی؟
ارسلان قاسمی به خاطر اینکه در فیلم هایش بسیار خوب به ایفای نقش می پردازد
حالا اگر ارسلان جایزه را بگیرد چطور؟
چون حتما بهتر بازی کرده و حق او بوده موفق به کسب آن شده است. اگر جایزه را ببرد به او تبریک می گویم و معتقدم بهتر از من بازی کرده است.
فیلم های کودک ایرانی بهتر است یا خارجی؟
فیلم ایرانی را زیاد نمی بینم. چون دسترسی به آنها مانند فیلم های خارجی ساده و راحت نیست. ولی فیلم های خارجی را خیلی دوست دارم و آنها را نگاه می کنم
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 16:23 نویسنده:گل جوان
دو همشهری کرد - پوران درخشنده و بهروز مرادی هر دو کرمانشاهی در هتل باباطهار همدان
سلام امروز روز وبلاگ است و به همین مناسبت چند تا عکس از عکسهایم در جشنواره فیلم کودک را آپ می کنم
ترلان پروانه و مجری شبکه جام جم
رسول صدر عاملی در هتل بوعلی همدان
برای دیدن عکس های بیشتر این جا کلیک کنید
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 6:58 نویسنده:گل جوان
کم کم داریم به سالگرد جشنواره کمدی فیلم گل آقا نزدیک می شویم اما هنوز خبری از فراخوان جشنواره گل آقا نیست
ظاهرا قرار نیست جشنواره را امسال برگزار کنند که اگر اینطور باشد ناراحت خواهیم شد
سال گذشته افتخار آن را داشتم که بتوانم در جشنواره حاضر شوم
عجب جشنواره توپی بود
مخصوصاً اینکه همه کمدین ها حضور داشتند
واز همه دوست داشتنی تر علیرضا خمسه و مریلا زارعی
همه چیز را به بعد موکول می کنیم ولی دلمان می خواهد امسال هم برگزار شود جشنواره ای که از هر سمت به آن نگاه کنی بسیار دوست داشتنی است
سینمای کمدی و جشنواره کمدی توسط موسسه گل آقا
راستی یاد منوچهر احترامی هم بخیر
خیلی دلم می خواهد امسال هم جشنواره ای باشد اما ...

دومین جشنواره کمدی فیلم گل آقا-مهرماه 87-عکس: علی وزینی
[ از گل آقا چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:19 نویسنده:گل جوان
دومين ترانه فارسي سامي يوسف كه به مناسبت حلول ماه مبارك رمضان اجرا كرده بود به صورت رسمي از طريق وب سايت شخصي وي منتشر شد.
ترانه You came to me ( به سويم آمدي ) ترانه اي است در وصف پيامبر گرامي اسلام (ص) كه با زبان شعر ساده و عاشقانه توسط خود سامي يوسف سروده شده است.
اين ترانه در 4 نسخه انگليسي ، انگليسي –
اللهم صل علی سیدنا ، مصطفی علی حبیبک ، نبیک ، مصطفی
تو آمدی در اوج غمهام
بدون تو معنای عمر چیست
وقتی ندانم اسراری از غیب
خواهم رضای تو
جانم فدای تو
دلم می خواد، که باشم با تو
خسته ام از دنیا
از این دو رنگی ها
فقط می خوام
که باشم با تو
|دانلود کنید :: ورژن فارسی :: لینک مستقیم|
English Version
| دانلود كليپ " انگليسي " :: كيفيت پايين :: 9 مگابايت | :: لينك مستقيم ::
| دانلود كليپ " انگليسي " :: كيفيت پايين :: 9 مگابايت | :: لينك غير مستقيم ::
| دانلود كليپ " انگليسي " :: كيفيت بالا :: 25مگابايت | :: لينك مستقيم ::
| دانلود كليپ " انگليسي " :: كيفيت بالا :: 15 مگابايت | :: لينك غير مستقيم ::
Farsi Version
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:57 نویسنده:گل جوان
درباره بچه های الی

عکس: علی وزینی- الیزابت امینی در کنار سهند جاهدی
مطالب زیر به قیلم علی وزینی در روز دوشنبه هفته گذشته 2 شهریور 88 در روزنامه استانی سپهرغرب به چاپ رسیده است:
قضيه از آن قرار است كه هنوز خيليها اندر كف آن هستند كه به راستي كدامين يك از بچههاي حاضر در جشنواره فرزند اليزابت داستان ما بودند؟!
ويژهنامه شاپره كاري از روزنامه خلاق همدان پيام در حركتي نوين دست به خلاقيتي جالب ميزند و در اولين شماره خود پس از جشنواره مينويسد «در مجتمع آبياران به سراغ اليزابت اميني و دخترش آرميتا مرادي... رفتيم كه مصاحبه را در شماره بعدي ميخوانيد» و اينگونه آرميتا مرادي كه با پدر و مادرش (الهام زماني) به جشنواره آمده بود را دختر اليزابت معرفي ميكند.
داستان اليزابت به همين جا ختم نميشود. چرا كه عدهاي از خبرنگاران نابغه كه به تماشاي فيلم پريا رفته بودند پس از اتمام فيلم، ترلان پروانه را در كنار اليزابت ميبينند و تصور ميكنند ترلان دختر اليزابت است (در فيلم اينگونه بود)
دردسرهاي مادرانه اليزابت همچنان ادامه پيدا ميكند تا اينكه عكس جنجالي سينما روز در اينترنت پخش ميگردد و اليزابت را در كنار سهند جاهدي نشان ميدهد. (همين عكس) كه خيليها در وبلاگ خود سهند را پسر اليزابت معرفي ميكنند.
چهارمين فرزند اليزابت كسي نبود جز سوگل نصرتي (بهترين بازيگر جشنواره) كه پس از اختتاميه در سالن ابن سينا اليزابت دست سوگل را براي دقايقي تا پاي اتوبوسها ميگيرد و عدهاي متفكر گمان ميكنند سوگل دختر اليزابت است.
بگذريم، نميدانم اگر آن روز در هتل باباطاهر پيرمرد مهربان سينماي كودك محسن قاضيمرادي را در كنار اليزابت ميديدند چه فكري ميكردند و شايد ميگفتند محسن پسر اليزابت است.
به هر حال به همه كاشفان عزيز خسته نباشيد ميگوييم و اعلام ميكنيم در تماسي كه با اليزابت داشتيم فهميديم كه وي مجرد است و اصلا ازدواج نكرده
عکسهای من د سایت سینما روز از بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان همدان
اینم مصاحبه خودم و دوستانم در جشنواره
گفت و گوی اختصاصی با «خاله شادونه»
گفت و گوی اختصاصی با «ترلان پروانه»
گفت و گوی اختصاصی با «حسین قاسمی هنر»
گفت و گوی اختصاصی با «حامد زياران»
گفت و گوی اختصاصی با «ماهایا پطروسیان»
گفت و گوی اختصاصی با «آرمیتا مرادی» و «آرشام طالبی»
گفت و گوی اختصاصی با «محمدعلي شادمان»
گفت و گوی اختصاصی با سهند جاهدي،بازيگر يك وجب از آسمان
مصاحبه با بازیگران کاندید جشنواره فیلم کودک
گپ و گفت اختصاصی با محسن قاضی مرادی و مصطفی رحماندوست
اختصاصی؛ حاشيه هاي اختتاميه جشنواره فیلم کودک همدان
اختتاميه شاد جشنواره براي مردم
اختصاصی؛ آخرین اخبار از جشنواره فیلم کودک همدان
گزارش اختصاصی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
حاشیه های مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک همدان
بسته خبری اختصاصي سینما روز از جشنواره فیلم کودک همدان
گفت و گوی اختصاصی سینما روز با «ابراهیم فروزش»
اختصاصی؛ «محمد عرب» دوباره فیلم برای کودک می سازد
عکس های اختصاصی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 23:54 نویسنده:گل جوان
نقد فیلمهای جشنواره کودک23
الاغ به دادِ جشنواره کودک رسید! !
مگر اینکه الاغ به دادِ جشنواره برسد! !

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1330&Itemid=61
سینما روز _ علی وزینی: پس از به اتمام رسیدن بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان همدان تصمیم بر یادداشتی درباره فیلم های جالب و پرحاشیه جشنواره کودک گرفتم که در ادامه شما را دعوت به خواندن آن می کنم.
الاغ همبازی کودک و نوجوان شد
فیلم همبازی در چهارمین روز به جشنواره رسید و برای اولین بار در سینما کانون نمایش داده شد که اولین اکران آن در ایران پر از حاشیه بود و البته باید گفت از میان چند فیلمی که در جشنواره دیدم، همبازی را به عنوان بهترین فیلم، انتخاب می نمایم.همبازی داستان پسر بچه شش ساله ای به نام امین است که از تنهایی کلافه شده و منتظر است تا در پدر و مادرش برای او خواهر یا برادری بیاورند اما آنها حاضر به این کار نیستند در عوض قول می دهند آروزی دیگری را برایش برآورده کنند.امین سرخورده با دیدن یک فیلم خانوادگی در روستا آرزوی بعدیش را می یابد؛ او حالا به جای خواهر و برادر یک کره الاغ می خواهد و... .
در ادامه چند حاشیه فیلم و برداشتی متفاوت از همبازی را می خوانید:
هنگامی که با دوستان همدانی خبرنگارمان متوجه شدیم همبازی به جشنواره رسیده و قرار است فیلم همبازی را به جای فیلم دیگری که از قبل بلیطش را فروخته بودند نمایش دهند، خود را به سینما کانون رساندیم اما کمی از فیلم شروع شده بود و سالن پر از جمعیت بود و هنوز عده ای بلیط دار پشت دربهای سینما منتظر ورود بوادند و مسئولان سینما در حال قرار دادن صندلی تکی در کنار دیوارها برای مردم.قضیه از آن قرار بود که همبازی آن قدر جذابیت داشت که مسئولان فارابی از جمله حبیب ایل بیگی و همکارانش را به سینما کشانده بود و جمع کثیری از بازیگران و خبرنگاران هم به سینما آمده بودند.به هر حال به ما سه نفر اجازه ورود به سینما را ندادند . از ما اصرار و از آنها اکران.حتی به آنها گفتیم که حاضریم ایستاده فیلم را نگاه کنیم که بازهم با مخالفت روبرو شد و نهایتاً با ترفندی موفق شدیم به سینما برویم و روی زمین در کنار سطل زباله سینما،فیلم را نگاه کنیم هرچند که حق کاملاً قانونی ما بود که به داخل سینما برویم و روی صندلی فیلم را ببینیم.شایسته بود این فیلم حساس را در سانس دیگری برای مردم نمایش می دادند، که اینگونه حق خبرنگاران ضایع نگردد.
