تبليغاتX
گل جوان
گل جوان
گل جوان
صفحه نخست | آرشيو | تارنامه


(بسم الله اگر حریـــــــــف مایی!)
قلم به دست صاحب قلــــم افتاد
_________________________
منمشتعلعشقعلیمچهـــــــــکنم؟!
به رسم ادب؛ پیشکش به گل آقا
_________________________
اندر احوالات خويش:
بنده يك دل و يك زبان عاشق گل آقا سابقاً در ايام تحصيل نامه اي مبارك و قلم سبز گل آقايي از مقام شامخ گل آقا دريافت نموده ام و ايشان مرا به انجام امور مهمه دعوت نمودند و موجب افتخار ما نيز گشت.در سه سالي كه گذشت اين يك وجب وبلاگ، به عنوان برترين وبلاگ گل آقايي در جهان توسط موسسه دل و جان(گل آقا) برگزيده شد و گلنساء نيز مرا هديه داد.
هم اكنون در خدمت آبدارخانه شاغلام و هر هفته در خدمت شما هستم و منتظر ديدگاه ها و نظرات شما خواهم بود.
لبتان پر خنده باد!
گل جوان
_________________________
همینک من:
دانشجوی مهندسی نرم افزار
عکاس-خبرنگار سایت سینماروز
روزنامه نگار روزنامه سپهرغرب
دبیر عکس سایت سینما فا
مدیر هنری رادیو کودک و نوجوان
طنز نویس وبا افتخار یک«گل آقایی»
_________________________
توجه!
مطالب این وبلاگ حکم نوشته های شخصی را دارند و استفاده از آنها بدون هماهنگی با نویسنده ی وبلاگ غیر اخلاقی و غیرمجاز و غیرشرعی است.
www.goljavan.3ra.ir

اسنادهای گل جوان
نوشته هاي پيشين
دوستان گل جوان
فتوبلاگ من در propicnet
----------------------------------------
حضرت آقا
سردار محمد باقر قالیباف
ریاست جمهوری
آیت الله هاشمی
آقا محسن رضایی
گل آقا
----------------------------------------
سايت شخصي گل جوان
موسسه گل آقا
جشنواره كمدي فيلم گل آقا
هفته نامه گل آقا
مقام شامخ-آقای گل آقا
پوپك صابري-گلنساء
گیتی صفرزاده
مریم افتخاری
علی زرادندوز
آرش فرهنگ‌پژوه
----------------------------------------
سینمای پویا-سایت خودمون
اخبار دفتر ایسنای همدان
خبرگزاری ایسنا
خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر
خبرگزاری ایسکانیوز
IMDB
خبرگزاری ایرنا
شبکه خبر دانشجو همدان
----------------------------------------
سينما ما
سينما روز
پرده سینما
پايگاه اينترنتي جستجوي بازيگر
----------------------------------------
روزنامه سپهرغرب
روزنامه همدان پيام
----------------------------------------
همشهری جوان-وبلاگ
----------------------------------------
گالری عکسهای من در دیدافزار
وبلاگ 2 گل جوان -فعلا هیچی
----------------------------------------
دانشگاه آزاد همدان-سیدا
وبلاگ دانشگاه آزاد همدان
کانون فیلم و عکس دانشگاه
دوره-همه دانشجویان ایران
----------------------------------------
لینک تمامی دوستان وبلاگ
تراوین بازی تحت وب ایرانی ها
----------------------------------------
میترا لبافی
----------------------------------------
بهناز جعفری
مهران دوستی
ماهایا پطروسیان
ترانه علیدوستی
لادن فروهر یا صحرایی
صابر ابر
سیاوش قاسمی
احسان نیلی
عباس رافعی
كامران ملك مطيعى
سهند جاهدي
متین عزیزپور
آرميتا مرادي
نيكي نصيريان
محراب رضایی
سایان فرخی
ترلان پروانه
عرفان پروانه
پرهام کرمی
ترانه مهدی بهشت
علی شادمان
بهاره رهنما
ارسلان قاسمی
آرشیا طالبی
آرشام طالبی
حامد زیاران
متین حیدری نیا
فرید تجویدی
پریا مردانیان
حامد کیازال
----------------------------------------
میترا مهتریان-پس کوچه
هادی آفریده
ایمان لطفیان-گل آقایی-آپولو
----------------------------------------
محمدپورصادقی
سروش بیات پور
امیر بلوکی کلبه ایرانی
زهرا ناظمی
----------------------------------------
مظهر گلی-روزهای مدرسه
دانیال شیخ
----------------------------------------
عصر نو -علی اثنی عشری
محمد کوچولو-دل نهان
وبلاگ سینمایی بلیط
پیام خدابنده لو
اشکان شکوری
هومن ذبیحی
اخبار جدید کار بچه های همدان
وبلاگ سینماگران استان همدان
وبلاگ خبرنگاران و عکاسان همدان
شرکت فیلمسازی هاعپ همدان
حامد بادامی-عکاس
نیما دیماری-عکاس
علی ثقفی-پاس همدان
پریسا اهور
سعیده آقا خانی
----------------------------------------
صدرا
رضا سروش
امیر حسین سمایی
----------------------------------------
مجله نوجوانی
عموبهرام و دایی علی
طرفداران هانیه توسلی
طرفداران مهتاب کرامتی
طرفداران سهند-حمید کامران
دوستان فرید تجویدی
----------------------------------------
ثبت دامنه فقط 4500 تومان
آپلود رایگان عکس
ایمیل Bolxbe
آپلود در سایت عکاسی
فتوشاپ آنلاین
دانلود کتاب رایگان PDF
آپلود عکس در سایت ایرانی
----------------------------------------
اشعار اندیشه فولادوند1
اشعار اندیشه فولادوند2
مجموعه اشعار نو ایرانی
----------------------------------------
چاپ 10 عکس رایگان
خبرهای داغ آبدارخانه
میرحسین موسوی برکنار شد!!
نمایش شش فیلم کودک در جشنواره فیلم فجر
تله فيلم «راه» شب عاشورا روی آنتن می‌رود با بازی بهناز جعفری و بابک حمیدیان
«خاك سرد» با بازی ارسلان قاسمی تاسوعا روی آنتن می‌رود
"گره" به کارگردانی تینا پاکروان به تهیه کنندگی محمد رضا شریف نیا با بازی محراب رضایی فیلم تحسین شده روزنامه نگاران در جشنواره فیلم کودک به جشنواره فیلم فجر می‌رود
گفت و گوی گیتی صفرزاده با رادیو زمانه ----> فضای جامعه نقد را برنمی تاب
نوار ابزار عکس آنلاین-ابزاری برای تمامی عکاسان ایران و آنان که به عکس عشق می ورزند!!! کلیک کن همین الان
پايان فيلمبرداری تله فيلم «راه » در ملاير
حضور «نیکی نصیریان» در آخرین قسمت سریال «مسافران»
گفتگوی اختصاصی با کارگردان «پورنگ»و«شادونه شبح سیاه» آقای علی پور
هاشمي هتك حرمت به امام راحل را محكوم كرد
فوری:::: آخرین یادداشت گلنساء ::::: پوپک صابری مدیر مسئول گل آقا :::: مرا عهدی است با جانان...
ناگهان چيز ديگري-گل آقا - به مناسبت سالروز تولد احمد شاملو
داستانك‌هايي با صداي «سروش صحت» روي اينترنت قرار گرفت
ذوقي همداني، شاعر عاشقانه‌هاي همدان درگذشت
امکانات و ابزارها


Page Ranking Tool





Powered by WebGozar

Google

در وبلاگ گل جوان
در دهکده جهانی
کد جستجوگر
پشتيباني
وزیر و جشنواره و محسن نامجو

همین الان:

عکسهای سینما روز از دومین جشنواهر کمدی گل آقا تازه روی سایت گذاشته شد که برای دیدنشون به لینک زیر برودید

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_datsogallery&Itemid=52&func=viewcategory&catid=53&startpage=5

امسال هم که خبری از جشنواره گل آقا نشد و ما همچنان ناراحت

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_datsogallery&Itemid=52&func=wmark&oid=702

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_datsogallery&Itemid=52&func=wmark&oid=693


چند لحظه پیش:

آلبوم آخ محسن نامجو رو گیر آوردم

این بار گند زده بود

شاید اگر یکم مودب تر بود و اونجوری قرآن رو نمی خوند دلنشین تر بود

نباید با آیات قرآن شوخی می کرد و به توهین!

خلاصه نامجو رو مثل قبل دوست ندام...

اط قظعه آخرش گلادیاتور ها واقعا بدم اومد - از قطعه پنجش هم خوشم نیومد و نبود اجرا می کرد

فقط سه اش خوب بود با همراهی گل شیفته فراهانی

فقط میگم قبلا نامجو بهتر بود!!!!

اما تصاویر كنسرت محسن نامجو در ونیز با همراهی گلشیفته فرا هانی رو دیدم

یک سایت هم نقد آهنگ و البوم جدید نامجو رو نوشته

http://www.music360.ir/albums/35-pop-rock-fusion/323-ooch-mohsen-namjoo.html

http://www.shalamrood.ir/wordpress/wp-content/uploads/2009/09/image0033.png

http://www.shalamrood.ir/wordpress/wp-content/uploads/2009/09/image007.png


امروز:

چند وقتی می خوام چند تا عکسی که گرفتم را روی وبلاگ بگذارم اما حوصلم نمی گیره

اما دیروز چی شد؟!

دیروز :

وزیر ارشاد واسه جشنواره شعر اومده همدان و من هم مشغول عکاسی بودم

دو تا عکس از حسینی واستون می گذارم

اینم خبری که حسینی به همدانی ها داده:

جشنواره بين المللي فيلم کودک در همدان ماندگار مي شود -ایرنا


http://www.freeimagehosting.net/uploads/051e52c0f9.jpg


http://www.freeimagehosting.net/uploads/09ad30794f.jpg


فردا:

درباره نمایشگاه مطبوعات هم باید بگم خیلی دوست داشتم برم که ظاهرا جور نمیشه ولی اگه شد میرم


پس فردا:

حالا کو تا پس فردا

تماس فرت


[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+
تبریک به علی و خانواده اش

http://media.farsnews.com/Media/8508/Images/jpg/A0240/A0240691.jpg

از پدر علی شادمان شنیده بودم که قراره فیلم زمانی برای دوست داشتن ابراهیم فروزش که علی توش بازی کرده قراره در جشنواره فیلم کودک هلند به نمایش درآید

از محسن تنابنده هم شنیده بودم که احتمالا کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر باشه

اما خبر به تائئد هیچ کجا نرسیده بود تا اینکه خبرگزاری فارس امرزو خبر رو زد البته زده مهمان افتخاری اما به هر حال علی از کاندیدا هست و احتمال جایزه بردنش هست

برای علی آرزوی موفقیت می کنم و امیداورم جایزه جشنواره هلند رو ببره


جشنواره سينه كيد آمستردام هلند از 14 اكتبر برپاست و فيلم سينمايي «زماني براي دوست داشتن» به كارگرداني «ابراهيم فروزش» نيز در اين جشنواره بين المللي حضور دارد

این هم خبر فارس:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807251558


راستی دیروز هم بازی پاس و استقلال در  همدان بود

همانطور که پیش بینی کرده بودم مساوی شدند اون هم صفر- صفر

کلا از استقلال ها خوشم نمیاد و دوست دارم همیشه بببازند

از پاس هم خوشم نمیاد و دوست دارم ببازه

اما دیروز خیلی خوشم اومد مساوی صفر صفر شدند و  استقلال بیشتر باخت

البته استقلال های کلا ارازل و اوباش تشریف دارند

همین دیروز هم که اون مربی {...} با هوادار پاس درگیر شده و د بزن

ظاهرا به مرفاوی گفتن: مرغابی!!!!

