
از شما چه پنهان، این شب یلد ابدجوری حال ما رو گرفت. اول از همه از دست خدا شاکی ام و بعد از از دست بعضی ها! ... امسال شب چله برف نیومد . در عجم خدا دیگه چرا ما رو تحریم کرد . آخه خداجون ما به امید برف و شیره بودیم تا در شب چله بخورمیش چون که پول ما که به انار و هندوانه و ... نمی رسیه!
انار 2500 بود هندوانه 350 . در حال حاضر هم تخمه ژاپنی شده 6500 ، راستی من نمی دونم این چینی ها که همیشه تقلبی اجناس ژاپنی را می زنند پس چرا تخمه چینی نمی کارند و بیرون نمی دهند، اینجوری حداقل تخمه ژاپنی میدین (ساخت) چین را کیلویی 650 می خریدیم.
بعداز شب چله سایت ایسنا زده بود قیمت گردو 25%، انواع تخمه 35%، توت خشک از 6000 به 15000 تومان افزایش قیمت داشته ، میوه که نگو 50% رفته بوده روش!
جالبه که بدونید چند روز قبل از شب یلدا مدیر عمال تعاونی فروشندگان میوه و سبزیجات (حسین مهاجرانی) وعده داده بوده که مردم نگران گرانی افزایش قیمت میوه در شب یلدا نباشند چون مکانیزم تنظیم بازار میوه در طول سال نمی گذاره قیمت بالا بره و دیگر اینکه هم اکنون میوه به وفور در بازارست. بنده می گم حسین جون راست می گی حق با شماست چیزی که زیاده میوه است اصلاً بر منکرش لعنت! ولی ظاهرا این دستیار بنده برادر عماد خان لاکردار رفته و با این پیچ مکانیزم ور رفته و تنظیمشو بهم زده و گرنه مگر گرانی در شب یلدا معنی داره، استغفراله ... نگید این حرفو گرانی چیه دیگه ... نگید سنگ می شید (؟!)
راستی واحد نظارات وبازرسی اصناف هم گفته اگه گرانی دیدید به ما زنگ بزنید تا بلافاصله رسیدگی بشه ؛ والا من که هرچی زنگ زدم کسی گوشی رو برنداشت اگه شما زدید سلام منو هم برسونید. فرداش هم روزنامه جام جم زده بود شگرد جدید مافیا کاهش قیمت ماده مخدر شیشه است. می گم کاش این هندوانه و آجیل و انار هم جزو مواد مخدر بودند تا شاید اینجوری قیمتشو مافیا کاهش می داد. آره مهربان ! این بود داستان شب چله ما . من که خودم چل شدم ، شما رو نمی دونم؟! خدا بهتون رحم کنه (!)
گل جوان
منبع: روزنامه هگمتانه-دی ماه 1387- ستون "پاتو کفش گل آقا"
پاورقی:
* قیمت های فوق مربوط به پارسال است
خدا بخواد امسال چیز تر شده .... !!!!!!!
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 19:52 نویسنده:گل جوان
این روزها یک فیلم متفاوت دیگر هم در سینما ها در حال اکران است. فیلم کتاب قانون که پس از دو سال توقیف به سینما آمده است، یکی از بهترین گزینه ها برای سینما رفتن در این روزها ست. فیلمی با حال و هوای سیاسی، کمدی، مذهبی، رمانتیک و غیره ... اثر مازیار میری، آن چنان با استقبال رو به رو شده که جمعی از آقایان و آقا زاده های شان هم به تماشای آن نشستند و بعد از رسیدن به خانه ، نشسته اند و نقدی هم بر فیلم نوشته اند که در ادامه بخشهایی از این نقدها را می خوانید:
علی مطهری: {فیلم کتاب قانون} يك كار هنري ابداعي و ابتكاري است و جامعه ما نياز بسيار به اين گونه تلاش ها دارد. البته نمايش اين فيلم براي غيرايرانيها ممكن است درست نباشد، زيرا آنها تنها با نيمي از چهره واقعي ايران آشنا ميشوند و نيم ديگر زيباي آن پنهان ميماند.
حداد عادل: فيلم «کتاب قانون» عيب هاي اساسي دارد. مهمترين عيب اين فيلم سياه ديدن يک طرف و سفيد ديدن طرف ديگر است. در اين فيلم قصد تهيهکننده آن بوده که به اسلام خدمت کند.
از آن طرف قضیه هم فرزند وزیر ارشاد سابق(سجاد صفار هرندی) نیز دست به قلم شده و از کتاب قانون چنین می نویسد: به نظرم این فیلم حتی ارزش توقیف شدن هم نداشت و این آن چیزی است که از فیلمی مثل سنتوری متمایزش می کند. واقعیت این است که من حتی بر خلاف آقای دکتر حداد عادل مسأله را در زیادی بد نشان دادن ایرانیان و عمومیت بخشی به آن نمی دانم. اتفاقاً اگر دقت کنید فیلم از دو ایرانی چهره مثبتی ارائه کرده یا حداقل چهره منفی ترسیم نکرده است.