وجود بازیگران سرشناسی همچون نیکی کریمی و حمید فرخ نژاد در فیلم و ایفای نقششان در ژانر کودک و تمایل برای دیدن فیلم دقیقه نودی غلامضا رمضانی و سرنوشت فرخ نژاد با توجه فعالیت هایش در قبل از انتخابات، این فیلم را در همدان دچار حاشیه و البته پر مخاطب کرده بود.
اما خود فیلم نیز پر از حاشیه بود،در همان ابتدای فیلم زمزمه های حضور الاغ به گوش می رسد و کم کم پای لاکپشت و نهایتاً کره خرهای مختلفی به فیلم باز می شوند که آن را جذاب تر می کند.
پارسوآ پورقبادی بازیگر کودک فیلم در کنار فرخ نژاد و کریمی با آن صدای منحصر به فرد و شیرینش، آنقدر خوب بازی کرده است که انگار سالها در سینما کار کرده و حرفه ای شده است و واکنش مردم و مخصوصا کودکان حاضر در سینما هم هنگامی که پارسوآ به مادرش نیکی کریمی و پدرش حمید فرخ نژاد می گوید من کامپیوتر نمی خوام ، اسباب بازی نمی خوام،ماشین نمی خوام ، ... الاغ می خوام، جالب است و سالن غرق در قهقهه و خنده می شود.
به علاوه، فیلم آنقدر صحنه های جذابی دارد که همه سنی را از کودک 7 ساله تا پیرمرد 77 ساله به پای فیلم می کشاند،صحنه های بستنی خوراندن به کره الاغ توسط کودک،کتاب خواندن برای الاغ و وجودصحنه هایی که تلاش های پدر خانواده برای آوردن خر در ساختمان را نشان می دهد یا آن جا فرخ نژاد با فرزندش سعی در کنترل حیوان در خانه را دارند و یا مدفوع حیوان را در دستش می گیرد و یا قبل از آن، سکانسی که فرخ نژاد صدای اُلاغ در می آورد و عَر عَر می کند و یا صحنه مجادله کودک با رضا فیاضی و گرفتن پیاز از او، از دیگر صحنه های پرکشش و جداب فیلم هستند.
در پوستر تبلیغاتی فیلم نیز عکس هایی در فیلم وجود داشت که معلوم بود از فیلم حذف شده اند و مورد سانسور واقع شده اند به هر حال وقتی انسان قصد دارد خر را به عنوان عضوی از خانواده خود انتخاب نماید، خر بیچاره باید سانسور شود تا برای کودکان بدآموزی نداشته باشد.از ما نشنیده بگیرید،آنطور که یکی از مسئولین درگوشی با یکی دیگر صحبت می کرد، می گفت فیلم کمی باید سانسور شود، اینطوری خوب نیست.
همانگونه که در ابتدا گفتم فیلم را روی زمین تماشا کردیم و ساکی که با خود همراه داشتیم را در کنار خود گذاشتیم. در طول فیلم دو یا سه بار چند کودک زباله های خوراکی خود را هنگامی که خواستند به سطل زباله بیاندازند اشتباهی در ساک من انداختند که البته خسارت هایش را باید رمضانی متقبل شود زیرا او با این فیلم جذابش باعث شده اینگونه حواس کودک پرت شود.
آن طور که رمضانی گفته فیلم به جشنواره فجر نمی رسد و زودتر از آن اکران خواهد شدو بازهم گفته قرار است پایان فیلم تغییر کند و پایانی که در جشنواره کودک همدان دیده شد پایان اصلی فیلم نیست ، به هر حال منتظر اکران آن هستیم و تا آن موقع صبر خواهیم کرد البته اگر اکرانی در کار باشد و اکرانش به همدان برسد.
این فیلم نهایتاً در جشنواره بیست و سوم فیلم کودک، موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی از داوران فیلم های کودک و نوجوان شد.
یک وجب خنده ، یک وجب گریه
فيلم يك وجب از آسمان داراي مضمون كمدي، مذهبي و تخيلي بود كه تمامی معیارهای اصلی برای یک فیلم کودک و نوجوان را دارا بود.از همان ابتدای فیلم با تیتراژ عجیبش و رفتارهای بهزاد فراهانی معلوم می شود با فیلمی حرفه ای سروکار داریم.
داستان فیلم به خوبی روایت می شود و پیام های دینی و مذهبی خود را نیز به بیننده انتقال می دهد که از سکانس های معروفش می توان به بیرون آمدن افراد از اتاق یک وجب از آسمان و واکنش تعجبی آن ها اشاره کرد.
مظلومیت های کودکانه،فقر خانواده،صمیمیت بین همسایگان و سادگی افراد، بلخصوص پدر خانواده و آن طرف نشان دادن ریا و تقلب،زورگویی ها و سوء استفادگی ها،قانع نبودن و حرص و طمع ها از ویژگی هایی است که بین دو خانواده فقیر و ثروتمند در فیلم به خوبی نشان داده شده است.
البته انتقادهایی هم به فیلم وارد است که می توان گفت :بازيهاي بازيگران به جز بازيگران كودك، خوب نبود و ميشد از چهرههاي توانمند ديگري استفاده كرد.سرنوشت افراد منفی فیلم هم کمی اغراق شده بود و می توانست بهتر از این به تصویر کشیده شود اما هیچ یک دلایل کافی برای بی توجهی نسبت به فیلم نیست و از ارزش های اصیل آن کم نمی کند.
یکی دیگر از نقاط قوت فیلم بازی حیرت آمیزبازیگران کودک و نوجوان آن است که می توان به بازي استادانه سهند جاهدي و آرميتا مرادي که هریک بازيگران معروف كودك و نوجوان سينماي ايران محسوب ميشوند، اشاره کردو
با وجود آنكه فيلم در جشنواره مذاهب فيلم ايتاليا توانست جوايزي را به دست بياورد اما در جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان موفق به كسب پروانه زرين بهترين فيلم از نگاه داوران كودك و نوجوان شد و انتظار من برای دریافت جایزه بهترین بازیگر نوجوان به سهند جاهدی برآورده نشد.
به هر حال فیلم توانست مخاطبان خود را در اکران هایش در جشنواره راضی نگه دارد و جزو معدوو فیلم های خوب جشنواره بود.
کلانتری هم کلانتری های قدیم
كلانتري غير انتفاعي فيلمي بود كه از مدتها قبل براي ديدن آن لحظهشماري ميكردم و از اميدهاي اصلي من براي كسب جوايز جشنواره بود. اما در همان چند روز اول اكران فيلم در همدان هنگامي كه نظرات بينندگان، مسؤولان سينمايي و مشاوران مدير اجرايي جشنواره را شنيدم آن قدر از فيلم راضي نبودم و آن را يك فيلم ضعيف ميدانستم و كم كم در نظر من تغيير ايجاد كردند. روزنامه امتياز هم اين فيلم را با خاله سوسكه مقايسه كرد و خاله سوسكه را موفقتر از كلانتري غير انتفاعي دانست.از آن طرف هم ماهنامه فیلم، این اثر را ضعیف دانسته است.
به هر حال با بيميلي تمام در آخرين روز جشنواره به ديدن اين فيلم رفتيم اما در همان لحظه از اينكه اين فرصت را پيدا كردیم که توانسته ام فیلم را ببینیم، خوشحالم شدیم. كلانتري غير انتفاعي از معدود فيلمهايي بود كه ساخت آن چند ماه پيش از شروع جشنواره به اتمام رسيده بود و در تابستان 87 كليد خورده بود و تنها دليل ساخت آن ديده شدن در جشنواره بود و حتي در جشنواره فجر هم شركت نكرد. در حالي كه بسياري از فيلمها در دقيقه 90 و يا وقت اضافه و در برخي موارد مانند فيلم همبازي و خوابهاي دنباله دار در ضربات پنالتي به جشنواره رسيدند.
يداله صمدي در اولين تجربه كمدي خود در حوزه كودك آنقدر فيلم را قوي به تصوير كشيده بود كه بسيار از تصاويرش حيرت انگيز بود كه به چند نمونه از آن اشاره ميكنم. نماهايي كه مربوط به بالاي سقف و زير اتوبوس و حضور كيومرث ملك مطيعي و باقر صحرارودي بود، صحنه تقابل گوهر خيرانديش و دخترش و تخيلپردازيهاي بازیگر نوجوان علی شادمان و حضورش در نقشي متفاوت در يك فيلم كمدي از آن جمله بود.
هر چند بقيه بازيگران كودك و نوجوان نسبت به بقيه كارهاي خود خوب ظاهر نشده بودند. اما علي شادمان كه به عقيده خيليها ميتوانست نامزد دريافت جايزه شود و سال گذشته نيز براي فيلم زماني براي دوست داشتن علاوه بر دريافت دو پروانه زرين ايران و بينالملل و تقدير در جشنواره فيلم شهر، در كنار بازيگراني چون مرحوم خسرو شكيبايي، عزت الله انتظامي و پرويز پرستويي كانديد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد سال شد، بازي درخشاني در اين فيلم داشت.
از ديگر حاشيههاي اين فيلم در جشنواره عدم حضور يدالله صمدي در جشنواره بود. با وجود آنكه سال گذشته داور بخش سينماي ايران بود و بارها علاقمندي خود را براي شركت در جشنواره اعلام كرده بود اما در جشنواره امسال حضور نداشت و فيلم او هيچ جايزه و تقديري از جشنواره دريافت نكرد و حتي از بازيگران آن به جز يك نفر تقدير نشد در حالي که سه نفر از بازيگران فيلم نيز به همدان آمده بودند و در پایان جشنواره از تمامی 24 بازیگر حاضر در جشنواره بصورت رسمی با اهدای لوح و سکه تقدیر بعمل آمد.