این هم خبرش :http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807251517

http://media.farsnews.com/Media/8805/Images/jpg/A0729/A0729040.jpg



[ از ديگران چه خبر؟ ]
+
فیلم مریلا و متین

شعار همیشگی گل آقا

logo-child-for-send.jpg


محراب رضایی در فیلم جدید

 فرشته صدرعرفايي بازيگرداني مي‌كند، محراب رضایی با آتنه فقيه نصيري بازي؛ «ايليا بودن» كليد خورد  فيلم تلويزيوني «ايليا بودن» به كارگرداني پويان طايفه كليد خورد
محراب نقش اول دارد و نقش یک کودک سرطانی را بازی می کند



سلام خبر خبرگزاری دولتی فارسی را بخوانید
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807220746
انفجار با کپسول گاز رو تکذیب کرد
اما دیروز شبکه همدان نشون می داد و همه تائید می کردند و مردم و حتی یکی از مسئولان نیروی انتظامی و همه آنتش نشان ها و امداگردها
شهردار هم باهش مصاحبه کردند حدود ساعت 5 خواب آلود چرت و پرت گفت از زمین و زمان هم بی خبر بود
ساعت 10 پخش دوم خبری مصاحبه با شهردار رو دیگه حذف کرد و نشون نداد
علتش هم باید در بی مسئولیتی مسئولان دانست که تریلی با اون عظمت با اون همه بار که فرسوده هم بوده توی شهر چه غلطی می کرده!!
و این که پروژه پلی که قرار بوده اونجا از سال 86 بسازند چرا تا حالا آماده نشده
اونم در شلوغ ترین چهارراه همدان که میدان بار هم اونجا قرار داره

اینم هم گزارش سریع تابناک

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=68421

http://media.farsnews.com/Media/8807/Images/jpg/A0746/A0746110.jpg

2 کشته و 8 زخمی

تمام 5 خودرو کاملا سوختند



دیشب منزل یکی از بستگان بودیم

همینطور که کانال ها رو عوض می کردم رفتم شبکه 4

فیلم به نظرم آشنا اومد بله درست بود

فیلم مدیوم بود با بازی مریلا زارعی و متین حیدری نیا

خیلی جا خوردم و تعجب کردم تقریبا اوایل فیلم بود ولی حیف که نشد از اول ببینم اصلا واسه فیلم هم تبلیغ نشده بود

خلاصه فیلم ترسناکی بود مثلا اما بازی مریلا واقعا عالی بود

یک سکانس طلایی داشت که پیام خیلی خوشش اومده بود ...



امروز هم فیلم متین رو نشون میده

فیلم مسیر عشق که متین برای بازی در این فیلم کاندیدای دریافت پروانه زرین بهترین بازیگر جشنواره 23 کودک بود

http://img2.tinypic.info/files/a524gfbi3c3v1uzgk6ju.jpg

وبلاگ متین هم به نشانی زیر به تازگی افتتاح شده و آقای پورصادقی مدیر وبلاگ هستند


http://matin-heydarinia.blogfa.com/

*«مسير عشق»
فيلم سينمايي «مسير عشق» چهارشنبه 22مهر ساعت 19 از شبـكـه دو سيما پخش مي‌شود.
داستان در مورد يوسف پسر بچه10 ساله‌اي است كه در موقع برگشتن از مدرسه اتفاقي با كاروان راهيان كربلا كه عازم كربلا هستند برخورد مي‌كند. او بدون هماهنگي با مدرسه و منزل به صورت مخفي وارد اتوبوس مي‌شود. در مسير با توجه به شخصيت‌ها و تيپ‌هاي داخل اتوبوسي كه عازم كربلا هستند، اتفاقات و مسائلي پيش مي‌آيد كه هم طنز و هم آموزنده هستند و مسائل اخلاقي و بعد معرفتي به مخاطب انتقال داده مي‌شود.

مريم كاظمي، صادق توكلي و سيما مطلبي در فيلم سينمايي «مسير عـشـق» به كارگرداني بيژن شكري به ايفاي نقش پرداختند.




[ از ديگران چه خبر؟ ]
+
گفت و گوی من با «محسن تنابنده» در مورد منع فعالیتش

به هیچ عنوان در «زم هریر» بازی نمی کنم !

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/mohsen%20tanabande%202.jpg

سینما روز - علی وزینی: این روز ها نام «محسن تنابنده» بیشتر از هر روز دیگر جنجالی شده است، بطوری  عدم حضورش در فیلم «زم هریر» باعث شده که سید ضیاء هاشمی تهیه کننده فیلم اعلام کند که می توانم تنابنده را ممنوع الکار کند و خبرگزاری فارس  هم این چنین گزارش می دهد: «سيدضياء هاشمي تهيه‌كننده فيلم سينمايي «زم هرير» به كارگرداني علي روئین تن از محسن تنابنده شكايت كرد. روابط عمومي اين فيلم با اعلام اين خبر گفت: محسن تنابنده براي بازي در زم‌هرير با دست‌اندركاران اين فيلم قرارداد امضا كرده بود، اما به دليل عدم تعهد اين بازيگر نسبت به قراردادش و حضور در پروژه ديگري سيدضياء هاشمي مجبور شده است به خانه سينما شكايت كند.»

تنابنده هم اکنون مشغول بازی در فیلم «سنگ اول» ابراهیم فروزش است و پیش از این در فیلم های «آفسايد»، «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين»، «دانه هاي ريز برف»، «سن پترزبورگ»، «استشهادي براي خدا»، «زماني براي دوست داشتن» به ایفای نقش پرداخته است. و برای فیلم استشهادی برای خدا که در نوبت اکران عمومی قرار داد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را نیز کسب کرده است. وی همچنین نویسندگی فیلم ها و سریال هایی همچون «استشهادی برای خدا»، «اگه می تونی منو بگیر»، «چند می‌گیری گریه کنی»، «زندگی به شرط خنده»، «پیامک از دیار باقی» و ... را تجربه کرده است.

در گوشه ای از پشت صحنه فیلم با وی در این خصوص همکلام شدیم.

 

در مورد نقش تان در فيلم بگوييد؟

من نقش شخصيت اصلي فيلم را كه اسمش حسن‌علي است بازي مي‌كنم كه در روستا زندگي مي‌كند و كابوس‌هاي عجيب و غريب مي‌بيند كه در بيداري او را وادار مي‌كند كه به دنبال كابوس‌ها بيافتد و علت آن را جويا شود.

 

كار در ملاير و روستا چگونه بوده‌است؟

من كار روستايي زياد انجام داده‌ام و همه چيز بد نيست و كارها خوب پيش مي‌رود.

 

دومين تجربه با فروزش چطور بود؟

ما قبلا با هم كار كرد‌ه‌بوديم و از هم راضي بوديم و همين باعث همكاري دوم شد.

 

در فيلم «زماني براي دوست داشتن»، نقش پدري را بازي كرديد كه بچه‌اش را از خانواده جدا كرد. اين قابل باور بود؟

 

اگر اينگونه كه شما تعريف كرديد بگوييم خشن است. اما واقعيت اين است كه پدر آن خانواده فقط به خاطر اينكه احساس بدي از رويايي پسرش با مردم و بچه‌هاي هم سن و سال و اجتماع دارد، دنبال راهي مي‌گردد كه پسر كمتر آزار ببيند و كم‌تر مورد تمسخر قرار گيرد. از اين رو راهي را پيدا مي‌كند كه شايد راه معقول و منطقي نباشد و تصميم مي‌گيرد او را پنهان كند و در خانه نگه دارد كه اين باعث درام قصه مي‌شود. ولي اين پدر خيلي بد فكر نمي‌كند كه بچه كمتر آزار ببيند. اما راه، راه خيلي خوب نيست.

 

استقبال مردم از جشنواره چطور بود؟

استقبال خيلي خوبي بود و همدان ميزباني خوبي داشت. هر چند سينماهايش خيلي حرفه‌اي و استاندارد نيستند اما اختتاميه تقريبا خوبي داشت و به نظرم همدان مي‌تواند پايه ثابت براي برگزاري جشنواره فيلم كودك باشد تنها به اين شرط كه وضع نمايش فيلم‌ها بهتر شود.

 

بازي بازيگران كودك فيلم «زماني براي دوست داشتن» چگونه بود؟

 

«علي شادمان» كه تقريبا دارد به يك بازيگر حرفه‌اي تبديل مي‌شود و ما در «سرزمين كهن» هم همبازي هستيم و قبلا هم در كار ملاقلي‌پور و فروزش هم بود كه جوايز زيادي گرفت و فكر مي‌كنم در فستيوال هلند جزو كانديداست و احتمال اينكه جايزه ببرد خيلي زياد است. به نظرم بازيگر خيلي خوبی است و جداي از اين، فروزش تحمل بالايي دارد كه كار با بچه‌ها خيلي سخت است و به نظرم 3 بازيگر كودك «زماني براي دوست داشتن» خيلي خوب بودند.

 

اول نويسنده بوديد يا بازيگر؟

من فارغ التحصيل بازيگري و بازيگر تئاتر بودم و سال‌هاي زياد كار حرفه‌اي انجام دادم. به آرامي روي به سينما و گاهي تلويزيون آوردم. اما براي اينكه مجبور نشوم هر كاري بازي كنم و از اين راه پول در آوردم، با توجه به استعدادي كه در نويسندگي داشتم، سعي كردم كارهايي بنويسم و از جمله چند فيلمنامه فيلم سينمايي نوشتم. همين حالا سيروس مقدم سريالي بر اساس فيلمنامه من مي‌نويسد.

 

نظر تان راجع به كارهاي طنز تلويزيون چيست؟

آثار مختلفي ساخته مي‌شود. هر كار ويژگي خودش را دارد و نمي‌شود مقايسه انجام داد كه كدام بهتر است. ممكن است كاري را نام ببرم و كار ديگري را از ياد ببرم. اما اگر طنز به اين خاطر باشد كه فقط مخاطب را بخنداند و خيلي تامل برانگيز نباشد، سليقه من نيست. ضمن اينكه اگر فيلمنامه‌اي نوشته شود كه كارش صرفا خنداندن مخاطب باشد جاي تحسين دارد.

 

واكنش شما به بحث ممنوع الكاري‌تان چيست؟

من با اين گروه قرارداد بستم. حدود يك ماه و نيم به بازي‌ام در آن كار مانده‌بود، تصميم گرفتم اين كار را انجام ندهم و با كارگردان و دستياران صحبت كردم و خواستم با تهيه‌كننده هم صحبت كنم كه نشد. اما‌ آنها خيلي به من لطف داشتند چون فكر نمي‌كردم كه با صحبتي كه انجام دهم مشكلي پيش آيد و الان هم فكر نمي‌كنم مشكل خاصي پيش بيايد. من كار فروزش را يكي دو ماه قبل از كار ضياء هاشمي، قرارداد بسته بودم.