علی وزینی
تاريخ : شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸
Keywords:
About Book Law By Ali Vazini
[ از طنزهای من چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:13 نویسنده:گل جوان
اندر کرامات کرامتی

عکس: علی وزینی
آن قبله سینمای کودک، آن صانع ترانه کوچک، آن یار و یاور جشنواره، آن یادگار سفر به چزابه، آن همه کاره سینما، آن صاب خانه ما، آن خواننده و کارگردان، آن گوینده و عروسک گردان، آن فعلاً پرکار و قبلاً کم کار، آن آکتور بی گناهان ماندگار، آن چهره هر عادله، آن داور هر مسابقه، آن شیر مرد نامی، شیخنا و مولانا مسعود کرامتی-حفظ ا... من الشر- کارگردان، دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر، عروسک گردان، تهیه کننده، فیلمبردار، دستیار فیلمبردار، آنوس ساز، مشاور، امور فنی، خواننده و گوینده ی سینماتوغرافی قابل بود و به انجام هر کاری مایل.
و نقل است آنقدر به کودک علاقه مند بود که در گلنار به گویندگی پرداخت و طاقت نیاورد و پاتال و آرزوهای کوچک را ساخت و چون از فیلمنامه نویسی خوشش آمد فیلمنامه مدرسه پیرمردها را نوشت و سرانجام طاقتش تمام گشت و در مجنون عمو رسول-رحمت ا... علیه- به بازی مشغول شد.
و حکایت ها این چنین است که فیلم های بسیار ساخت و کارهای سینمایی فراوان و فی النهایت به جعبه جادو آمد پس چشم از این لطف پر آب گشت و او را مدتی جو در تسخیر خویش قرار داد و به قول بچه ها جوگیر شد و آنقدر در تلویزیون ماند و خانه بساخت که از قضایای روزگار یکی از آنها خانه ما بود که تکرارش به صدها بار رسید تا آنجا که آورده اند مردم تمام قسمت ها و دیالوگ های فیلم را از بر شدند و عده ای نیز به آن معتاد.
و آورده اند که جشنواره فیلم های کودک در بلاد همدان برگزار گشت و پای شیخنا به داوری باز شد و سه سال در هگمتانه لنگر بیانداخت تا سرانجام یادش آمد که کارگردان کودک است و باید فیلم بسازد که متاسفانه از یادش رفت و نقل است از او علت آمدن به همدانش را پرسیدند که مولانا پاسخ بداد و گفت: «اگر این جا هستم به خاطر لبخند حداقل چهار کودکی است که در سالن نشسته اند و حاضرم به خاطر آن ها سینه خیز هم به جشنواره بیایم» و او را این گونه کلمات عالی بود و چون جشنواره بیست و سوم نیز به پابان رسید یادش آمد که باید فیلم می ساخته که این بار ساخت و ترانه کوچک من را در یلفان کلید زد و همچنان در حال ور رفتن با آن کلید است که به فجر و کودک برساند تا شاید سیمرغ و پروانه ای را نصیب خود سازد.
و در آخر کارش آورده اند همواره از وضع سینمای کودک نالان بود پس عزرائیل بر او وارد گشت.پس شیخنا گفت: «فرصتی ده تا طراحی و عکاسی نیز تجربه کنم» و این گونه جان به در برد.
بازتاب خبری حضور او در همدان:
روزنامه بانی فیلم - پنجشنبه 16 مهر 88

[ از طنزهای من چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:55 نویسنده:گل جوان
مزایای آسفالت کردن کوه دماوند:

در پی آسفالت کردن کوه توسط آقای مشایی سر و صدای خیلی ها در آمد و اعتراض پشت اعتراض
در این راستا حمایت خود را از بزرگ مردی چون مشایی به خاطر این حرکت بزرگ تقدیر می کنیم و دلایل حمایت را نیز عرض.