فیلم های دنباله دار درخشنده
از ديگر اميدهاي اصلي من براي كسب جوايز فيلم خوابهاي دنباله دار به كارگرداني پوران درخشنده بود كه در چهارمين روز جشنواره موفق به ديدن آن شدم اما در هنگام ورود به سينما با اتفاقات جالبي روبرو شديم. جمله آزاردهنده «مخصوص نمايش فيلم در جشنواره» درج شده بود و زمان سنجي در پايين فيلم به صورت بزرگ براي پایان فيلم لحظهشماري ميكرد. از آن طرف فيلم بدون موسيقي و تيتراژ بود. در خيلي از بخشها صدا پايين و بالا ميشد و در برخي موارد نيز همچون صداي پليس و آژير و موبايل، فيلم فاقد صدا بود. صداي عوامل و پشت صحنه روي فيلم آمده بود كه تمامي اينها باعث شد درخشنده در آخرين روز جشنواره به همدان بيايد و از دبير جشنواره و استاندار همدان كه همشهري او نيز هست، گلايه كند.
هر چند كه اين فيلم بازي خوب عليرضا خمسه را در خود جاي داده بود اما با وجود سوژه تكراري آن و حضور كودكان معلول آنچنان براي مخاطبان همداني مانند دوره 21 كه به فيلم بچههاي ابدي راي دادند جالب نبود و نهايتا همدانيها فيلم خاله سوسكه كه يك فيلم كمدي و موزيكال بود را به عنوان بهترين فيلم از نگاه بينندگان اعلام كردند.
هر چند تماشاگران فيلم در 10 دقيقهاي كه فيلم بدون صدا پخش ميشد به كمك پوران درخشنده آمدند و با صداي كف و دست جاي خالي صداي فيلم را پر كردند. شايد جشنواره نتوانست نمايش خوبي را براي اين فيلم فراهم كند اما خود فيلم نيز دچار گرههاي بزرگي بود كه ميتوان به پايان مجهول آن كه بالاخره مشخص نشد كودك خواب است يا بيدار و چرا بر روي 8 ساله بودن كودك تا اين حد تاكيد شده بود. ريتم كند ابتداي فيلم در پايان به سرعت افزوده شد و تا آنجا پيش رفت كه بيننده بايد از فيلم چنان نتيجهگيري اخلاقي ميكرد كه فيلم ميخواهد به ما بگويد نبايد كودكان معلول را از نعمت تحصيل محروم كنيم.
پریای موزیکال
حضور پركارترين كودك سينماي ايران در فيلم پريا تنها دليلي بود كه به تماشاي اين فيلم نشستم. فيلم را بيشتر مناسب سن كودكان ديدم اما فيلم داراي مشكلات بسياري بود كه از جمله ميتوان به عدم تسلط كودك بر لهجه گيلاني و استفاده از تصاويري كه ساختگي بودند و نشان ميداد آنچنان كارگردان فيلم در ژانر كودك موفق نبوده است. اما بازي ترلان پروانه تنها نقطه قوت فيلم بود.
با آنکه قرار بود فیلم موزیکال باشد اما صحنه های موزیکال آن به خوبی درنیامده بود و شعر خواندن ها شفیعی جم برای کودکان راضی کننده نبود و البته شفیعی جم در بسیاری از موراد دیالوگ های کلیشه ای خود در سریال های طنزش همچون بامشاد را بر زبان می آورد.
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 23:52 نویسنده:گل جوان
سلام دوباره اومدم مثل سابق پرفروغ نیستم و همین چند خط هم به خاطر خودم و وبلاگمو و گل آقای قب
اول بگم شهریور ماه تازه شروع شده و ماه مبارک هم که الان در آن قرار داریم
شب ها تا سحر بیداریم
سحرها میریم مسجد
بعد مسجد تا 7 صبح توی پارک دویدن و قدم
صبح ها هم همش خوابیم
اینم شده برنامه زندگی ما
البته قراره عوض بشه
داریم با پیام و اشکان و هومن ذبیحی یک فیلم کوتاه و شاید چند فیلم کوتاه بسازیم
و ... (حالا بماند...!)
راستی برنامه قرائتی که هر روز پخش میشه در همدان ضبط شده و قسمت 15 و 28 و 29 ماه مبارک هم بنده در آن حضور دارم و البته روز اول که گذشت و خودم هم ندیدمش
جشنواره بارای همه تمام شده و برای من و پیام و اشکان تازه شروع شده
منظورم جشنواره 24 است که به احتمال 95 درصد بازهم در همدان برگزار میشه
سهم ما از تو
نیمه دیگر سیب بود
که وقتی له شد
زیر پای باد
تو خندیدی
و من در حسرت سهمم
تمام سیب ها را
روی درخت له خواهم کرد
تماس فرت
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:7 نویسنده:گل جوان
عکسهام را در جشنواره کم کم تقدیمتون می کنم
فعلا همین ها را داشته باشید
عکس ها را در ادامه مطلب ببینید
نظر فراموش نشه
اینم مصاحبه خودم و دوستانم در جشنواره
گفت و گوی اختصاصی با «خاله شادونه»
گفت و گوی اختصاصی با «ترلان پروانه»
گفت و گوی اختصاصی با «حسین قاسمی هنر»
گفت و گوی اختصاصی با «حامد زياران»
گفت و گوی اختصاصی با «ماهایا پطروسیان»
گفت و گوی اختصاصی با «آرمیتا مرادی» و «آرشام طالبی»
گفت و گوی اختصاصی با «محمدعلي شادمان»
گفت و گوی اختصاصی با سهند جاهدي،بازيگر يك وجب از آسمان
مصاحبه با بازیگران کاندید جشنواره فیلم کودک
گپ و گفت اختصاصی با محسن قاضی مرادی و مصطفی رحماندوست
اختصاصی؛ حاشيه هاي اختتاميه جشنواره فیلم کودک همدان
اختتاميه شاد جشنواره براي مردم
اختصاصی؛ آخرین اخبار از جشنواره فیلم کودک همدان
گزارش اختصاصی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
حاشیه های مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک همدان
بسته خبری اختصاصي سینما روز از جشنواره فیلم کودک همدان
گفت و گوی اختصاصی سینما روز با «ابراهیم فروزش»
اختصاصی؛ «محمد عرب» دوباره فیلم برای کودک می سازد
عکس های اختصاصی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:52 نویسنده:گل جوان
ملیکا زارعی: نبايد براي بچهها تكراري شوم
سینما روز _ علی وزینی: بچهها يكي يكي جلو ميآيند و به خاله شادونه سلام ميكنند. او هم با لبخند جوابشان را ميدهد. عدهاي از بچهها كه پارسال با شادونه آشنا شده بودند خودشان را معرفي ميكنند و شادونه نيز آنها را ميشناسد و ميگويد: «چقدر بزرگ شدهايد»
گفت و گو با خاله شادونi در چنين فضايي انجام شد.ملیکا زارعی که به عنوان مجری در مراسم افتتاحیه در بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان همدان شرکت کرده است. شما را به خواندن مصاحبه دعوت می کنیم.
*سال گذشته زماني كه پرسيدم به جشنواره چه نمرهاي ميدهيد گفتيد بايد در پايان جشنواره بگويم. حالا نمره جشنواره سال گذشته را چند ميدهيد؟
نمره جشنواره سال گذشته از نظر من بهترين نمره است. چون هر كاري براي بچهها باشد نمره بالايي مي گيرد. اما از نظر هر كسي ميتواند در اين مورد فرق كند.
*و نمره امسال؟
(ميخندد) سال آينده از من بپرسيد.
*فيلم شادونه و شبح سياه اكران ميشود؟
تا كنون اكران نشده اما اميدوارم در آينده و بزودي اكران شود.
*شما به بچهها علاقه داريد چرا در فيلم كودك بازي نميكنيد؟
در فيلم كودك زماني بازي ميكنم كه درباره شخص شادونه باشد.
*فكر نميكنيد سخنرانيهاي افتتاحيه زياد بود؟
به هر حال براي هر مراسمي سخنراني لازم است تا ويژگيهايي كه بايد در جشنواره باشد با آن شكل بگيرد. جشن بايد به قدري شاد باشد كه خستگي كودك از تنش بيرون بيايد. ضمن اينكه بخشي از حاضران در مراسم بزرگسالانند كه بايد درباره نحوه برگزاري جشنواره اطلاع داشته باشند.
*در اين دو سال فيلمي ديديد؟
سال گذشته تنها يك فيلم غير از كار خودم ديدم. چون سعي ميكردم در تمام اكرانهاي فيلم حضور داشته باشم تا با بچهها ارتباط داشته باشم. امسال هم بخاطر برنامه زنده تلويزيوني فرصت نكردم فيلم ببينم.
*خاله شادونه بخاطر تكراري بودن از رونق نميافتد؟
بچهها توقعات و انتظاراتي از شادونه دارند كه اين انتظارات را اگر من عملي كنم مورد اجرا قرار دهم تمام تلاشم را ميكنم كه خسته نشوند. اما بايد تنوع در كار زياد شود تا هيچ گاه براي بچهها خسته كننده نباشد.
*حضور يك كودك در كنار شما ميتواند خوب باشد؟
به هر حال چون تنوع در كار خيلي مهم است، اگر بخواهم كودك در كنارم باشد و برنامه اجرا كند هيچ فرقي با برنامهاي كه در شبكه ديگر پخش ميشود ندارد. سعي ميكنم در بخشهاي ديگر ارتباط را با بچهها برقرار كنم مثل عروسك كه بچهها با آن ارتباط بهتري برقرار ميكنند.