 

اما آقای هاشمي گفته‌بود اول با آن قرارداد بسته بوديد؟

نه. طبيعي است كه آقای هاشمي به خاطر مشكلاتي كه در كارش به وجود آمده ناراحت بشود و حرف‌هايي بزند. اما اين حرف‌ها مصداق ندارد. قرارداد كار فروزش هست و از 6-7 ماه قبل از قرارداد، حرفش را زده‌بوديم كه در اين كار باشم و فروزش گفته‌بود شخصيت را بر اساس تو نوشته‌ام. من آنقدر مشكل داشتم كه مي‌خواستم كاري انجام ندهم اما بخاطر فروزش، حاضر به بازي در اين فيلم شدم.

 

پس به هیچ عنوان در فیلم «زم هریر» بازی نمی کنید؟

نه، بازی نمی کنم.

 

عکس: پیام خدابنده لو

منبع: سینما روز


[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+
بسته خبری من از فیلم فروزش


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/sange%20aval%203.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/sange%20aval%2013.jpg
http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/sange%20aval%209.jpg


گزارش پشت صحنه فیلم، گفت و گو، عکس های اختصاصی از پشت صحنه فیلم و عکس های اختصاصی از فیلم «سنگ اوّل».

 

Image
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
Image
 
Image
 
Image

 

سینما روز - علی وزینی: خبر ساخت فیلم جدید ابراهیم فروزش خود به تنهایی می توانست دلیلی برای حضور ما در محل فیلمبرداری و تهیه گزارش باشد، اما تغییر ژانر سینمای فروزش که فیلم های سینمایی اش نشان رنگ و بوی کودک دارد اصرار ما را برای حضور در پشت صحنه دو چندان می کرد. جالبتر آن که این فیلم این بار در شهر ملایر و روستای طائمه کلید می خورد و در کنار بازیگران محلی فیلم که سرشناسترین آن ها مسعود چوبین است، بازیگران حرفه ای چون محسن تنابنده و اندیشه فولادوند، به ایفای نقش می پردازند.

عوامل فیلم که با فروزش همکاری می کنند را می توان به سه دسته مهم تقسیم نمود که دسته اول همان هایی هستند که از یاران همیشگی فروزش محسوب می شوند که از مهمترین آن ها می توان به سید علیرضا سبط احمدی در مقام تهیه کننده، محسن تنابنده در مقام بازیگر و رضا عباسی در مقام عکاس فیلم که همگی در کار قبلی فروزش یعنی زمانی برای دوست داشتن حضور داشته اند، اشاره کرد و دسته دوم را می توان به ملایری الاصل هایی که در تهران ساکنند و هم اکنون در سینما از حرفه ای ها محسوب می شوند و به واسطه محل ساخت فیلم یعنی ملایر با او همکاری می کنند همچون محمود محمد طائمه مدیر تولید «مدیر تولید اخراجی ها1 و آناهیتاو ...» و محمود چوبین از بازیگران سینما و دسته سوم که اولین بار با فروزش همکاری می کنند و یا افراد محلی هستند.

در ادامه گزارش پشت صحنه ما از فیلم و مصاحبه با ابراهیم فروزش کارگردان، سید علیرضا سبط احمدی تهیه کننده، محمود محمد طائمه مدیر تولید را می خوانید و مصاحبه های جداگانه با بازیگران فیلم محسن تنابنده و اندبشه فولادوند را در روز های آتی در سایت می خوانید.این گزارش ها و مصاحبه ها شامل عکس های اختصاصی سینما روز نیز می باشد.

گزارش پشت صحنه:

برای هماهنگی مقدماتی چندبار با فرزوش تماس می گیریم تابالاخره موبایلش را جواب می دهد.با اینکه بد موقع تماس گرفتم از اینکه بخواهیم به پشت صحنه بیاییم مخالفتی نمی کند.شماره مدیر تولید فیلم را می دهد تا آدرس محل فیلمبرداری را از او بگیریم.محمد محمود طائمه نیز از ما استقبال می کند و ما عازم ملایر می شویم.با ماشینش به سراغمان می آید و ما را تا روستای طائمه می رساند کمی دور بود کمی جاده پیچ در پیچ اما بالاخره طابلای قدیمی و کهنه ای که رنگ و رویش هم رفته طائمه را به ما نشان می دهد.حالا موبایلم را که نگاه می کنم دیگر آنتن نمی دهد.با اینکه دکل مخابرات هم دارد ولی امکان استفاده از موبایل وجود ندارد.

روستا با مدرسه و خانه ی بهداشت شروع می شود و کمی نزدیکتر هم محل فیلمبرداری است . همه مشغول کاری هستند فروزش کلاهی را بر سر گذاشته و مشغول کارگردانی است. مردم ده هم دور تا دور محل فیلمبرداری نشسته اند و این چند روزه کارشان همین بوده که می آیند و فیلم را تماشا می کنند.اکثرشان هم جوان ها 15 تا 25 ساله هستند و البته چند بچه کوچک هم دیده می شود.

با یک لیوان چای از ما استقبال می شود و در گوشه ای ایستاده همه چیز را زیر نظر می گیریم. چهارپایه هم برایمان می آورند و این بار نشسته گزارش ها را می نویسیم.

دو سرباز مشغول خرید از یک مغازه هستند که صاحب مغازه پیرمردی است که با دکان کوچکش همه چیز می فروشد. دو سرباز خرید می کنند و در کیسه آنها دو ساقه طلایی هم دیده می شود.این صحنه را چند بار می گیرند تا بالاخره فروزش راضی می شود و حالا باید به سراغ سکانس بعدی برود.

سکانس بعدی هم مربوط به خرید کردن یک خانم روستایی از مغازه است که گرفتن آن خیلی طول می کشد چند بار دیالوگ را دیر می گوید چند بار یادش می رود چه باید می گفته و چند بار هم اشتباه به این  طرف و آن طرف نگاه می کند اما هیچکدام فروزش را راضی نمی کند.

در همین حین که از مدیر تولید سراغ اندیشه فولادوند را می گیریم به سراغ یک خانم جوان با عینک دودی بزرگ مشکی می رود و تازه متوجه می شویم این خانمی که از یک ساعت قبل این جا بوده همان فولادوند است.به لباس و گریم فیلم نمی خورد و به نظر می رسد این طور بیرون آمده تا مردم او را نشناسند و یا کمتر سراغش را بگیرند.

مشغول گرفتن مصاحبه را با او می شویم اما مجبوریم هر چند وقت یکبار مصاحبه را به خاطر فیلم قطع کنیم چون فرمان سکوت برای ضبط صادر می شود و باید همه جا ساکت باشد تا فیلم را ضبط کنند.

بعضی از سکانس ها که تکرار می شود خنده مان می گیرد و دوباره همان تکرار می شود.جالب آن جاست که در هیچکدام آنها فروزش و نه هیچ یک از عوامل فیلم عصبانی نمی شوند و فریاد نمی زنند بلکه همان لبخند که از همه خونسرد تر همان فروزش است.با خودم می گویم اگر کارگردان بودم همه را سر برداشت دوم کتک می زدم.خوب شد که کارگردان نشدم.

سه نیمکت یکی چوبی و دو تا پلاستیکی در گوشه ای مصاحبه مان را با فولادوند می گیریم.آنقدر مصاحبه را قطع کردیم که خود به خود 6 تا از سوالات مهمم را از  یاد یردم و چند جا هم تمرکزم را از دست می دهم.معمولا جای شلوغ نمی توانم مصاحبه بگیرم و حواسم پرت می شود.به همکارمان پیام خدابنده لو می گویم ، پاسخ می دهد این نوع بهتر است و باید با آن عادت کنی. یک سوال می کنم دوباره بلافاصله سوالم را عوض می کنم و چند جا هم سوتی های بزرگ می دهم و کم مانده بود آخرین سوال از فولادوند را اینگونه بپرسم که «اندیشه به چه می اندیشه؟».

چند بار هم اصلاً یادم می رفت فولادوند چه نقشی در چه فیلمی داشته هم ستاره می شود را دیده بودم و هم سربازهای جمعه که دومی را خیلی قبل پیش دیده بودم و چیزی یادم نمی آمد.

اولین مصاحبه ام را در یک مکان شلوغ و پر تحرک که باید هر چند دقیقه یک بار ساکت شوی و مصاحبه را قطع کنی انجام می دهم و برایم سخت بود اما برای اولین تجربه چندان بد هم نبود.

فولادوند تاکید می کند روی متن و پیاده کردن مصاحبه حساس است و مصاحبه را صرفاً به خاطر جوان بودنمان قبول کرده و البته آشنایی ما با آقای طائمی مدیر تولید فیلم. عکس هم فعلاً نمی اندازد تا بعد از ناهار.

حالا کمی سر فروزش خلوت می شود و کار هم به بعد از ناهار موکول می شود.به سراغش می رویم خودمان را معرفی می کنیم می شناسد و با تعجب می گوید شما که همدانی هستید چرا لهجه همدانی ندارید و همدانی صحبت نمی کنید؟

گفت وگو را پیام خدابنده لو می گیرد و من هم عکاسی ام را می کنم با اینکه خسته است اما ایستاده 10 دقیقه ای گفت و گوی کوتاه را با او انجام می دهیم.اصرار می کند که ناهار را با مهمان باشیم که البته قبول می کنیم و مهمان فیلم و روستای طائمه می شویم.

بعد از ناهار هم محسن تنابنده با گریمی جالب، گیرش می آوریم و با او هم در محل لوکشین قهوه خانه فیلم گفت و گو می گیریم این بار من مصاحبه می کنم و پیام عکس می گیرد.قبل از مصاحبه هم با تنابنده در خصوص باشگاه پاس همدان و نتیجه مساوی استقلال-پرسپلیس و علیرضا منصوریان صحبت می کنیم.پیام همکارم با تنابنده هر دو استقلالی اند و من پرسپلیسی، بهتر بگم دوست دارم استقلال ببازه.تنابنده و پیام برای هم و تیمشان پپسی باز می کنند و من میگم اینطور نیست.دوباره می گوید ظاهرا ملایری ها با همدانی ها اختلاف دارند. فقط تعجب می کنم که این موضوع را تنابنده از کجا می داند.

بعد از ناهار شده و چند عکس از اوکشین و بازیگران محلی فیلم می اندازیم و در روستا قدم می زنیم . روستای خوب با مردمان خوب.طائمی مدیر تولید فیلم این خصلت و خوبی مردم را چند بار تاکید می کند و می گوید مردم همکاری خوبی با ما داشته اند و هنگام فیلمبرداری وقتی می گوییم دوستان سکوت.کل روستا ساکت می شود و ماشین ها خاموش. پیر و مرد زن و بچه کوچک و بزرگ با ما همکاری خوبی داشته اندخدا خیرشان بدهد.

ساعت 3 و نیم شده هنوز موبایلم آنتن نمی دهد.زحمت رساندن ما به ملایر و خارج شدن از روستا را آقای طائمی می کشد.از زحماتش تشکر می کنیم.در ملایر به دنیا آمده و سالهاست که با خانواده اش در تهران زندگی می کنند اما هنوز همان خصلت خونگرمی همشریان را دارد و شهرش را دوست دارد. میزبانی اش حرف نداشت. حالا وارد جاده می شوبم همین حین موبایلم را نگاه می کنم.آنتن می دهد... .

 

مصاحبه ها:

 

ابراهیم فروزش: اين فيلم به هيچ وجه فيلم كودك نيست

چرا فيلم در ملاير فيلمبرداري شد؟ با توجه به سابقه فيلم‌سازي شما در سينماي كودك و فيلمبرداري چند فيلم به مناسبت جشنواره كودك در استان همدان در ماه‌‌هاي اخير، به نظر مي‌رسيد فيلم شما هم در اين حوزه باشد.