خوب این کار خیلی خیلی سود و فایده داره که بنده به چند تا از آنها اشاره می نمایم و کشف بقیه را یحتمل به شما مردم آگاه و فهیم واگذار می نمایم
1-اگر زمانی خدایی ناکرده یکی از مسئولان کشوری و لشکری بنا به هر دلیلی مرتکب گناه شدند (استغفراله، از این مسئولین که ما نداریم مثال عرض کردم) سریع با ماشین دولتی به بالای کوه بروند و سریع به قله برسند و به پروردگار نزدیک بشوند و دست به توبه و العفو...العفو بردارند و دیگر هم خودشان راحت شوند و هم ظلمی که ملت شده بخشیده شود و سریع به پائین برگردند و به خدمتگزاری قبلی بپردازند
2-به هر حال مسئولین کشور آدم هستند و خانواده دارند و تمایل داردند با خانواده گرامی خویش،به تفریح بروند و همش نمیشه که یک جای تکراری بروند حالا یکبار هم شده بروند کوه . خوب شاید بپرسید مگه قبلا نمیشد بروند کوه که در جواب عرض می کنم کوه داریم تا کوه. آن کجا که با ماشین جیک ثانیه بروند قله و برگردند و آن کجا که کله صبح بلند شوند وبا پای پیاده و کلی مشقت به کوه بروند. البته این ها به کنار. مزیت اصلی آن رفت و آمد سریع به قله کوه است که باعث میشه مسئوولان کشور سریع به محل خدمت برگردند و وقتشان گرفته نشود و باز دوباره به خدمتگزاری بپردازند و جواب ارباب رجوع عزیزشان را بدهند.
3-و سوم آنکه آقای مشایی شعر دوران راهنمایی و دبیرستان خود از ملک شعرای بهار را خیلی خوب حفظ کردند و از بر هستند و خواسته به نظر شاعر احترام بگذاره و نصیحت های ملک شعرا را اجابت کند مثلا در شعر داریم
اي ديو سپيد پاي در بند! اي گنبد گيتي! اي دماوند
از سيم به سر يکي کله خود ز آهن به ميان يکي کمر بند
و چون آن موقع آسفالت نبوده و از آنجایی که آهن گران هست آقای مشایی تصمیم گرفتند به جای ز آهن به میان کوه آسفالت به میان کوه یکی کمربند کنند تا دل ملک شعرا هم خوش باشه که بعد از اون عجب انسانهای فهیم و هنرمند پا به عرصه ظهور خواهند گذاشت
البته آقای رحیم مشایی از یک سری چیزهای دیگر هم تدر نظر گرفتند و مصلحت اندیشی نمودند مثلا شاعر گفته:
خامش منشين، سخن همي گوي فسرده مباش، خوش همي خند
شو منفجر اي دل زمانه ! وآن آتش خود نهفته مپسند
و اینگونه آقای مشایی خدمت بزرگ دیگری کردند به مسئوولان قبل خودشان و دولت های گذشته که چه ظلمهایی به کشور کردند که اگر کار آقای مشایی نبود و دهان این دماوند ملعون را نمی بستند الان کوه به زبان می آمد و حرف هایی می زد که درست نبود مطرح بشود وباید از مسوولان کشوری بخواهیم دست آقای مشایی را به خاطر این خدمت بزرگ ببوسد و گرنه دوماوند حقایق را می گفت.
البته از این 23 بیت همش قابل عمل کردن نبوده و آقای مشایی به همین آسفالت کردن دهان دماوند اکتفا کرده
4-آقای رحیم مشایی و دوستانشان احتمالا این طرح را آزمایشی عملی کردند و بزودی قراره تمام کوه ها را آسفالت کنند و جلوی انفجار آتش فشان ها رو هم بگیرند مثل کوه های الوند ، دنا ،زاگرس ، بینالود و ... .
5-در ضمن همین کار خیلی خوب بوده و هست چرا چون که تفریحات سالم برای جوانان بوجود آورده
حالا که جوانان مردند و ادای قدرت در سر دارند بروند آنجا با موتور 5 ترکه سوار بشوند و تک چرخ بزنند
6-همچنین باز هم این خودش یک خدمته حالا جوانان راحت می توانند بروند سر کوه دماوند و اونجا کلی کورس بگذارند.و بنیامین گوش بدهند و سرخوش و شاد باشند مگه بده این تفریحات سالمه دیگه . در ضمن خانواده ها هم از شر این اراذل راحت میشوند
7-چرا شلوغش می کنید همش 7 کیلومتر آسفالت شده بی جنبه ها ...!!!
8-افتخار کنید به این حرکت... ما اولین کشوری در دینا و در طول تاریخ هستیم و خواهیم بود و خواهیم ماند که کوه را اسفالت کردیم . افتخار از این بالاتر !!!! ؟؟؟؟ .... تازه برید گینس رو هم بیارید تا حال کنه !!!
9-در ضمن مگر یادتون رفته آقای مشایی گفته بود در این 4 سال به اندازه 16 سال کار می کنم
خوب راست میگه دیگه حالا هرکی می تونه توی کمتر از 16 سال دماوند را به حالت اولیه اش برگرداند.
-برادر مشایی!!! کارهای بزرگت را پاس می داریم فقط همین !
گل جوان
[ از طنزهای من چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:37 نویسنده:گل جوان