*چرا بچهها فيلمهاي هري پاتر را ميبينند و لباس آن را ميخرند اما در مورد كلاه قرمزي اين اتفاق نميافتد؟
معتقدم تبليغات خيلي مهم است. وقتي د شبكهاي برنامهاي پخش ميشود كه عروسكها و موضوعات ايراني دارد اما همزمان برنامه ديگري پخش ميشود كه جذابيت بيشتري دارد، آن كودك ناخودگاه به آن برنامه جلب ميشود كه اين برنامه نسبت به فرهنگ ما بيگانه است. اگر داستان و فرهنگ قديم خودمان را به خصوص به شكل انيميشن بيشتر توسعه بدهيم بيشتر با بچهها ارتباط برقرار ميكند. معتقدم از نظر انيميشن خيلي قوي هستيم و فيلمهاي ديني خوبي توليد كرديم. انيميشن به قدري مفيد است كه بتواند براي بچهها بسيار مفيد باشد.
بچهها بدون اينكه كتاب بخوانند با مسائل فرهنگي و داستانهاي قرآني ما آشنا ميشوند و ويژگيهاي امامان و خصلتهاي خوبشان را ياد ميگيرند و با دشمنان آنها نيز آشنا ميشوند. بچهها ميتوانند با تاريخ مذهبي و ديني ما در كنار تاريخ غني كشور با دارا بودن شخصيتهايي چون حافظ، سعي از آنها برخوردار شوند و هم ميتوانند از ضرب المثلهاي خوب ايراني هم استفاده كنند. ميتوانيم به بچهها ياد بدهيم و بطور غير مستقيم آنها را آموزش دهيم.
اگر من براي بچهها يك كتاب بخوانم آن قدر روي آنها تاثير نميگذارد تا آنكه آنها يك انيميشن ببينند و بچهها از طريق كتاب شايد كمتر آموزش داده شوند اما از طريق انيميشن آگاهي كامل را پيدا ميكنند. تاكيد ميكنم برنامهسازي براي بچهها بسيار مهم است و بايد به برنامههايي كه براي آنها ميسازيم بيشتر توجه شود.
اگر ما تلاشمان را بيشتر كنيم و برنامههاي مفيدتري را بسازيم ميتوانيم قدمهاي بهتري را برداريم و به هدف اصلي خود برسيم و كودكان نيز از آنها استقبال ميكنند و در اين صورت بچهها كمتر به سراغ الگوها و شخصيتهايي كه از لحاظ فرهنگي با ما اختلاف دارند و با دنياي كودكانه بيگانه هستند، ميروند. من به هيچ وجه نميگويم بچهها فيلمهاي امثال هريپاتر را نبينند و قهرمانهاي خارجي را دنبال نكنند، بالاخره آنها هم براي بچهها جذاب هستند اما به نظر من اول بايد شخصيتهاي بزرگ كشور ما با اين سرمايه غني ديده شود تا بچهها را نسبت به آنها آگاه كنيم و آنگاه خود بچهها رغبتشان نسبت به فيلمهاي خارجي كمتر ميشود.
*چرا استقبال از کارهایی خارجی همچون هری پاتر بیشتر از کارهای ایرانی است؟
از لحاظ قصه های ایرانی ما موفق هستیم نباید آنها را هم فراموش کنیم برای مثال به «قصه های ما مثل شد» اشاره می کنم که ضرب المثل های ایرانی و قدیمی ما را از طریق انیمیشن به بچه ها آموزش می دهد.ما از لحاظ انیمیشن بسیار قوی هستیم و انیمیشن آنقدر مفید است که از آن می توانیم مسائل آموزنده را به بچه ها یاد بدهیم.
بچه ها بدون اینکه کتاب بخوانند با مسائل فرهنگی و داستان های قرآنی ما آشنا می شوند و ویژگی های امامان و خصلت های خوبشان را یاد می گیرند و با دشمنان آنها نیز آشنا می شوند.
بچه ها می توانند با تاریخ مذهبی و دینی ما در کنار تاریخ غنی کشور با دارا بودن شخصیت هایی چون حافظ،سعدی از آن ها برخوردار شوند و هم می توانند از ضرب المثل های خوب ایرانی هم استفاده کرد.می توانیم به بچه ها یاد بدهیم و بطور غیر مستقیم آنها را آموزش دهیم.
اگر من برای بچه ها،یک کتاب بخوانم آنقدر روی آنها تاثیر نمی گذارد تا آنکه آن ها یک انیمیشن ببینند و بچه ها از طریق کتاب شاید کمتر آموزش داده شوند اما از طریق انیمیشن آگاهی کامل را پیدا می کنند.تاکید می کنم برنامه سازی برای بچه ها بسیار مهم است و باید به برنامه هایی که برای آنها می سازیم بیشتر توجه شود.
اگر ما تلاشمان را بیشتر کنیم و برنامه های مفیدتری را بسازیم می توانیم قدم های بهتری را برداریم و به هدف اصلی خود برسیم و کودکان نیز از آنها استقبال می کنند و در این صورت بچه ها کمتر به سراغ الگوها و شخصیت هایی که از لحاظ فرهنگی با ما اختلاف دارند و با دنیای کودکانه بیگانه هستند،می روند. من به هیچ وجه نمی گویم بچه ها فیلمهای امثال هری پاتر را نبینند و قهرمان های خارجی را دنبال نکنند،بالاخره آنها هم برای بچه ها جذاب هستند اما به نظر من اول باید شخصیت های بزرگ کشور ما با این سرمایه غنی دیده شود تا بچه ها را نسبت به آنها آگاه کنیم و آنگاه خود بچه ها رغبتشان نسبت به فیلمهای خارجی کمتر می شود.
*از بدی ها و انتقادهای خود نسبت به جشنواره بگویید؟
همدان میزبان خوبی برای جشنواره هست و دارای مردمانی خونگرم و مهمان نواز هستند که همین را هم برای مهمانان جشنواره ثابت کرده اند و خوشحالم که در کنار این مردم عزیز هستم . بچه های همدانی همچون تمامی بچه های ایران بچه های خوب هستند و من همه آن ها را دوست دارم
*منظورم من انتقاد بود،از نقاط ضعف میزبانی همدان بگویید؟اینقدر تعریف نکنید!!
به هر حال من خاله شادونه بچه ها هستم و خاله شادونه باید خوبی ها را بگوید و من چیز بدی را ندیدم و همدان بسیار خوب است
*گفتید فرزند سوم خانواده هستید،خواهرتان مریلا زارعی هم که بازیگر خوب سینما است برادر یا خواهر دومتان چطور؟
نه ، من یک برادر دارم که مهندس هست و من و مریلا وارد این عرصه شدیم
*خوب مریلا زارعی که مهندس هم هست شما چرا مهندس نشدید؟
بله مریلا مهندس صنایع غذایی است. به هرحال هرکس به یک رشته ای علاقه مند است و وارد فعالیت می شود و این دلیل خوبی نیست.رشته اصلی من هم زبان انگلیسی است.
منبع: سینما روز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:43 نویسنده:گل جوان
پروانه را کنار سیمرغ گذاشتم
ماهایا تکذیب کرد

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1230&Itemid=61
سینما روز _ علی وزینی: در سومین روز برگزاری جشنواره فیلم کودک در همدان «ماهایا پطروسیان» برای نمایش اولین تجربه کارگردانی خود با عنوان «یه روز قشنگ برفی» به همدان آمد که همراه او فیلم را در سینما دیدیم و از او در خصوص فیلمش سوالاتی را در همدان و در خصوص جشنواره سوالاتي را مطرح کردیم كه با همان لبخند هميشگي اش پاسخ داد. جالب است بدانید پطروسیان علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه این فیلم کوتاه را به نگارش در آورده و در تهیه آن نیز با مرکز گشترش سینمای مستند و تجربی مشارکت دارد . آتیلا پسیانی، صادق صفایی و مائده طهماسبی در کنار پطروسیان گروه بازیگران این فیلم را تشکیل میدهند. «یه روز قشنگ برفی» را پطروسیان با «امیر توده روستا» کارگردانی کرده است که در جشنواره فیلم همدان موفق به کسب پروانه زرین بهترین فیلم ویدئویی نیمه بلند شد. او هم اینک فیلم سینمایی «تاکسی نارنجی» را در نوبت اکران دارد. وی هنگام دریافت جایزه خود در جشنواره همدان گفت: "بسياري از هنرمندان انگيزه لازم را ندارند. اميد است هر چه زودتر شاهد حضور تمامي دوستان و دست اندرکاران در کنار هم باشيم".
*معمولاً کارگردانان فیلم های کوتاه به جشنواره نمی آیند،شما چرا به جشنواره فیلم کودک همدان آمدید؟
به جشنواره فیلم کودک همدان رفتم تا بتوانم اولین فیلم نیمه بلند خود را در کنار مردم ببینم. به هر حال این اولین اکران عمومی فیلم بود و خیلی اصرار داشتم به جشنواره برسم و فیلم را در کنار مردم ببینم و از اولین بازخوردها نسبت به فیلم آگاه شوم. در واقع تجربه خوبی برای من بود و این تماشاگران، تماشاگران معمولی سینما بودند که همراه با فرزندان خود به سینما آمده بودند.فیلم من مخاطبش کودکان نیستند و قهرمان فیلم هم کودک نیست اما فیلمی است که سوژه و محور اصلی آن حول یک کودک می چرخد و جریان دارد اما تاکید می کنم که کودک در فیلم تصمیم گیرنده نیست.برای همین بازخوردها که در جمع مردم باشد انگیزه اصلی من برای حضور در جشنواره بود.
*استقبال مردم در اولین نمایش فیلم چگونه بود؟
جمعیت سالن نمایش خیلی خوب بود به نسبت اینکه در شهر جشنواره برگزار می شد و سالن های دیگر شهر نیز همزمان در حال نمایش فیلم بودند.در همان سانس که فیلم پخش می شد قبل از آن چند فیلم کوتاه هم پخش می شد و با این وجود مردم زیادی به سینما آمده بودند.معمولاً فیلم های کوتاه مخاطب آنچنانی ندارد اما با وجود این بیش از دو سوم سالن پر بود و در هنگام نمایش فیلم افکت ها را دنبال می کردم و برای من تجربه بسیار خوبی بود که در کنار مردم برای اولین اکران عمومی فیلم را تماشا می کنم.