اين فيلم به هيچ وجه فيلم كودك نيست و ارتباطي با كودك ندارد. ما مانند هر فيلم ديگري دنبال لوكيشن بوديم. اول به قزوين مراجعه كرديم چون به تاكستان‌هاي قزوين با توجه به موضوع فيلم نياز داشتيم. خوشبختانه مدير فيلم اهل روستاي طائمه ملاير بودند و گفتند آنجا جز مراكز انگور است. اينجا روستاهاي مختلفي را ديديم. طائمه از لحاظ بافت ابنيه‌اش بسيار مناسب بود كه اگر آنها را پشت سر هم بگذاريم و جاهايي كه ديوارهاي سنگي دارد را كنار هم قرار دهيم، چيز جديدي از لحاظ معماري ارائه مي‌دهيم. ضمن اينكه تاكستان‌هاي انگور اينجا بيشتر از قزوين مي‌توانست مورد توجه قرار گيرد.

بدون تعارف مي‌گويم شانس ما بوده كه به اينجا آمده‌ايم و مردم طائمه بسيار مهربان است و تاكنون كه 15 روز از فيلمبرداري مي‌گذرد به هر جايي كه رفتيم با استقبال روبرو شديم و بدون اينكه مشكلي داشته‌باشيم، نهايت همكاري آنها را ديده‌ايم. اگر به قصه ما مراجعه كنيد حدود 80 درصد در پيدا كردن لوكيشن موفق بوديم.

چطور شد كه پس از ساخت آثار متعدد از سينماي كودك جدا شديد؟

نه. من به موازات ساخت فيلم كودك، آثار متعدد ويدئويي دارم كه ارتباطي با كودكان ندارد و حتي كفه ترازو به نفع بزرگ‌سال مي‌چرخيد. مرا به عنوان كارگردان سينماي كودك مي‌شناسند. متاسفانه وقتي به سينماي كودك مي‌رسيم توجه چنداني به آن نمي‌شود و با وجود جمعيت فراوان كودكان و نوجواناني كه داريم و آينده‌ساز ملت هستند.

بازيگران كودك و نوجوان در فيلم‌هاي شما حضور پر رنگي دارند. به نظر بازيگري آنها غريزي است يا مي‌شود آنها را به پيشرفت بيشتر رساند؟

بچه‌ها حرفه‌اي نيستند. نمي‌توانيم آنها را حرفه‌اي كنيم چون پس از مدتي به بزرگسال تبديل مي‌شوند. البته با بچه‌هايي برخورد داشتيم كه قصد دارند بازيگري را ادامه دهند و شيفتگي نسبت به آن دارند و اگر نگاه آنها تنها حوس نباشد، آينده‌سازان سينماي ما خواهند بود

 

 

محمود محمد طائمه-مدیر تولید: فیلمبرداری حداقل تا اوایل آبان طول می کشد.

محمود محمد طائمه در گفت و گو با خبرنگار سينماروز گفت: در بازبيني از لوكيشن‌هاي متعدد با فروزش به استان قزوين و شهرستان تاكستان رفتيم و ابتدا آنجا را پسنديدند. ولي چون اينجا هم آمده‌بوديم و داستان فيلم در مورد انگور است و ملاير محل كشت انگور است، به اينجا آمديم.

طائمه اضافه کرد که همکاری مردم روستا و ملایر با ما بسیار خوب بوده است.

وي ادامه داد: لوكيشن‌هاي فيلم متعدد است و از ملاير و اطراف شهر همدان فيلمبرداري داشتيم اما عمده فيلم در روستاي طائمه و علمدار است و همين‌طور قسمت ديگري در جاده‌هاي اطراف آن فيلمبرداري مي‌شود.

محمد طائمه افزود: پيش‌توليد طولاني مدت نداشتيم و چون فصل را از دست مي‌داديم اين مرحله تنها 15 روز طول كشيد. البته يك پيش توليد اوليه هم براي پيدا كردن لوكيشن داشتيم. پس از آن سريعا به آماده‌سازي لوكيشن‌ها پرداختيم و روز 27 شهريور كار را كليد زديم و قصد داريم طي 30 تا 35 جلسه فيلمبرداري را تمام كنيم.

وي تصريح كرد: با توجه به اينكه فيلمبرداري به صورت اچ دي است زمان و سرعت بيشتري داريم و اگر آب و هوا و شرايط محيطي اذيت نكند، مشكلي نخواهيم داشت و اكنون تنها يكي دو روز از برنامه عقب هستيم كه به خاطر شرايط آب و هوايي است. حدود 40 درصد فيلمبرداري انجام شده‌است.

محمد طائمه در مورد انتخاب بازيگران ملايري بيان داشت: ابراهيم فروزش در سه ديداري كه با هنرمندان ملاير داشت از ميان آنها حدود 20 نفر را براي ايفاي نقش‌ها انتخاب كردند.

عوامل فيلم «سنگ اول» عبارتند از:

نويسنده و كارگردان: ابراهيم فروزش، بر اساس داستان كوتاه «سنگ اول» از كتاب «تنور» هوشنگ مرادي كرماني، مدير فيلمبرداري: فريدون شيردل، صدابردار: مهدي صالح كرماني، طراح صحنه و لباس: محمدهادي فدوي، طراح چهره‌پرداز: بيژن محتشم‌پور، دستيار اول و برنامه‌ريز: مهدي دانش‌رفتار، مدير توليد: محمود محمد طائمه، تدوين: بهرام دهقاني

بازيگران: محسن طنابنده، انديشه فولادوند، مسعود چوبين و جمعي از بازيگران تئاتر و اهالي روستاي اطراف ملاير

تهيه كننده: عليرضا سبط احمدي، محصول سيما فيلم


گزارش: علی وزینی

مصاحبه:پیام خدابنده لو

عکس های پشت صحنه: علی وزینی – پیام خدابنده لو

عکس های فیلم: عکاسان فیلم؛ آقایان امیر عباسی و محمد صالحی

منبع: سینماروز

 
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+
عکسها و حاشیه ها از گرامیداشت مسعود کرامتی

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/keramati%20-%20taghdir%2010.jpg
http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/keramati%20-%20taghdir%2014.jpg

سینما روز - پیام خدابنده لو: مسعود كرامتي در جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلم «باغ‌هاي كندلوس» در دانشگاه آزاد اسلامي همدان گفت: من تئاتري و ورودي سال 56 دانشكده هنرهاي زيباي تهران بودم و يكي دو كار دانشجويي در كارنامه داشتم. پس از شروع زود كارم در تئاتر، اوضاع آن دچار بحران شد و آغاز انقلاب، باعث شد فضاي آن محدود شود و پس از آن انقلاب فرهنگي اتفاق افتاد.

 

Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image

 

وي ادامه داد: عرصه كار در تئاتر مجددا در حال فراهم شدن بود. با اين حال دلم نمي‌خواست به عنوان بازيگر يا كارگردان در تئاتر ديده شوم. پس از آن مرحوم اردشير كشاورز به من پيشنهاد كار عروسكي داد. من تعجب كردم و فكر مي‌كردم اين كار مربوط به دختر بچه‌هاست و با فضايي كه در تئاتر مي‌شناختم بيگانه بود. اما اصرار كشاورز، مرا به تمرينات كشاند و از فضاي آن خوشم آمد. چرا كه مي‌شد كل انرژي را به داخل عروسك بريزيم و همه چيز را گردن او بياندازيم و ديدم دنياي غريبي دارد و كار جذابي است.

كرامتي افزود: كاري عروسكي با 5 قصه از مثنوي معنوي در سالن كانون پرورش فكري اجرا كرديم و پشت سر آن، يك كار عروسكي در تلويزيون پيش آمد و حضور در مدرسه موش‌ها، كار در تلويزيون را براي من وسيع‌تر كرد. همان زمان با ملاقلي‌پور آشنا و با دستياري او در فيلم «افق» وارد سينما شدم. البته قبل از آن، در فيلم دزد عروسك‌ها مشاور بودم.

وي در مورد ورودش به عرصه بازيگري در سينما و تلويزيون تصريح كرد: در مورد بازيگري حداقل در آن دوران، ميل و رغبتي نداشتم. ملاقلي‌پور در فيلم افق، تمرينات بازيگران را به من سپرد و دائما مي‌گفت كه بايد يك فيلم بازي كني كه برايم شوخي بود. ولي وقتي طرح مجنون را آورد كه هنوز به فيلمنامه‌هم تبديل نشده‌بود و يكي از نقش‌هاي آن را به من پيشنهاد كرد، وسوسه شدم در آن بازي كنم. پس از آن خطاهاي ديگري هم انجام دادم و در فيلم‌هاي ديگري نيز بازي كردم! اما قصد من اين نبود. در زندگي شرايط به گونه‌اي پيش مي‌رود كه ما هم دنبال آن مي‌رويم.

كرامتي در مورد جديد‌ترين فيلمش «ترانه كوچك من» كه در همدان فيلمبرداري كرده نيز بيان داشت: ترانه كوچك من در حال حاضر خيلي داغ است و نياز به زمان دارم تا اين اتفاق را معنا كنم. فيلمي است كه فيلمبرداري آن پس از ساعت 1 نيمه‌شب، به اتمام رسيد. ولي جداي از اينكه فيلم چيست و قضاوت آن به عهده ديگران است، اتفاق خوبي در اينجا افتاد و به جرات مي‌گويم كجايي بسياري از تصاويري كه در اين فيلم خواهيد ديد را 80 درصد مردم همدان هم تشخيص نمي‌دهند. در حالي كه اين لوكيشن‌ها خيلي از شهر همدان دور نيست.

وي ادامه داد: اين تصاوير، براي من كشف غريبي بود و اين فرضيه كه «عجب سرزمين غريبي داريم» در طي اين 1 ماه، بارها و بارها به من ثابت شد.

كرامتي كه در بيست و سومين جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان، به عنوان داور بخش مسابقه سينماي ايران حضور داشت، در پاسخ به سوالي مبني بر انتخاب فيلم «كودك و فرشته» به عنوان اثر برگزيده جشنواره گفت: با مناسب نبودن فضاي جبهه براي بچه‌ها موافقم. با اين حال واقعيت اين است كه در فيلم‌هاي جشنواره چيزي نداشتيم و نياز به تكرار اين جمله نيست كه «به خدا فيلم نبود». تنها فيلمي كه در حد تعريف نرمان سينما قابل دفاع باشد، «كودك و فرشته» بود و از سر فقر و نداري است كه اين اتفاق مي‌افتد.

وي افزود: معتقدم «كودك و فرشته» خوش‌ساخت است و فضايي كه مي‌خواهد را تعريف كرده اما قصه آن دم دستي است و موضوع آن مناسب كودك و نوجوان نيست. البته فيلم‌هاي ديگري هم در جشنواره بودند كه چيزهاي قابل دفاعي داشتند و هيات داوران تا اندازه‌اي به آنها توجه كرد.

كرامتي در ادامه در مورد حضورش در فيلم باغ‌هاي كندلوس به كارگرداني ايرج كريمي تصريح كرد: ايرج كريمي را سال‌ها قبل مي‌شناختم ولي وقتي پيشنهاد بازي در اين فيلم را به من داد تعجب كردم. پرسوناژ نقشم به نظرم خوب نبود و كاراكتر معلق بود و تعريف مشخصي نداشت. اين موضوع را با كريمي مطرح كردم و كاراكتر دچار تغييراتي شد و بر اساس فضايي كه فيلم تعريف مي‌كرد، ديالوگ‌هاي شخصيت شب به شب نوشته شد كه الان يكي از محوري‌ترين كاراكترهاست كه در نسخه اوليه فيلمنامه اينگونه نبود و جذابيتي براي بازي نداشت. اما چون كريمي و فيلم‌ها و مردهايش را دوست دارم قبول كردم در اين فيلم بازي كنم. در پيش توليد صحبت‌هاي زيادي با كريمي داشتم تا كاراكتر اوليه به كاراكتر فعلي تبديل شد.

وي با اشاره به وجود مضمون عشق در اين فيلم بيان داشت: به نظرم عشق كليدي‌ترين مفهوم براي بحث در مورد فيلم است. چون مضمونش با نگاهي مذهبي به عشق است. مذهبي به آن معنا كه ما زميني‌ها در آسمان به دنبالش مي‌گرديم. اشاره‌اي كه اين فيلم به عشق دارد از منظر دو جوان عاشق و وابسته به هم است. وقتي كاوه مي‌فهمد آبان قطعا خواهد مرد، تصميم به مرگ مي‌گيرد كه به نوعي خودكشي است و عشقي است كه قرن‌ها و قرن‌ها در مورد آن مي‌شنويم.

كرامتي ادامه داد: اين عشق مربوط به بازگشت به زمانه گذشته‌اي است كه عشق و پايمردي و ثبات‌ها بر اساس برخي ارزش‌ها، اهميت داشته و آن زمان ما ايده‌آليست بوديم. حال در فيلم شاهد هستيم كسي كه شكسپير مي‌خوانده حالا كاسب و دلال و بساز بفروش شده است. سه كاراكتر فيلم معتقدند متعلق به جمعي بوده‌اند كه كاوه و آبان هم وجود داشته‌اند. اما حالا بمبي در ميان آنها انفجار شده و به شكلي تكه تكه شدند كه همه ارزش‌ها را فراموش كرده‌اند.

وي افزود: كاوه و آبان نوستالژي اين سه نفر و غربتي هستند كه اينها از دست داده‌اند. حالا در اطرافمان افرادي با چنين تعريف‌هايي از ارزش‌ها زيادند. بايد فكر كنيم چه چيزي را از دست مي‌دهيم و تبديل به چه مي‌شويم.

كرامتي در مورد وجود برزخ در فيلم باغ‌هاي كندلوس نيز خاطرنشان كرد: اي كاش ايرج كريمي بو دو  خودش صحبت مي‌كرد! برداشت من اين است كه تمام اين فضاهاست كه فيلم را صاحب يك نگاه فرا زميني و مذهبي مي‌كند. نگاه جذاب و لطيفي است كه ما شرقي‌ها عاشق آن هستيم و هركسي عرفان را از ديد خودش تعريف مي‌كند.

وي بيان داشت: در فيلم به اين المان‌ها تاكيد مي‌شود. علي از جنس جامعه‌اي است كه در آن زندگي‌ مي‌كنيم و ارزش‌هايش مانند ارزش‌هاي حاكم بر جامعه است. مهم‌ترين ارزش جامعه ما پول است و به همين دليل علي باقي مي‌ماند.

گفتني است اين جلسه به همت كانون فيلم و عكس دانشگاه آزاد اسلامي همدان برگزار و در پايان آن با اهداي لوح و هديه‌اي توسط الماسی مدیر روابط عمومی دانشگاه و احسان کاوسی مسئول معاونت فرهنگی دانشگاه از مسعود كرامتي تقدير شد و امیر حسین سمایی، میثم حبیبی، زکریا سلیمانی، علی وزینی، الهام صادقیان، شیلا فاتحی، شهرام طالبی، مژگان سعادتمندی، میلاد محمدی، پوپا پیری از مسئولان برگزاری این مراسم بودند.

در پایان توسط الماسی، کرامتی و کاوسی از دانشجویانی که ترم های قبلی با این کانون همکاری داشته بودند، با اهدای جوایز تقدیر شد.

 

حاشیه ها:

مراسم زودتر از زمان اعلام شده، آغاز گردید.

مسعود کرامتی با نیم ساعت تاخیر وارد سالن شد و هنگامی که وارد شد سالن تاریک بود و فیلم باغ های کندلوس در حال نمایش بود.

عکسهای پشت زمینه (بکگراند) مسعود کرامتی، عکسی از وی در جشنواره 23 فیلم کودک بود که توسط عکاس سینما روز «علی وزینی» گرفته شد و نام وی و سایت سینما روز نیز در پرده نمایش به چشم می خورد. گفتنی است علی وزینی از عکاسان و نویسندگان سایت سینما روز یکی از اعضای کانون فیلم و عکس این دانشگاه است که دو سال است با این کانون همکاری دارد.

نشریه توزیع شده ای این کانون با نام «کانون88» دارای غلط های زیادی بودکه ظاهراً مربوط به برنامه قبلی این کانون بوده است.همچنین این شماره از نشریه مورد استقبال دانشجویان واقع نشد و روی زمین افتاده بود.

محمد حسین شهباززاده مدیر تولید فیلم ترانه کوچک در گفت و گوی کوتاهی با سینما روز گفت: «کاش تبلیغ های این مراسم رنگی چاپ می شد»

مسعود کرامتی در خصوص فیلمش گفت: هنوز داغم و نمی دانم درباره ترانه کوچک من چه بگویم؟ اما ساعت یک و نیم نیمه شب فیلم را تمام کردیم و همه عوامل به تهران برگشتند و من به خاطر شما امروز هم در همدان ماندم.

تعداد عکاسان از خبرنگاران در سالن بیشتر بود.

هومن ذبیحی بازیگر نقش اول فیلم تابستان عزیز به کارگردانی امیر شهاب رضویان نیز در سالن حضور  داشت.

همزمان شدن بای پاس همدان با راه آهن باعث شده بود اکثر خبرنگاران خبرگزاری ها در بازی پاس شرکت کنند و علی رغم دعوت از آنها نتوانستند مراسم کرامتی را پوشش دهند.

بازار عکس یادگاری با کرامتی داغ بود.

از حاشیه های جالب مراسم، تقدیر از عوامل کانون فیلم و عک و دانشجویان سابق این کانون بود که تقدیر آنها توسط کرامتی انجام شد.

کرامتی گفت در همدان هیچ چهره و استعداد برای بازیگری را ندیدم.

وی همه  دانشجویان را دعوت کرد که از روستای یلفان و پشت سد اکباتان محل فیلمبرداری ترانه کوچک من دیدن نمایند.

موتمن پس از پایان مراسم در جمع خصوصی اعضای کانون فیلم و عکس دانشگاه آزاد همدان حاضر شد و 45 دقیقه با آنها گپ و گفت داشت.

کرامتی حضور بازیگران و کارگردان سینمای ایران را در این جمع فوق العاده دانست و برگزاری ورک شاپ های یک-دو روزه را بی فایده دانست و گفت اگر هم حرکتی می خواهید بکتید، خودتان انجام دهید و نیازی به حضور من نوعی نیست.

مطلب طنزی به قلم علی وزینی با عنوان «اندر کرامات کرامتی» توسط وی به کرامتی تقدیم شد که بیوگرافی مسعود کرامتی را به شرح ذیل آورده بود که با استقبال کرامتی روبرو شد.

 

 

اندر کرامات کرامتی

گل جوان «علی وزینی»

آن قبله سینمای کودک، آن صانع ترانه کوچک، آن یار و یاور جشنواره، آن یادگار سفر به چزابه، آن همه کاره سینما، آن صاب خانه ما، آن خواننده و کارگردان، آن گوینده و عروسک گردان، آن فعلاً پرکار و قبلاً کم کار، آن آکتور بی گناهان ماندگار، آن چهره هر عادله، آن داور هر مسابقه، آن شیر مرد نامی، شیخنا و مولانا مسعود کرامتی-حفظ ا... من الشر- کارگردان، دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر، عروسک گردان، تهیه کننده، فیلمبردار، دستیار فیلمبردار، آنوس ساز، مشاور، امور فنی، خواننده و گوینده ی سینماتوغرافی قابل بود و به انجام هر کاری مایل.

در ابتدای کار او آورده اند چون به دنیا آمد طلب عروسک کرد و بدو دادند و خندید و به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و آن را صد و سی و یک بار دور سر خود چرخانید و نقل است پشت لبش سبز نشده به دانشکده هنرهای زیبا رفت و مدرک نمایشی گرفت تا آنچه می سازد بر اصول باشد برای کودکان، پس کارش به تئاتر افتاد و با خاله ی مهربانی چون مرضیه بروند-حفظ ا... علیها- آشنا شد و عروسک گردان شهر موش ها گشت و به آرزوی دوران طفولیت رسید و این از کرامات بود.

و نقل است آنقدر به کودک علاقه مند بود که در گلنار به گویندگی پرداخت و طاقت نیاورد و پاتال و آرزوهای کوچک را ساخت و چون از فیلمنامه نویسی خوشش آمد فیلمنامه مدرسه پیرمردها را نوشت و سرانجام طاقتش تمام گشت و در مجنون عمو رسول-رحمت ا... علیه- به بازی مشغول شد.

و حکایت ها این چنین است که فیلم های بسیار ساخت و کارهای سینمایی فراوان و فی النهایت به جعبه جادو آمد پس چشم از این لطف پر آب گشت و او را مدتی جو در تسخیر خویش قرار داد و به قول بچه ها جوگیر شد و آنقدر در تلویزیون ماند و خانه بساخت که از قضایای روزگار یکی از آنها خانه ما بود که تکرارش به صدها بار رسید تا آنجا که آورده اند مردم تمام قسمت ها و دیالوگ های فیلم را از بر شدند و عده ای نیز به آن معتاد.

و آورده اند که جشنواره فیلم های کودک در بلاد همدان برگزار گشت و پای شیخنا به داوری باز شد و سه سال در هگمتانه لنگر بیانداخت تا سرانجام یادش آمد که کارگردان کودک است و باید فیلم بسازد که متاسفانه از یادش رفت و نقل است از او علت آمدن به همدانش را پرسیدند که مولانا پاسخ بداد و گفت: «اگر این جا هستم به خاطر لبخند حداقل چهار کودکی است که در سالن نشسته اند و حاضرم به خاطر آن ها سینه خیز هم به جشنواره بیایم» و او را این گونه کلمات عالی بود و چون جشنواره بیست و سوم نیز به پابان رسید یادش آمد که باید فیلم می ساخته که این بار ساخت و ترانه کوچک من را در یلفان کلید زد و همچنان در حال ور رفتن با آن کلید است که به فجر و کودک برساند تا شاید سیمرغ و پروانه ای را نصیب خود سازد.

و در آخر کارش آورده اند همواره از وضع سینمای کودک نالان بود پس عزرائیل بر او وارد گشت.پس شیخنا گفت: «فرصتی ده تا طراحی و عکاسی نیز تجربه کنم» و این گونه جان به در برد.

_________________________________________________________

عکس ها: علی وزینی

منبع: سینما روز
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+
حضور بازیگران کودک و نوجوان در سینماروز

سلام.

سایت خبری تحلیلی سینما (سینما روز) در یکی از آخرین مطالب خود به گزارش خود در باره حضور بازیگران کودک و نوجوان به دعوت رادیو کودک و نوجوان در غرفه سایت سینما روز واقع در نمایشگاه رسانه های دیجیتال پرداخته است. 