*فیلم بسیار درام و ناراحت کننده بود، اما یادم می آید با این وجود در برخی از سکانس ها تماشاگران می خندیدند.درست است؟
بلی، همین طور بود. نکات طنزی در فیلم وجود داشت که تماشاگران به آن ها می خندیدند. همانند سکانس تقابل آتیلا پسیانی با کودک و تعارف کردن نخودچی به وی.
*از چهره های معروف و آشنا مثل آتیلا پسیانی و خودتان در فیلم برای بازی استفاده کردید؟آیا به خاطر بیشتر مورد توجه قرار گرفتن فیلم بود؟
خیر فکر نمی کنم اینطور باشد، مخاطبان فیلم کوتاه خاص هستند و تماشاگران فیلم کوتاه به خاطر بازیگر، فیلم را نگاه نمی کنند. اصولاٌ من دوست داشتم در اولین تجربه کارگردانی خود از چهره ها و اشخاص توانمند و بزرگ استفاده کنم و عوامل فیلم خود را حرفه ای گزینش کنم، چه بازیگر و چه فیلمبردار و ... همگی افراد حرفه ای بودند که در ساخت فیلم از وجودشان بهره گرفتم.
*خانم پطروسیان، آیا تفاوت فیلم کوتاه با بلند صرفاً در زمان آن است؟
خیر،اینطور نیست.هرچند که زمان هم تاثیر دارد اما تفاوت های دیگری را هم شامل می شود و زمان و تایم یکی از تفاوت های فیلم کوتاه با بلند می باشد. اصولاً نوع کار با فیلم بلند متفاوت تر از فیلم کوتاه است.چه از لحاظ روایت و چه از لحاظ داستان و قصه گویی با یکدیگر تفاوت دارند.همچنین در نوع انتخاب دکوپاژ و میزانسن و... با یکدیگر اختلاف دارند.در فیلم کوتاه باید در کوتاه ترین زمان داستان روایت شود و این ها تفاوت های فیلم بلند با کوتاه هستند.
*به نظر من فیلم طوری بود که نه از این کوتاه تر می شد ساخته شود و نه از این بلند تر؟
] با همان لبخند همیشگی جواب می دهد [بلی، همین طور است. فیلم واقعاً از این بلندتر نمی توانست باشد. هرچند من با نیمه بلند در جشنواره کودک شرکت کردم اما ممکن است در جشنواره های دیگر فیلم کوتاه شود و کوتاه نمایش داده شود و از زمان آن کم کنیم.
*چرا مردم از فیلم کوتاه استقبال نمی کنند؟ آیا فیلم کوتاه به حمایت صدا و سیما نیاز دارد؟
بلی، متاسفانه همینطور است که می گویید.صداوسیما تصور می کند برای مردم آنچه را باید نمایش داد که مردم می پسندند و مایل به تماشای آنها هستند،در صورتی که اینطور نباید باشد. مطمئن هستم اگر فیلم های کوتاه هم پخش شوند مردم حتماً استقبال خواهند کرد.
*در کشورهای دیگر چطور؟آیا این مشکلات برای آنها هم وجود دارد؟
فکر نمی کنم اینطور باشد. در کشورهای خارجی شبکه هایی به فیلم کوتاه اختصاص داده می شود و مخاطبان خاص خود را پیدا می کند و دارد.
*آیا ساخت فیلم کوتاه شروعی است برای ساخت فیلم بلند؟
فیلم کوتاه هم می تواند شروعی برای حرفه ای شدن و ساخت فیلم بلند باشد که تجارب کافی را بدست آورند و هم می تواند کارگردان به ساخت فیلم کوتاه ادامه دهد و در آن حرفه ای شود و کارگردان فیلم کوتاه باقی بماند.
*معمولاً بازیگران سینما بعد از مدتی به ساخت فیلم علاقه مند می شوند و بنظر من این حرکت در کشور ما به یک موج و جریان تبدیل شده است.افرادی چون شبنم قلی خانی و فاطمه گودرزی به ساخت فیلم کوتاه و افرادی چون نیکی کریمی به ساخت فیلم بلند علاقه مند می شوند؟
به هر حال بعد از سال ها کار در سینما به ساخت فیلم علاقه مند شدم و تصمیم به ساخت فیلم گرفتم و سعی کردم اولین تجربه خود را از افرادی حرفه ای بهره گیرم که این چنین هم شد.
*چرا «یک روز قشنگ برفی»؟
]می خندد[دیگر قرار نیست تمام رموز فیلم را رمزگشایی کنم!!
*از بحث فیلم کوتاه که خارج شویم ، در مورد فیلم «شبی در تهران» سوال می کنم ، با وجود اینکه فیلم نمونه ای از یک فیلم خارجی بود،آیا تصور می کردید از آن استقبال شود؟
در این مورد زیاد مصاحبه کرده ام،جواب ندهم بهتر است.
*اما چرا همیشه با رامبد جوان کار می کنید؟
کاملاً اتفاقی است،چندین اکران فیلم من که با آقای جوان بوده ام پشت سر هم شد و این تصور به وجود آمد.مثل فیلم های شبی در تهران و یا زن بدلی.
*احساس شما پس از دریافت پروانه زرین چه بود؟
حرف خاصی ندارم بزنم،حرفهایم را بالای سن در هنگام دریافت جایزه زدم.
*در بالای سن شما از هنرمندانی که به جشنواره نیامده بودند گلایه داشتید. چرا؟
نخیر اینطور نبود.سوء تفاهم پيش نيايد من از هنرمندان گلايه نكردم بلكه بلعکس از هنرمندان حمایت هم کردم .امیدوارم شرایط فرهنگی کشور چنین شود که هنرمندان بتوانند در جشنواره هایی که به فعالیت های حرفه ای آنها مربوط می شود شرکت کنند و شرایط فرهنگی کشور ما از حالت دلسردی خارج شود.من از همه هنرمندان حمایت کردم متاسفانه برخی خبرگزاری حرفهایم را خوب انعکاس ندادند و گمان کردند که من از هنرمندان راضی نیستم که چرا در جشنواره شرکت نکرده اند.همین که حرفهای هنرمندان به خوبی شنیده نمی شود باعث دلسردی می شود و آنها از شرکت در چنین جشنواره هایی ناامید می شوند.امیدوارم انگیزه لازم برای شرکت آنها در جشنواره ها فراهم شود.
*نظر جنابعالی در خصوص برگزاری جشنواره در شهر همدان بفرمائید.آیا همدان میزبان خوبی بود؟
من فقط چند روز پایانی جشنواره را در همدان بودم اما با این وجود از جشنواره راضی بودم و از دوستانم که در جشنواره شرکت داشته اند و سالهای گذشته در همدان بوده اند شنیده ام که از میزبانی همدان بسیار راضی بوده اند.
*و به عنوان آخرین سوال،پروانه را کجای منزل خود گذاشته اید؟
در کنار سیمرغی که قبلاٌ داشتم.(روی بوفه)
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 21:25 نویسنده:گل جوان
تيتر اخبار:
بزودي مصاحبه علي وزيني با مليكا زارعي را هم بخوانيد
بزودي با راديو كودك و نوجوان محمد پورصادقي و سروش بيات پور برمي گرديم
بزودي مطلبي طنز درباره اليزابت اميني در اين وبلاگ مي خوانيد
سهند خان هم احتمالا میشه شریفی نیای سینمای ایران

عكسها:علي وزيني

تنها با يك بازيگر كودك و نوجوان مصاحبه كردم و اون هم پريا مردانيان بود
البته با آقا سهند جاهدي هم مصاحبه كوتاه داشتم اما آدم كه با دوستش مصاحبه نمي كنه به خاطر همين زحمت مصاحبه را همكار خوبم خانم پرسا اهور خستگي ناپذير انجام داده كه باهم هر سه مصاحبه را مي خوانيم
مصاحبه سوم هم با متين حيدري نيا نامزد دريافت پروانه زرين بهترين بازيگر كودك كه همينك با پورنگ و سهند در شبكه برنامه اجرا مي كنند
سهند هم كه مسئوليت وبلاگش با من بود و ديگه بهش گفتم خودش بايد انجام بده و البته در وبلاگش كلي عكس واستون گذاشتم بريد ببينيد
مصاحبه چهارم دوست عزيز و ياور هميشگي جشنواره و خبرنگار بزرگ همدان آقا پيام انجام داده كه ميگم
تشكر تشكر با علي شادمان
گفت و گوی اختصاصی با سهند جاهدي،بازيگر يك وجب از آسمان
سینما روز _ پریسا اهور:
خودت را معرفی کن لطفا ً ؟
سهند جاهدی هستم . 13 سالمه.
در جشنواره ی 23 با چه فیلمی شرکت کردید؟
من امسال در 3 فیلم ِ سینمایی بازی کردم اما فقط یک وجب از آسمان به جشنواره رسید.
چه نقشی را بازی کردی؟
من نقش پسری به نام ِ محسن را دارم که در خانواده ای فقیر زندگی می کند و خواب می بیند و فرشته ها و خدا یک وجب از آسمان را به او می دهند و محسن با فرشته ها در ارتباط است و بعد افرادی که ثروتمند هستند می خواهند این یک وجب از آسمان را از محسن بگیرند و...
پیام فیلم چیست؟ا
ین را می گوید که بیشتر آدم های ثروتمند به فکر ِ خودشان هستند و به فقیران و مردم ِ دیگر کمک نمی کنند وفکر نمی کنند. با چه کسانی هم بازی بودی؟من با آقای بقایی ، خانم ِ طباطبایی و آرمیتا مرادیو کارگردان ِ فیلم هم آقای علی وزیریان بودند.
کار با این همکاران به نظر ِ شماچه طور بود؟ برای شما تجربه ی خوبی بود ؟
بله.... خوب به هر حال تجربه ی خوبی بود و به من کمک کرد تا بتوانم از آن فیلم به بعد در بازی هایم پیشرفت کنم. بر طبق چه معیاری فیلم نامه ها را انتخاب می کنید؟من شخصیت و نقشی که بازی می کنم و همچنین شخصیتی که در مقابلم بازی می کند برایم مهم است.
ترجیح میدهید سینما را به صورت ِ تجربی ادامه بدهید یا با تحصیل در رشته ی سینما و بازیگری ؟
من دوست دارم در سینما بمانم و کارگردانی بخوانم چقدر انتقادات و پیشنهاداتی که به شما می گویند برایت مهم است؟خیلی مهم است . من الان برنامه ی عمو پورنگ را کار می کنم و پدر و مادر و مردم نظر می دهند و ممکن است گاهی بگویند امروز خوب نبودی و... ! من از حرف های آن ها استفاده می کنم و سعی می کنم ضعف هایم را جبران کنم.
دوست داری با چه گارگردان ها و بازیگرانی همکاری کنید؟
با آقایان مجیدی و حاتمی کیا و از بازیگران هم شهاب حسینی.
دوست داری فقط فیلم ِ سینمایی بازی کنید یا سریال هم بازی می کنی؟
من دوست دارم وقتی بزرگ شدم فقط در سینما کار کنم.
آخرین فیلمی که دیدی و آخرین کتابی که خواندی چیست؟
من هنوز در جشنواره فیلمی ندیده ام ولی امشب قرار است فیلم ِ یک وجب از آسمان اکران شود.کتاب های تاریخی را خیلی دوست دارم تاریخ ِ ایران و کشور های دیگر را می خوانم و آخرین کتابی هم که خوانده ام درباره ی گلادیاتور بوده است.
به نظرت افتتاحیه ی امسال خوب بود؟
نه... چون خیلی کسل کننده بود و به نظرم مجری اگر عمو پورنگ بود بهتر می شد.
نظرت راجع به مجزا کردن ِ سینمای کودک از بزرگسال چیست؟
این کار ِ اشتباهی است چون به نظر ِ من بچه ها باید در فیلم ها و در جامعه حضور داشته باشند و همه ی فیلم ها را ببینند مثلا ً الان در جشنواره بازیگران ِ معروف ِ سینما را می بینیم که به دیدن ِ فیلم های کودکان و نوجوانان هم می روند و ما هم باید فیلم های بزرگسالان را هم نگاه کنیم. حرف ِ آخر...بچه ها و بزرگ تر ها مواظب خودتان باشید. در ضمن وبلاگي با آدرس زیر دارم. www.sahandjahedi.blogfa.com
منبع: سینما روز
سینما روز _ علی وزینی: گفت و گوی اختصاصی با «پریا مردانیان»، بازیگر فیلم «شهر فرشتگان» و «متین حیدرنیا» بازیگر فیلم «مسیر عشق»
این گفت و گو ها متعلق به قبل از اختتامیه می باشند.
«پریا مردانیان»: فيلمهاي خارجي براي بچهها اهميت فراواني قائل هستند
«پريا
مردانيان» 11 ساله با سابقه بازي در فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني به بيست
و سومين جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان آمده است. فيلم
«شهر فرشتگان» با بازي وي در جشنواره فيلم كودك همدان به نمايش درآمده
است. او اكنون مشغول بازي در سريال «سرزمين كهن» (كمال تبريزي) است و برای
بازی در فیلم شهر فرشتگان کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر نوجوان بود.
اجراي خاله شادونه در مراسم افتتاحيه چطور بود؟
اجراي شادونه خيلي خوب بود اما خاله شادونه براي بچههاي كوچك است و پيشنهاد من عمو پورنگ بود.
درباره نقش خودت در فيلم شهر فرشتگان بگو.
نقش دختري را بازي ميكنم كه با بردار 5 ماهه خود از ميدان راه آهن به ميدان تجريش ميرود و در راه اتفاقاتي برايش پيش ميآيد و اين كار را به خاطر اينكه پدر ومادرش با هم دعوا كردهاند، انجام ميدهد.
نقش خودت در فيلم سرزمين كهن چه بود؟
دختر اشراف زاده مغروري هستم كه علي شادمان را خيلي اذيت ميكند.
تقابلت با بازيگري چون ميترا حجار در فيلم «سرزمين كهن» چگونه بود؟
در دو فيلم «داستان پاييزي» و «سرزمين كهن» با هم همبازي بوديم و به نظرم بازيهاي خوبي از خود به جاي ميگذارد.
فيلمهاي كودك و نوجوان ايران چگونه است؟
فيلمهاي كودك و نوجوان ايراني به بچهها اهميت نميدهد اما كارهاي خارجي براي بچهها اهميت فراواني قائل هستند و در فيلمهاي آنها بچهها حضور دارند. بازيگر بزرگ در فيلمهاي آنها وجود ندارد و كارهاي بهتري را ارائه ميدهند.
تفريحات شما چيست؟
اهل بازي نيستم اما بازيهاي كامپيوتري را به ندرت بازي ميكنم و زياد فرصت ندارم فيلم ببينم.
«متین حیدرنیا»: شانس برنده شدنم 50-50 است متین حیدرنیا 12 ساله با فیلم «مسیر عشق» به جشنواره کودک آمده است و پیش از این در فیلم هایی چون چهارشنبه سوری، در خط فاصله، یک جور دیگر، به کجا چنین شتابان، برای آخرین بار، گراناز، حبیب آقا، مدیوم و سربلند به ایفای نقش پرداخته است و همینک در برنامه عموپورنگ در کنار امیر محمد و سهند جاهدی مشغول اجراست . وی برای بازی در فیلم مسیر عشق کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر نوجوان بود که او وی در بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان تقدیر شد.
درباره نقش خودت در «مسیر عشق» بگو.
یک نوجوان است که به خاط دایی شهید خود با دوچرخه اش پشت اتوبوس کربلا مخفیانه به کربلا می رود و در مسیر لو می رود و با کمک آنها به کربلا می رسد.
چطور برای این نقش انتخاب شدی؟
از طریق آشنایی کاری من با آقای زیجودی در گراناز معرفی شدم.
سال گذشته در جشنواره فیلم داشتی. چرا به همدان نیامدی؟
خیلی علاقه داشتم اما متاسفانه با وجود اینکه دعوت داشتم نتوانستم به جشنواره برسم.
چقدر شانس برنده شدن جایزه داری؟
خدا می داند. شاید شانسم 50-50 باشد.
از بین بازیگران کودک و نوجوان چه کسی را موفق تر می دانی؟
ارسلان قاسمی به خاطر اینکه در فیلم هایش بسیار خوب به ایفای نقش می پردازد
حالا اگر ارسلان جایزه را بگیرد چطور؟
چون حتما بهتر بازی کرده و حق او بوده موفق به کسب آن شده است. اگر جایزه را ببرد به او تبریک می گویم و معتقدم بهتر از من بازی کرده است.
فیلم های کودک ایرانی بهتر است یا خارجی؟
فیلم ایرانی را زیاد نمی بینم. چون دسترسی به آنها مانند فیلم های خارجی ساده و راحت نیست. ولی فیلم های خارجی را خیلی دوست دارم و آنها را نگاه می کنم
منبع: سینما روزما بازيگران معروف بايد كمي كنار برويم
سینما روز _ پیام خدابنده لو: سال گذشته در بيست و دومين جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان، يكي از بازيگران موفق شد هر دو پروانه زرين بهترين بازيگر كودك و نوجوان بخش سينماي ايران و بينالملل را دريافت كند و همينطور انجمن منتقدان ديپلم افتخار خود را به او اهدا كرد.
«محمدعلي شادمان» كه با درخشش در فيلم «ميم مثل مادر» (مرحوم رسول ملاقليپور) كار خود را آغاز كرد پس از آن در فيلمهاي ديگري چون «زماني براي دوست داشتن»، «صد سال به اين سالها»، «كلانتري غير انتفاعي» و مجموعه تلويزيوني «سرزمين كهن» به ايفاي نقش پرداخت.
مهمترين نكته در كارنامه هنري شادمان، نامزد شدن وي در جمع بازيگران مرد جشن خانه سينماي سال گذشته بود.
توضيحي در مورد جشنواره كودك كه در آن حضور داشتي بده.
بعضي وقتها فيلمها خوب ميشود و بعضي وقتها افت ميكند. اما در كل جشنواره كودك دارد به جشنواره بزرگسال تبديل ميشود. در بين اين فيلمها، كمتر اثري است كه براي كودك باشد و بيشتر بازيگرانش كودك هستند تا موضوعش. امسال فكر ميكنم وضعيت فيلمها بهتر است اما اين تضميني براي خوب بودن آثار در سال آينده نيست. اميدوارم فيلمسازان بيشتر به كودكان اعتماد داشته باشند و كودكان خود فيلم بسازند و فيلمنامه بنويسند. كودك است كه فيلم را تماشا ميكند.
از لحاظ اجرايي اما ميزباني همدان خيلي خوب است و يكي از بهترين جشنوارههاي كودك مربوط به ميزباني همدان است و اميدوارم هر سال پيشرفت كنيم.
خودت را كودك حساب ميكني يا نوجوان؟
تقريبا نوجوان.
به نظرت در معدود فيلمهايي كه براي كودك توليد ميشوند اثري ميتواند بچهها را جذب كند؟
خيلي نتوانسته آنها را جذب كند. البته شايد تفاوتهايي ميان كودكان ديروز و امروز باشد اما به هر حال فيلم سرگرم كننده است.
برنامههاي كودك چطور؟
الان نه. كمي از شادي و نشاط آنها كم شده و مثلا خواهر مرا جذب نميكند.
سال گذشته با فيلم زماني براي دوست داشتن در جشنواره شركت كردي و هر دو پروانه زرين را دريافت كردي. اين فيلم چه وضعيتي داشت؟
چون در سينماي ايران تقريبا نقش معلول نداشتيم و بازيگر سالم اين نقش را بازي نكرده اهميت داشتهاست. عوامل به خصوص ابراهيم فروش بسيار خوب بودند اما من هم براي نقش خيلي مايه گذاشتم چون دوست داشتم و ميدانستم نتيجه ميدهد. زماني با معلولان صحبت ميكردند و صدايشان را ضبط ميكردم و كارهاي روزمرهشان مثل آب خوردن را نگاه ميكردم.