در ادامه این گزارش را با هم می خوانیم:

سینما روز_محمدرضاطارمی: همزمان با روز جهانی کودک و هشتمین روز جشنواره رسانه های دیجیتال،نیکی نصیریان،پریامردانیان،سهندجاهدی ومتین حیدری نیا،مهمانان غرفه سینماروز بودند.

Image

حضور ستاره های کوچک سینما و تلویزیون کشور در غرفه سینما روز،حال و هوای خاصی را به وجود اورد و کودکان و نوجوانان بسیاری با حضور در کنار این بازیگران،لحظات شاد و مفرحی را سپری کردند.

نیکی نصیریان،مثل همیشه دوست داشتنی و سروقت به همرا پدر و مادرش در غرفه حاضر شد و از اولین سال حضورش در مدرسه برای ما گفت:من خیلی خوشحالم که به مدرسه میرم.ادم سواد یاد می گیره و من میخوام دکتر بشم.هم کلاسی هام خیلی با من مهربون هستند.با من خوب برخورد می کنند.بعضی هاشون منو هول میدن و برای همین، الان تو راهروی مدرسه بازی می کنم.

در حال گفتگو،نیکی به عکس های موجود در غرفه ما نگاه می کند و باذوق می گوید:اون یکی رو می شناسم.اقای کیانیان.اونم بابک...حمیدیان.اقای داوود رشیدی که انگار پدر بزرگ من هستند و خیلی دوسشون دارم و ایشونم حمید جبلی هستند.

نیکی در ارتباط با اخرین فعالیتش اینگونه تعریف می کند:بی ستاره را خیلی دوست دارم.روز اخر،ناراحت بودم.از اینکه کارم تموم شده بود.اما دوست داشتم هرچی زودتر تموم بشه،اخه دلم واسه داداشم تنگ شده بود.اخرین روز هم رفتم کنار دریا و ماسه بازی کردم.

نیکی خطاب به هم سن و سال های خودش،به مناسبت روز جهانی کودک گفت:ایشاا.همیشه خوب و سلامت باشن.

مادر نیکی هم از حضورش در بی ستاره ابراز خرسندی کرد و گفت که الان بیشتر حواسش به بازیگری هست تا درس و تکلیف. 

دومین مهمان کوچک ما،پریامردانیان بود که به همراه مادرش،به غرفه امدند.داستان پاییزی،کلانتر،شهر فرشتگان،سرزمین کهن و چهل سالگی،اثاری است که پریا بازی کرده است.

پریا در ارتباط با فیلم هاش اینطور میگه:سرزمین کهن،کار اقای تبریزی که ایشان کارگردان بسیار بزرگی هستند و من نقش یک دختر اشراف زاده رو بازی می کنم.کلانتر،کار دوم من بود که برای اون بسیار هیجان زده شدم.شهر فرشتگان هم که کار اقای مقدس بود و من با ان در جشنواره فیلم همدان امسال شرکت کردم.

پریا،درباره ی درس خواندن و بازیگری گفت:من درسم را می خونم و کنار اون،بازیگری رو هم دوست دارم.هم کلاسی هایم هم می خواهند بازیگر بشوند و من چندتای ان ها را به دفاتر سینمایی معرفی کرده ام.بچه ها اگه میخوان بازیگر خوبی بشن،باید درسشونو خوب بخونن.او در ارتباط با برنامه های مورد علاقش و کلامی با هم سن و سال هایش گفت:فیتیله و عمو پورنگ رو خیلی دوست دارم.کارتون حنا،دختری در مزرعه و فوتبالیست ها رو هم دوست دارم.از دوست هام میخوام الان که بیماری انفولانزا اومده،خیلی مراقب خودشون باشن.

مادر پریا،به استعداد فوق العاده ی اون توی درس اشاره می کنه و امیدوار هست تا پریا،کنار درسش،بازیگر خوبی هم بشه. 

سهند جاهدی و متین حیدری نیا که خیلی از بچه ها الان اون هارو با برنامه عموپورنگ می شناسن،باهم وارد غرفه می شوند و مانند برنامه عموپورنگ،خوش خنده و شاد هستند و یکی یکی،به سوالات ما پاسخ می دهند.

سهند از کارهاش برای ما میگه:الان یه تله فیلم دارم که تو اون با خانم یکتا ناصر و اصغر همت همبازی بودم.یک وجب از اسمان هم که در حال اکران است و سریال روزهای زیبا و مدرسه ما رو در حال پخش از تلویزیون دارم.متین هم میگه:سریال به کجا چنین شتابان و فیلم مسیر عشق،اخرین کارهای من هستند.

از حضورشون تو عمو پورنگ در مقایسه با سینما و تلویزیون می پرسیم و اون ها میگن:کارکردن توی همشون رو دوست داریم و مهم کیفیته.اما انگار علاقه متین به حضور در برنامه های زنده برای اجرا از سهند بیشتره و میگه:از اینکه تو کار عمو پورنگ هستم،برای من بهتر و خوشحال کننده تر از سریال و فیلمه.سهند هم پاسخ میده:از اینکه تجربه ام بیشتر می شود،راضی هستم و علاقه ی خاصی به عمو پورنگ دارم.درحالیکه تاتر هم بازی کرده ام.

هردوی اون ها میگن که از عمو پورنگ نوعی خط مشق برای اجرا می گیرن و از کارشون لذت می برن.سهند و متین،هردو علاقه خاصی به درس دارن و همچنین خطاب به دوست های هم سن وسالشون میگن:درس مهم تر هست و باید کنارش بازی هم کرد.ضمن اینکه حضور تو برنامه عمو پورنگ،باعث انگیزه بیشتر ما برای درس خوندن میشه.اگه بچه هاهنوز بازیگر نشده اند،بیشتر به درسشون توجه کنن و به دنبال کار ی برن که احساس می کنن توی اون موفق هستن براش تلاش کنند.

پدر متین،در ارتباط با اینده ی پسرش میگه:متین،یکی از اشخاص بزرگ سینمای ایران خواهد شد.من و مادرش همواره سعی کردیم راه رو براش هموار کنیم.حالا متین تصمیم می گیره و ما راهنماییش می کنیم.همان طور که با برادرش مجید برخورد کردیم و اون الان خیلی موفقه.ضمن اینکه توکل می کنیم به خدا و همه چیز رو به دست اون می سپاریم.من اینجا از اقایان امیر فیضی،سعید اقاخانی،اقای علیپور،عباس رافعی،ابوالقاسم طالبی،مهدی مظلومی،اصغر فرهادی و خانم ها مهوش صبر کن و مریلا زارعی تشکر می کنم.

پدر سهند هم ضمن تاکید بر درس متین و تحصیلش در یک رشته ی خوب،میگه:اول درس،بعد سینما.همه چیز را به خدا می سپاریم و امیدوارم سهند با این استعدادی که دارد،در اینده موفق شود.من هم از اقایان جواد مزد ابادی،ابوالحسن داوودی،داوود دانشور و علی وزیریان تشکر می کنم. در ادامه،متوجه حضور جناب اقای محسن رضایی در مصلی می شویم و ایشان با حضوری کوتاه مقابل  سینما روز وگفتگویی بسیار کوتاه با حاضرین در غرفه،ضمن اروزی موفقیت و پیشرفت برای سینما روز،از حضورشان در سومین دوره ی نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال ابراز خرسندی می کنند.ضمن اینکه بچه های رادیو کودک و نوجوان،اقای محمد پورصادقی هم در غرفه حضور داشتند و به گفتگو با مهمان ها پرداختند.

 


دوستان عزیز گزارش و عکسهای اختصاصی رادیو کودک و نوجوان را می توانید در شماره آبان مجله سبزینه بخوانید
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+
اندر کرامات کرامتی-طنز

اندر کرامات کرامتی


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%205.jpg
عکس: علی وزینی


گل جوان «علی وزینی»


آن قبله سینمای کودک، آن صانع ترانه کوچک، آن یار و یاور جشنواره، آن یادگار سفر به چزابه، آن همه کاره سینما، آن صاب خانه ما، آن خواننده و کارگردان، آن گوینده و عروسک گردان، آن فعلاً پرکار و قبلاً کم کار، آن آکتور بی گناهان ماندگار، آن چهره هر عادله، آن داور هر مسابقه، آن شیر مرد نامی، شیخنا و مولانا مسعود کرامتی-حفظ ا... من الشر- کارگردان، دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر، عروسک گردان، تهیه کننده، فیلمبردار، دستیار فیلمبردار، آنوس ساز، مشاور، امور فنی، خواننده و گوینده ی سینماتوغرافی قابل بود و به انجام هر کاری مایل.

در ابتدای کار او آورده اند چون به دنیا آمد طلب عروسک کرد و بدو دادند و خندید و به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و آن را صد و سی و یک بار دور سر خود چرخانید و نقل است پشت لبش سبز نشده به دانشکده هنرهای زیبا رفت و مدرک نمایشی گرفت تا آنچه می سازد بر اصول باشد برای کودکان، پس کارش به تئاتر افتاد و با خاله ی مهربانی چون مرضیه بروند-حفظ ا... علیها- آشنا شد و عروسک گردان شهر موش ها گشت و به آرزوی دوران طفولیت رسید و این از کرامات بود.

و نقل است آنقدر به کودک علاقه مند بود که در گلنار به گویندگی پرداخت و طاقت نیاورد و پاتال و آرزوهای کوچک را ساخت و چون از فیلمنامه نویسی خوشش آمد فیلمنامه مدرسه پیرمردها را نوشت و سرانجام طاقتش تمام گشت و در مجنون عمو رسول-رحمت ا... علیه- به بازی مشغول شد.

و حکایت ها این چنین است که فیلم های بسیار ساخت و کارهای سینمایی فراوان و فی النهایت به جعبه جادو آمد پس چشم از این لطف پر آب گشت و او را مدتی جو در تسخیر خویش قرار داد و به قول بچه ها جوگیر شد و آنقدر در تلویزیون ماند و خانه بساخت که از قضایای روزگار یکی از آنها خانه ما بود که تکرارش به صدها بار رسید تا آنجا که آورده اند مردم تمام قسمت ها و دیالوگ های فیلم را از بر شدند و عده ای نیز به آن معتاد.

و آورده اند که جشنواره فیلم های کودک در بلاد همدان برگزار گشت و پای شیخنا به داوری باز شد و سه سال در هگمتانه لنگر بیانداخت تا سرانجام یادش آمد که کارگردان کودک است و باید فیلم بسازد که متاسفانه از یادش رفت و نقل است از او علت آمدن به همدانش را پرسیدند که مولانا پاسخ بداد و گفت: «اگر این جا هستم به خاطر لبخند حداقل چهار کودکی است که در سالن نشسته اند و حاضرم به خاطر آن ها سینه خیز هم به جشنواره بیایم» و او را این گونه کلمات عالی بود و چون جشنواره بیست و سوم نیز به پابان رسید یادش آمد که باید فیلم می ساخته که این بار ساخت و ترانه کوچک من را در یلفان کلید زد و همچنان در حال ور رفتن با آن کلید است که به فجر و کودک برساند تا شاید سیمرغ و پروانه ای را نصیب خود سازد.

و در آخر کارش آورده اند همواره از وضع سینمای کودک نالان بود پس عزرائیل بر او وارد گشت.پس شیخنا گفت: «فرصتی ده تا طراحی و عکاسی نیز تجربه کنم» و این گونه جان به در برد.