خودت انتظار داشتي بازيات در فيلم زماني براي دوست داشتن در جمع بازيگران مرد بزرگسال جشن خانه سينما كانديد شود و اين به نظرت ميتواند تاثيري بر اهميت بازيگران كودك و نوجوان داشتهباشد؟
خيلي. يك مشكلي كه در ايران داريم اين است كه بازيگران دارند راكد و تكراري ميشوند و بايد ما بازيگران معروف كمي كنار برويم. چرا كه خيليهاي ديگر هم هستند كه استعداد بالايي دارند. بايد اين بازيگران را پيدا كنيم و ببينيم چه بازي ميشود از آنها گرفت. من اين حس را داشتم كه براي زماني براي دوست داشتن كانديد شوم.
پس از آن، در فيلم كلانتري غير انتفاعي بازي كردي. چطور شد كه از كارهاي غمگين قبلي وارد يك كار كمدي شدي؟
بعد از اين همه فيلم كه مردم مرا با نقش معلول و ناراحت ميشناختند گفتم تغييري در كار خودم بدهم. كار صمدي پيشنهاد شد و تنوع خوبي براي من بود. به خصوص اينكه از درون هم احساس افسردگي داشتم و خواستم كاري كنم تا بچهها كمي بخندند و فقط گريه نكنند.
در سريال «سرزمين كهن» بازي كردي. آيا مشكلي نداشتي از سينما به تلويزيون بيايي؟
بله، مشكل داشتم. چون ميخواستم هميشه در سينما بمانم. اما با حضور كارگرداني چون كمال تبريزي، علاقه پيدا كردم بازي كنم. ضمن اينكه با فيلمنامه خوب و بازيگران و عوامل حرفهاي سريال احساس كردم كه بهتر است در اين كار بازي كنم. اما سينمايي را بيشتر دوست دارم ولي در كل تجربه خوبي بود. هر چند سريال خسته كننده است و به تنوع سينما نيست.
كار قبلي تبريزي، «شهريار» به نظرت چگونه بود؟
به نظرم جزو سريالهاي شاخص بود چون فيلمنامه و دكوپاژ و كارگرداني خوبي داشت و بسيار دقيق نوشته شده بود.
سال گذشته زماني كه جايزه را بردي جملهاي را گفتي كه مورد استقبال قرار گرفت. از قبل روي اين جملات برنامهريزي ميكني؟
با مطالعههايي كه دارم و كتاب دوست خوبي براي من است، چيزهايي از شكسبير و ناپلئون در ذهنم بود كه در جشنواره كودك چيز ديگري مورد نظرم بود. اما با اتفاقاتي كه در اختتاميه افتاد احساس كردم بهتر است اين جمله را بگويم.
سال گذشته از تو پرسيدم كه جلوي دوربين جدي هستي و در واقع خيلي شوخ طبع. اما حالا به نظر ميرسد كاملا جدي هستي. با اين رويه تا چند سال آينده نميتوانيم لبخند هم از تو ببينيم؟!
اينطور نيست! دوستيها جاي خود را دارد و جدي بودن هم جاي خود را. در سر صحنه فيلم كه عوامل تمركز ميكنند بايد به آنها توجه كنم. اما در پشت صحنه ميتوانم كمي شوخ طبع باشم.
حرف آخر؟
اميدوارم هر سال فيلمهاي كودك بهتر شود و كودكان بيشتر استقبال كنند و مسؤولان هم بيشتر به بچهها بپردازند. نه تنها هنري. بلكه ورزش و سفالگري و ساير موارد. چرا كه كودكان آينده ساز هستند و به بزرگسالان تبديل ميشوند و نبايد عقدهاي در كودك بماند كه چرا مثلا نتوانستم فيلمنامهام را بسازم. گلهاي هم كه دارم اين است كه اسامي بازيگران كودك و نوجوان در كاتالوگ جشنواره چاپ نشدهاست.
منبع: سینما روز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 19:28 نویسنده:گل جوان
امسال بر خلاف سال گذشته بيشتر عكس گرفتم تا مصاحبه
عكس هامو در لينك زير ببنيد و مصاحبه ها هم بعدا ميگذارم
گزارش تصويري جشنواره و عكس هايم اين جا كليك كنيد




اين آقا داور بين الملل بود كه تو اختتاميه خوابش برده بود و كنار من نشسته بود

اين هم سوگول بهترين بازيگر كودك جشنواره
اختتاميه اصلي جشنواره همدان برگزار شد.
گل جوان-بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم هاي كودكان و نوجوانان همدان بعدازظهر 15 مرداد ماه 1388 در مجتمع ابن سيناي همدان به كار خود پايان داد و پروانه ها بر روي شانه هاي برگزيدگان نشستند.
در ابتداي مراسم كه با تاخير آغاز شد پس از بخش سرود ملي ايران و نماهنگ تلاوت قرآن و كليپي از جشنواره سليمان پور اجراي برنامه را در دست گرفت و مراسم را آغاز كرد.
جوايز به شرح ذيل به برندگان اهدا شد.
بخش بخش فيلم كوتاه:
بچههاي اناران ساخته مصطفي كرمي
لبخند فرشتگان ساخته هاشم اوليايي مقدم
خاتون ساخته سيف يزداني و محسن غضنفري
هاوري ساخته اكبر شهبازي
مادرهاي برفي ساخته پيمان نهان قدرتي
بخش پويانمايي:
ديپلم افتخار به فيلم سيب سرخ (علي لطفي و مريم هاشمي پور)
گرگ و ميش (محمدعلي سليماني)
صندوق شاهد (بابك نظري)
پروانه زرين به فيلم پويانمايي همسايهات را مخور (محمود نفيسي)
بخش فيلمهاي ويدئويي نيمهبلند:
ضمن تقدير از فيلم هديهاي براي آسمان
پروانه زرين و لوح تقدير به يك روز قشنگ برفي (ماهايا پطروسيان و اميرتوده روستا)
در اين لحظه حضور ماهايا پطروسيان با تشويق حضار روبرو شد و لحظاتي در خصوص فيلم صحبت كرد.
در ادامه مراسم بهروز مرادي استاندار همدان و امير خجسته رياست بنياد شهيد و امور ايثارگران استان همدان جوايز خود به روس سن آمدند.
جايزه ويژه بنياد شهيد و امور ايثارگران استان همدان :
فيلم كودك و فرشته (مسعود نقاش زاده)
جايزه ويژه اكو:
به دو فيلم مومو از كشور تركيه و نقش و نقاش مهدي جعفري)
جايزه ويژه استانداري همدان:
پرواز مرغابيها ساخته علي شاه حاتمي اهدا شد
علي شاهحاتمي و استاندار همدان طبق معمول يكديگر را در آغوش كشيدند و استاندار دقايق را در خصوص فيلم سخنراني كرد.
ر ادامه علي اسفندياري به بالاي سن آمد و پس از پخش اسامي داوران سينمايي بخش بينالملل از داوران كودك بخش بينالملل جشنواره براي حضور در بالاي سن دعوت شدند و بيانيه اين هيئت توسط يك ايراني و يكي از اعضاي خارجي قرائت شد.
در ادامه از داوران بينالملل كه از كشورهاي تونس، هند، برزيل، يونان و تركيه بودند براي حضور بر روي سن دعوت شد كه در بين آنها ابراهيم فروزش از تهران نيز حضور داشت.
در بخش داوران كودك بخش بينالملل جشنواره جوايز خود را
در بخش پويانمايي به فيلم:
شورش موشها از كشور اسپانيا
بخش ويدئويي:
فيلم مادرهاي برفي (پيمان نهان قدرتي) پروانه زرين كسب كرد.
جايزه بهترين فيلم كوتاه:
فيلم كوتاه نوبت منه از كشور آلمان
جايزه بهترين فيلم كوتاه
فيلم رنگين كماني از كشور اندونزي
پروانه زرين بهترين فيلم آسيايي:
به فيلم كودك و فرشته (مسعود نقاش زاد)
بخش فيلم نيمه بلند ويدئويي:
ورزشكار آماتور از كشور انگلستان پروانه زرين جشنواره را كسب كرد.
در بخش فيلم ويدئويي بلند:
بالهاي خوشبختي (بهروز شعيبي) و كسي در راه است (رهبر قنبري) پروانه زرين اين بخش را مشتركا دريافت كردند.
جايزه بهترين پويانمايي:
فيلم انيميشن گرگ و ميش (محمدعلي سليمان زاده)
جايزه بهترين بازيگر نوجوان:
مهرشاد اسفندياري براي بازي در فيلم و كسي در راه است
پروانه زرين بهترين فيلمنامه:
فيلم پيانوي جنگل از كشور ژاپن
زرين بهترين كارگرداني:
فيلم سينمايي مومو از كشور تركيه هم پروانه را بدست آورد.
جايزه ويژه هيئت داوران در بخش بينالملل:
فيلم پسر كيهاني از كشور برزيل
جايزه بهترين فيلم بلند بخش بينالملل
به فيلم پيانوي جنگل از كشور ژاپن
در ادامه غلامحسين الهام سخنگوي دولت در خصوص توجه به كودك و تلاشهاي دولت نهم در خصوص فرهنگ صحبت كرد.
جعفريجلوه معاون وزير فرهنگ و ارشاد و مسعود كرامتي جوايز زير را اهدا نمودند.