بازتاب خبری حضور او در همدان:
روزنامه بانی فیلم - پنجشنبه 16 مهر 88

http://img2.tinypic.info/files/r8su00dii8eys735xha2.jpg



[ از طنزهای من چه خبر؟ ]
+
خسته نباشم...
خدا رو شکر مراسم کرامتی رو خیلی خوب برگزار کردیم

اما حضور دوستان خبرنگار خیلی کم بود مگر جناب استاد سپهر و خانم اهور و آقا پیام گل و البته خودم

عکاس هم سه تا بودیم یکی برای معاونت یکی برای کانون یکی برای سینما روز و کانون که خودم باشم

مهر ماه این اواسط خیلی خوب شد

تماس فرت


[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+
تقدیر از مسعود کرامتی



http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/keramati-%20taghdir.jpg

سینما روز - علی وزینی: مراسم تقدیر از مسعود کرامتی کارگردان سینمای کودک همراه با نمایش و نقد و بررسی فیلم باغ های کندلوس به کارگردانی ایرج کریمی به همت معاونت فرهنگی دانشگاه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان برگزار خواهد شد. 

این مراسم در تاریخ سه شنبه مورخ 14 مهرماه 1388 در دانشکده مهندسی شهید
عباسپور این دانشگاه برگزار می گردد و  ورود برای همه دانشجویان این دانشگاه آزاد می باشد. مسعود كرامتي متولد 1335 تهران، فارغ التحصيل هنرهاي نمايشي از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را سال 1355 با تئاتر آغاز كرد. نخستين تجربه او در سينما عروسك گرداني در فيلم «شهر موش ها» ساخته مرضيه برومند و محمدعلي طالبي است. كرامتي سال 1371 مؤسسه سينمايي «كارنامك» را تأسيس كرد. وی در سی و سومین جشنواره فیلم رشد برای فیلم فیلم های «روز کارنامه» و «کودکانه» جایزه ویژه بهترین کارگردانی و برای فیلم «روز کارنامه» پروانه زرین بهترین کارگردانی فیلم از هفدهمین جشنواره فیلم کودک اصفهان را نیز از آن خود کرده است. همچنین وی در بیست و سومین جشنواره فیلم های کودک و نوجوان همدان نیز سمت داوری جشنواره را بر عهده داشته است.
او علاوه بر کارگردانی فیلم های «ترانه کوچک من» (
۱۳۸۸)، «روز کارنامه»
(
۱۳۸۱)، «کودکانه» (۱۳۸۱)، «مرغابی وحشی» (۱۳۷۰) و «پاتال و آرزوهای
کوچک» (
۱۳۶۸) و سریال «خانه ما» و بازیگری فیلم های «دوزخ، برزخ، بهشت»
(
۱۳۸۷)،  «باغهاي كندلوس» (۱۳۸۳)، «سفر به چزابه» (۱۳۷۴)، «پناهنده»
(
۱۳۷۲)، «مجنون» (۱۳۶۹)، «ميهمان ناخوانده» (۱۳۶۷) و سریال های مختلفی
همچون «بی گناهان» در مقام های دیگری به شرح زیر فعالیت داشته است:
دستيار كارگردان : دزد عروسك ها (
۱۳۶۸) و افق (۱۳۶۷) - نويسنده: روز
كارنامه (
۱۳۸۱)، كودكانه (۱۳۸۱)و  آينه و مرداب (۱۳۷۴) - بازنويسي
فيلمنامه: مرغابي وحشي (
۱۳۷۰) - مشاور فيلمنامه:  مدرسه پيرمردها (۱۳۷۰)
- بازيگر عروسكي: شهر موش ها (
۱۳۶۴) - تهيه كننده: مجنون (۱۳۶۹) -
فيلمبردار: آينه و مرداب (
۱۳۷۴) - دستيار فيلمبردار: گاويار (۱۳۶۶) -
خواننده:  پناهنده (
۱۳۷۲) - گوينده عروسكي: گلنار (۱۳۶۷) - ساخت آنونس:
الو!الو! من جوجوام (
۱۳۷۳) - امور فني: شهر موش ها (۱۳۶۴).



[ از ديگران چه خبر؟ ]
+
این مهر ماه لعنتی...88
این روزها روزهای اول دانشگاه و ترم جدبد است

کلاس ها خوب اند بچه ها از اون ها بهتر و اساتید یکی از یکی گل تر

خوشبختنانه این ترم اینطور شد


عده ای هم نمی فهمند و می خندد

همیشه یک کاری می کنم

بد پشیمان میشم که چرا اون کار رو انجام دادم


دیروز هم ملایر بودیم سر فیلم آقای ابراهیم فروزش با پیام

مدیر تولیدش از بچه های ملایره آقای طائمه که مدیر تولید اخراجی ها و آناهیتا هم هست

باهم رفیق شدیم بنده خدا اوردمون و برگردوندمون و ماشینشو در اختیارمون قرار داد و ناهار هم مهمونش بودیم

کلی شرمندش شدیم

کار فروزش خیلی خوب بود و بچه های فیلم هم یکی از یکی صمیمی تر

محسن تنابنده هم استقلالیه اما من پرسپلسی یا بهتر بگم ضد استقلال

پیام هم استقلالیه

سه تایی سر تیم باهم دعوا می کردیم و تنابنده و پیام خیلی از استقلال طرفداری

و پیگیر مسابقات پاس هم هست

باهم درباره ممنوع الکار بودنش صحبت کردیم

اندیشه فولادوند هم

البته دختر با حالی بود آشنایی خوبی بود  و باهم رفیق شدیم به قول پیام

دوباره قراره بریم پیششون و درباره یک چیزهای مهم صحبت کنیم یعنی مصاحبه اش

این روزها از اشکان شکوری بی خبرم  و دلم واسش تنگ شده

هومن هم جو فیلمسازی داره و بچه خوبیه...

سر این دو کار با خیلی ها رفیق شدیم عزیزانی چون:

آقایان شهباززاده-علی سمیعی - کرامتی - طائمی - فروزش - امیر عباسی - تنابنده-مددی - زیاران

و خانم ها اندیشه و بهناز

بگذریم

به امید روزهای خوب که مهرم را خراب نکنند

آخرین جمله هم با یک بیت از شعر خواهر انیشه فولادوند تقدیمتون می کنم که البته سیگارش به من مریوط نمیشه شعری اصلی سیگار پشت سیگاره که من به دیوار پشت دیوار تغییر دادم

خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد

یک مارک بی خریدار         دیوار  پشت دیوار






شماره ی جدید نشریه ی تخصصی فیلم کوتاه، ویژه ی جشنواره ی بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان همدان؛ منتشر شد. در این شماره می خوانید:

تازه های تولید، کابوس های کودکی: نگاهی به آثار تیم برتون و چند فیلم کوتاه او، بادکنک قرمز جاودانه ی آلبرت لاموریس، این سو و آن سوی دوربین: کودکیِ فیلمساز، فیلمسازِ کودک. گفت و گو با سیروس حسن پور...  یادی از مهرداد فخیمی فخر سینمای ایران و ...

با تشکز از وبلاگ خانم مهتریان


این روز و شب های مهر فقط میشه فرار از زندان و شمس العماره و مسافر زمان را دید




[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+
بزودی دو سورپرایز
بزودی مصاحبه من با اندیشه فولادوند بازیگر فیلم ستاره ها و سربازهای جمعه را می خوانید

همین جا بزودی

مصاحبه جنجالی من با محسن تنابنده در خصوص ممنوع الکار بودن او می خوانید

بزودی

همین جا

و



يكشنبه 12 مهر 1388 11:21:26             شماره‌ خبر :472583
بازيگر نوجوان يك وجب از آسمان:

دوست داشتم «يك وجب از آسمان»

 را بين فقرا تقسيم كنم

گروه خبرنگاران افتخاري / علی وزینی: «سهند جاهدی» بازيگر نوجوان فيلم يك وجب از آسمان در خصوص نقش خود در اين فيلم گفت: دوست داشتم يك وجب از آسمان را بين فقرا تقسيم كنم.

«سهند جاهدی» بازيگر نوجوان فيلم «يك وجب از آسمان» در گفت‌وگو با خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در همدان در خصوص نقش خود در اين فيلم گفت: نقش پسری به نام محسن را بازی می‌كنم كه در خانواده‌ای فقير زندگی می‌كند و با فرشته‌ای آشنا می‌شود و از او درخواست يك وجب از آسمان را می‌كند و فرشته نيز حاجت او را می‌طلبد، اما افرادی ثروتمند تلاش می‌كنند تا اين يك وجب از آسمان را از او بگيرند كه محسن با آن‌ها مبارزه می‌كند.

وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اينكه كه آيا واقعا دوست‌داشتی اين يك وجب از آسمان مال تو باشد، گفت: بلی، خيلی زياد من هم دوست داشتم اين يك وجب از آسمان مال من بود، حتما دوست داشتم يك وجب از آسمان را بين همه فقرا تقسيم می‌كردم.

بازيگر سريال مدرسه ما و عيد امسال افزود: شايد در زمان فقر و نياز تصميم ديگری می‌گرفتم اما دوست داشتم آن را بين همه تقسيم می‌كردم.

 جاهدی:
حضور من در اين كار سينمايی تجربه خوبی بود و به من كمك كرد تا بتوانم از آن فيلم به بعد در بازی‌هايم پيشرفت كنم و از اين به بعد شخصيتی كه در مقابلم بازی می‌كند برايم مهم است

سهند جاهدی گفت: حضور من در اين كار سينمايی تجربه خوبی بود و به من كمك كرد تا بتوانم از آن فيلم به بعد در بازی‌هايم پيشرفت كنم و از اين به بعد شخصيتی كه در مقابلم بازی می‌كند برايم مهم است.

يادآوری می‌شود، فيلم يك وجب از آسمان ساخته «علی وزيريان» با موضوع ماورانه و دينی و مضامين معنوی همينك در حال اكران است. فيلم سينمايی «يك وجب از آسمان» با بازی بهروز بقايی، لادن طباطبايی، علی سليمانی و سعيده عرب داستان نوجوانی است كه يك شب فرشته‌ای با او ملاقات می‌كند و تكه‌ای از بهشت را به او می‌دهد، اما افرادی تصميم می‌گيرند با سودجويی تكه بهشت را از او پس بگيرند.

وزيريان پيش از اين فيلم سينمايی «خدا نزديك است» را كارگردانی كرده است.

  
 
   استفاده از این خبر ، با ذکر منبع بلامانع است.



[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+
متن کامل گفت و گو با بهناز جعفری

گفت و گوی اختصاصی من با «بهناز جعفری»

تحصیلات در سینما هیچ تاثیری ندارد!!



سینما روز _  علی وزینی: بهناز جعفری بازیگر 35 ساله سینما، تئاتر و تلویزیون، چندی پیش  بازی اش  در فیلم «ترانه کوچک من» به کارگردانی «مسعود کرامتی» به پایان رسید و سریال «عبور از پاییز» با بازی وی نیز در ماه رمضان بخش گردید.

بهناز جعفری در سال 1353 در تهران متولد شد و مدرک ليسانس نمايشي خود را از دانشگاه آزاد گرفت و برای اولین بار، در سن بیست سالگی با ايفاي نقش كوتاهي در فيلم «روسري آبي» به كارگرداني «رخشان بني اعتماد» توانست خود را به سینمای ایران معرفی نماید و تا کنون در 18 فیلم بلند سینمایی حضور یافته است. جعفری برای بازی کوتاهش در فیلم "خانه ای روی آب" بهمن فرمان آرا ، از بیستمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را از آن خود کرد.از دیگر کارهای درخشان او می توان به «آب و آتش»، «نگین»، «چند تار مو» و «تهران ساعت هفت صبح » اشاره کرد که نشان از توانمندی های وی در این عرصه است.