جايزه بهترين فيلم برگزيده داوران فيلمهاي كودك و نوجوان:
به فيلم يك وجب از آسمان (علي وزيريان)
پروانه زرين بهترين اثر ويدئويي بلند:
فيلم بالهاي خوشبختي (بهروز شعيبي)
جايزه ويژه هيئت داوران سينماي ايران:
مصطفي قربان پور كارگردان فيلم 12 روز
جايزه بهترين بازيگر كودك:
سوگل نصرتي براي بازي در فيلم افسانه خورشيد
ديپلم افتخار بهترين بازيگر كودك:
پارسا نصيريان بازيگر فيلم بالهاي خوشبختي
جايزه بهترين بازيگر نوجوان:
مونا احمدي بازيگر فيلم سينمايي كودك و فرشته
تقدير:
متين حيدرينيا براي بازي در فيلم مسير عشق
جايزه بهترين بازيگر نوجوان:
محمدجواد جعفرپور براي بازي در فيلم سينمايي 12 روز
پروانه زرين بهترين فيلمنامه:
محمدرضا گوهري و مسعود نقاش زاده براي فيلمنامه كودك و فرشته
جايزه بهترين كارگرداني فيلم بلند:
غلامرضا رمضاني كارگردان فيلم همبازي
جايزه بهترين فيلم جشنواره همدان:
حسن كلامي تهيه كننده فيلم سينمايي كودك و فرشته
جايزه ويژه جشنواره:
به علي شاهحاتمي كارگردان فيلم پرواز مرغابيها كه شاهحاتمي جايزه خود را به زهرا شاه حاتمي تقديم كرد كه توانسته است مرغابيها را به پرواز در آورد كه در بالاي سن به وي اهدا نمود.
همچنين در اين مراسم چهره هايي چون غلامحسين الهام سخنگوي هيئت دولت، محمدرضا جفعريجلوه معاونت امور سينمايي، حاج سيدآقا حسيني مديركل ارشاد استان همدان، بهروز مرادي استاندار همدان،امير خجسته رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران استان همدان،مسعود احمديان دبير جشنواره فيلم كودك و هنرمنداني چون رسول صدرعاملي،مسعود كرامتي،علي شاه حاتمي،پوران درخشنده،انسيه شاهحسيني، ماهايا پطروسيان، مهوش وقاري، احمد ميرعلايي، رهبر قنبري، محسن قاضيمرادي، امير اسفندياري، غلامرضا رمضاني، اليزابت اميني،نيلوفر محمودي،كامران مجيدي،سيامك كاشف آذر،ترلان پروانه،آرميتا مرادي،سهند جاهدي،متين حيدري نيا،حامد زياران،ارسلان قامسي،آرشام و ارشيا طابي،علي سلطاني پناه،پريا مردانيان،حسين قاسمي هنر و داوران و مهمانان خارجي حضور داشتند.
اختتاميه شاد جشنواره براي مردم
مجري برنامه مجيد قناد بودو در اين اختتاميه يك مجري به همراه يك خواننده قناد را در اجرا ياري مي نمودند. عمو مهربان نيز دقايقي براي كودكان به اجرا پرداخت.
گروه شعبده بازي شعبده باز بزرگ ايران كريمي به همراه گروه موسيقي همدان از ديگر بخش هاي اين مراسم بود.
در اين مراسم از تمامي بازيگران كودك و نوجوان قدرداني شد و پس از حضور بر بالاي سن از جعفري جلوه لوح تقدير و سكه دريافت نمودند.
حسن ختام برنامه هم طبق روال هميشگي جشنواره در همدان مراسم آتش بازي و نورافشاني بود.
در اين مراسم نيز تمامي بازيگران كودك ونوجوان به همراه مهران غفوريان و صابر ابر و جمعي ديگر از هنرمندان كه از قبل در جشنواره حضور داشتند،شركت كردند.
حاشيه هاي اختتاميه جشنواره فيلم كودك همدان:
سينماروز-علي وزيني-
ماهايا پطروسيان پس از دريافت جايزه خود پشت تريبون رفت و گفت: بسياري از هنرمندان انگيزه لازم را ندارند. اميد است هر چه زودتر شاهد حضور تمامي دوستان و دست اندركاران در كنار هم باشيم.
در روند اجراي برنامه مشكلي پيش آمد و برق سالن اختتاميه حدوداً7 دقيقه قطع شد كه حضار شروع به دست زدن كردند كه مجري آن ها را به سكوت دعوت كرد.
در هنگام قطعي برق بازار عكس گرفتن به قدري بود كه نور فلش دوربين ها بارها سالن را روشن مي كرد
در اواخر مراسم يكي از دواران كودك و نوجوان بين الملل خارجي لحظاتي در سالن خوابش برد كه پس از عكس گرفتن عكاس سينماروز از وي و خنديدن دوستانش از خواب بيدار شد.
برندگان خارجي جشنواره در سالن حضور نداشند و مجري گفت جوايز آنها برايشان ارسال خواهد شد.
مجري برنامه تسلط كاملي بر اجرا نداشت و چهره مرتبط با سينماي كودك نبود و به اعتقاد بسياري از مطبوعات رامبد جوان پيشنهاد شده بود.
هنگامي كه جايزه بازيگر نوجوان محمدجواد جعفرپور علام شد با واكنش حضار و اعتراض آنها روبرو شد و خيلي ها انتظار داشتند متين حيدري نيا يا حسين قاسمي هنر جايزه را ببرند.
تعدادي از هنرمندان كه در همدان حضور داشتند در مراسم شركت نكرده بودند از جمله كيهان ملكي،صابر ابر و دوبلورهاي حاضر در همدان همچون ناصر ممدوح و مجرياني چون خاله شادونه و عمو مهربان.
عده اي از خبرنگاران به تصور اينكه در جلوي سالن جايي ندارند و مخصوص مهمان ويژه است در عقب نشستند و هنگامي كه بعضي از خبرنگاران در رديف سوم نشستند متوجه شدند براي خبرنگاران نيز در رديف هاي اول صندلي درنظر گرفته شده است و جايشان را تغيير دادند.
هنگامي كه داوران خارجي وارد سالن شدند چون جايي برايشان درنظر گرفته نشده بود كاغذهاي چسبيده شده روي صندلي ها كه مخصوص كانديدا بود برداشته شد و توانستند بنشينند.
براي ديدن گزارش تصويري جشنواره و عكس هايم اين جا كليك كنيد
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1187&Itemid=&Itemid=61
مطلاب و عكس هاي مرتبط با جشنواره توسط تيم سينماروز در همدان - علي وزيني - محمد ميرزايي
- گزارش تصویری اختصاصی از اختتامیه جشنواره فیلم کودک
- گپ و گفت اختصاصی با محسن قاضی مرادی و مصطفی رحماندوست
- اختصاصی؛ حاشيه هاي اختتاميه جشنواره فیلم کودک همدان
توضيح اينكه:
متوجه نشديد چي ميگم
از همه عكس انداختم اما نه اينكه براي خودم باشه و مجبور شدم بياندازم اون هم به خاطر سينماروز
مي تونيد برويد سينماروز و اونجا ببينيد من كه لينكش هم گذاشتم
اما مصاحبه با هيچ بازيگر كودكي انجام ندادم و مصاحبه هاي من فقط با
مليكا زارعي -خاله شادونه- ، محسن قاضي مرادي و مصطفي رحماندوست-درحد يك
خط- و شخص ماهايا پطروسيان كه در آينده نزديك مصاحبه با مليكا و ماهايا
تقديم ميشه
با كارگردان جماعت هم وقت نشد مثل بزرگي چون رسول صدرعاملي كه متاسفانه
باهشون قرار مصاحبه گذاشتم اما نرسيدم برم و قرار رو بهم زدم و خودم مقصر
بودم
اصلا حوصله مصاحبه با بچه ها رو نداشتم در ضمن پارسال هم با تعداد زيادشون مصاحبه كرده بودم و فقط يك مصاحبه با يك بازيگر نوجوان به نام هانيه مردانيان انجام دادم
بد متوجه نشيد
نمي گم بچه ها بد هستند نه خيلي هم خوب و صميمي اما ميگم نسبت به پارسالشون زمين تا آسمون عوض شده بودند مثل ترلان و ارسلان و آرميتا
كه از اين ها ترلان و آرميتا بد نبودند و خوب هم بودند اما آقا ارسلان نه اينكه بد باشه خوب بود اما اخلاق خوش و خوب پارسالو نداشت
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:13 نویسنده:گل جوان
"پرواز مرغابی ها" به کارگردانی و تهیه کنندگی علی شاه حاتمی
"پنالتی" به کارگردانی انسیه شاه حسینی و تهیه کنندگی سید سعید سیدزاده
"خاله سوسکه" به کارگردانی نادره ترکمانی
"خواب های دنباله دار" به کارگردانی و تهیه کنندگی پوران درخشنده
"روشن خاموش روشن" به کارگردانی حمیدرضا چارکچیان
"کلانتری غیر انتفاعی" به کارگردانی یداله صمدی
"کودک و فرشته" به کارگردانی مسعود نقاش زاده
"مسیر عشق " به کارگردانی بیژن شکرریز - نام قبلی: سفر کربلا
"موج سوم" به کارگردانی آرش سجادی حسینی
"نخودی" به کارگردانی جلال فاطمی و تهیه کنندگی فرشته طائرپور
"هر شب تنهایی" به کارگردانی رسول صدرعاملی و تهیه کنندگی سید کمال طباطبایی
"یک وجب از آسمان" به کارگردانی علی وزیریان
"خاطره" به کارگردانی نادر طریقت- از جشنواره و بخش سینمای ایران حذف شد
احتمالاً 15 تا فیلم بشه و حالشو ببریم.
در اولین روز که اسامی اعلام شد 12 تا فیلم بود
بعد فیلم خاطره با بازی مهناز افشار اومد و شد 13 تا
دیرزو هم دوباره فیلم خاطره (نویسنده سابق) حدف شد و شد 12 تا
فعلا 12 فیلم البته باید منتظر حضور فیلم همبازی با بازی نیکی کریمی و فیلم تابستان عزیز امیرشهاب رضویان و فیلم نوسینده (خاطره) نیز بود
خلاصه همه سرکاریم
هرچند محراب رضایی هم با فیلم گره اش اومد و فیلم دوربین فیلمبرداری کوتاه آرمیتا هم به جشنواره رسید
جالبه که بودنید گره فیلم کوتاه است ولی توی فیلمای بلند شرکت کرده و دوربین فیلمبرداری فیلم بلند بود که در کوتاه شرکت کرده
جل الخالق ... جل الخالق ... جل الخالق
[ از فرهنگ و هنر چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 10:47 نویسنده:گل جوان