فعالیت های سینمایی وی، بازی در فیلم جدید کرامتی،سریال مناسبتی رمضان،اجرا در برنامه های رادیویی،حضور در ژانر کودک و روز ملی سینما هرکدام به تنهایی می توانست سوژه اصلی مصاحبه ما با این هنرمند توانمند کشورمان  باشد که تنها با اشاره ای کوتاه به هرکدام با وی گفت و گویی انجام دادیم:

چطور شد در فیلم «ترانه کوچک من» بازی کردید؟

مثل همه فیلم ها، آقای کرامتی هم با من تماس گرفتند و کار را پذیرفتم.هنگامی که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم فیلمنامه دوست داشتنی و لطیفی دارد.در واقع هیچ بحث افلاطونی و عجیب و غریبی نداشت.یک نا کجا آباد دوست داشتنی بود که خیلی خوشحالم کرد و آن را پذیرفتم.

و از اینکه فیلم در همدان بود چه احساسی داشتید؟

این که فیلم در شهرستان باشد و فضایی خارج از فضای تکرایی تهران را داشته باشد برای من خیلی راحت تر است.گاهی وقت ها که در شهرستان قدم مزنم احساساتی که از مردم آن شهر دارم احساسات خیلی متفاوتی است . در همدان هم وقتی یک بار به بازار شهر رفتم احساس امنیت خوبی داشتم مردم راحت و ریلکس و خونگرمی بودند و خیلی کتابی صحبت می کردند و برایم جالب بود.اما ظاهراً غذای خاصی ندارد و فقط تعریف آبگوشت لالجین همدان را شنیدم.لالجین واقعاً شهری خیلی زیبایی بود که با آن روبرو شدم.از لالجین سفال خریدم.واقعاً سرزمین مادها و شهر هگمتانه زیباست.

تجربه دو کار سینمایی در ژانر کودک را داشتید، آیا در همین ژانر فعالیت دیگری را داشته اید؟

کار کودک را قبلاً تجربه کردم اما اینکه سینمایی باشد فقط همین دو کار بوده است.من عاشق کار کودک ام.مدت ها اعلام کرده ام در آن تایمی که جشنواره فیلم و ئتائر کودک در همدان و اصفهان برگزار می شود دنبال کسانی می گردم که مرا به این جشنواره ها وصل کنند و خیلی دوست دارم با بچه ها کار کنم چون احساس می کنم نسبت به بچه ها همانطور که باید توجه شود،توجه نمی شود.من حتی حاضرم در آن ایامی که جشنواره برگزار می گردد فقط بیایم و برای بچه ها داستان بخوانم و نه ادعایی داشته باشم نه داوری و نه هیچ چیز عجیب و غریبی! دوست دارم به سادگی به بچه ها وصل شوم.چون هنوز ما از بچه ها دور و بی بهره ایم و به نظر من چیزهایی که هم اکنون به بچه ها آموخته می شود آنقدر غنی و خوب و کافی نیست.

خب با این همه علاقه و عشق به کودک،چرا سال گذشته در جشنواره فیلم کودک به همدان نرفتید؟ با وجود اینکه فیلم هم داشتید؟

وای... به خدا سر فیلم بودم.آقای فروزش و سبط احمدی بارها از من خواستند که به جشنواره بروم.اینقدر دوست داشتم که حتی حاضر بودم صبح بیایم و شب برگردم اما چون تله فیلم باید زود جمع می شد و به پخش می رسید نرسیدم و نتوانستم در جشنواره حاضر شوم.

در همین فیلم «زمانی برای دوست داشتن» نقش یک معلم دلسوز را داشتید که حاضر می شود به برادر معول شاگردش درس بدهد و به خانه آنها برود. به نظر شما نقشتان کمی غیر باور پذیر نبود؟بازیگران کودک فیلم که زیاد نمی پذیرفتند!

خوشبختانه چون هنگام فیلمبرداری بچه های کودک فیلم به مدرسه می رفتند یکسری چیز ها را با آن ها چک می کردم.مثلاً می پرسیدم وقتی من سر شما جیغ می زنم, معلم واقعی شما چطوری جیغ می زنند؟ و می گفتند نه بیشتر جیغ می زنند و خیلی جدی تر است!تو خیلی مهربان هستی! به همین خاطر فکر می کنم معلمی که آقای فروزش انتخاب کرده بودند معلم ویزه ای بود.معلمی با احساسات رقیق و شجاع بود که نمونه اش را در تهران شلوغ امروزی کمتر پیدا می کنیم. معلمی دلسوز که با این همه دغدغه که در تهران وجود دارد و آدم کمتر به خودش وقت رسیدگی پیدا می کند حالا بخواهد به دیگران هم برسد،نادر است.یه همین خاطر کمی عجیب و غریب و غیرقابل تصور است ولی فکر می کنم حق با شماست.من خودم فیلم را دوبار دیدم و به نظرم در جاهایی کاسه داغ تر از آش شده بودم اما با شناختی که از آقای ابراهیم فروزش داشتم می دانستم که همین چیزی می خواهد و یک معلم دلسوز مهربان می خواهد نه یک معلم ساده.

نظرتان در خصوص بازیگران کودک همین فیلم بگویید؟

«علی شادمان» واقعاً یک پدیده و بسیار موثر است.علی شادمان پسری بود که برای ما کلیه و دمنه می خواند و از این کارهایش شعف زده بودم . آروزی من این است اگر روزی مادر شدم واقعاً خودم را تعطیل کنم و همه زندگی خود را صرف بچه ام نمایم.هر چند ناشدنی است ولی باید کار کرد و از زندگی هم در کنار آن فاصله نگرفت.بهتر بگویم رویایی است اما ایده آل.«محراب رضایی» هم یک پسر بچه فوق العاده باهوش متمرکز بود و خیلی نسبت به علی شادمان که با منطق پیش می رفت و حرفه ای تر شده بود، رهاتر بود و برای بازی راحت تر تحریک می شد و در صحنه ها به اجرا می آمد.کلاً بچه های خیلی خوبی بودند.کار با بچه ها برای هر آدم بزرگی هرچند وقت یکبار لازم است که بتواند از خارها و خاشاکی که به خود گرفته اند هرس شوند.واقعا برای من خیلی تجربه خوبی بود.

بازيگران كودك پس از مدتي كار را رها مي‌كنند و ديگر ادامه نمي‌دهند و خود شما تجربه‌اي داشتيد؟

من قبل از دانشگاه پي‌گير كارهاي تلويزيون و كارتون نبودم اما خودم گريزي به كلاس‌هاي خانم گلاب آدينه زدم. راه من با يك بچه فرق دارد و بچه‌ هنوز شكل نگرفته و نمي‌تواند خودش را در سينماي بي هويت ما پيدا كند. اگر بچه‌اي استعداد هم داشته باشد در روند بلوغ تغيير مي‌كند و آرزوهايش متفاوت خواهد بود. اگر سينماي ما ايمني خاطر را حفظ مي‌كرد قطعا بستر خوبي بود اما غول‌هاي سينما هم اين امنيت را ندارند چه برسد به بچه‌هايي كه خوشبختانه پدر و مادرشان آنها را مجبور به حضور در شغل ديگري مي‌كند.

زماني براي دوست داشتن كار خوبي در حوزه كودك بود. فيلم كرامتي را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

فيلم كرامتي فيلم ساده‌اي است و فكر مي‌كنم تماشاگر خاص دارد و ژانر لطيفي دارد كه مخاطب در آن به آرامش برسد. نمي‌دانم كار او چقدر موفق خواهد بود اما فضاي فيلم، فضاي غريبي است. معتقدم بايد به كار دل داد.

وضعيت كارهاي كودك را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

بحث كودك چيزي است كه كسي به آن اهميت نمي‌دهد. سني است كه سريع مي‌گذرد. بچه‌هاي ما هنوز نمي‌دانند فرق ويولون و ويولون سل چيست. مگر اينكه خانواده‌اي او را به كلاسي بفرستد. هوش موسيقيايي، به بچه ذهن رياضي فيزيكي مي‌دهد و مي‌شود از پايه و بنياد كار را با بچه‌ها به سلامت پيش برد. مشكل آن نگفتني است و اگر من بستر كاري فراهم شود حاضرم فقط براي آنها كتاب بخوانم و اين فكر مي‌كنم صميمانه‌ترين كاري است كه مي‌توانم انجام دهم.

وضعيت سينماي شهرستان‌ها چطور است؟

هنرمندان شهرستاني كمي با تهراني‌ها فاصله افتاده‌اند. بايد از هنرمندان بزرگ دعوت كرد تا ورک شاپ هایی را برگزار كنند و رابطه خوبي بين آنها برقرار شود.آنها کمی باید اطلاعات خود را آپدیت کنند تا از تهرانی جا نمانند.هرچند گفتن این ها برای ما شاید آسان باشد،چون من تهران بودم و هیچ گاه در موقعیت آنها قرار نگرفته ام.

ضمن تبریک روز ملی سینما، حالا که نامزدهاي فيلم‌ها براي اسكار معرفي شدند. نظرتان در مورد آنها چيست؟

به نظرم «درباره الي» فيلم بسيار خوبي بود، «بی پولی» و «تردید» را هم ندیدم.

درباره سریال «عبور از پاییز» هم ...

دوست ندارم درباره آن صحبت کنم

چرا؟ چونکه فیلم مخاطب آنچنانی نداشت؟

این کار را به خاطر «مسعود شاه‌محمدي» بپذیرفتم چون آقای شاه محمدی با سابقه هستند..ببینید مردم در هنگام افطار پس از خستگی و مشغله روزانه دوست دارند کمی استراحت کنند و چون فیلم های کمدی و طنز را بهتر می پذیرند باید کارها سبک تر باشد و سوژه ها رئال تر.

از آنجایی که خودتان از بازیگران تحصیل کرده سینما هستید، تحصيلات چقدر در بازيگري تاثير دارد؟

انگار هيچ تاثيري ندارد و براي حرفه ما تجربه بهتر است و خيلي‌ها هستند كه با تجربه موفق‌تر اند و مسئله ديگر استعداد و تجربه است. شيوه آموزشي ما اشتباه است و دوره ليسانس را كسي درس مي‌دهد كه راه رفتن بلد نيست. من خودم اشتباه كردم كه اين حرفه را در دانشگاه خواندم.

سری کامل عکس های «بهناز جعفری» به زودی در گاری عکس سایت سینما روز در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت.

عکس ها: هومن ذبیحی- پیام خدابنده لو- علی وزینی

منبع: سینما روز





http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%202.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%204.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%203.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%206.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%205.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%201.jpg



لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61

لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61


 عکس ها و گزارش پشت صحنه من از فیلم مسعود کرامتی

سینما روز _ علی وزینی: اگر انتقال جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به همدان، هیچ مزیتی را نداشته اما معرفی همدان به عنوان یکی از بهترین ناطق برای فیلمبرداری از بزرگترین فواید آن بوده، بطوری که از این به بعد به جای مناطق تکراری شمال در فیلم ها کمی از دشت ها و سرزمین های سر سبز همدان را خواهیم داد.

 

امیر شهاب رضویان،علی شاه حاتمی،مسعود کرامتی و ابراهیم فروزش از جمله کسانی هستند که لوکشین فیلم خود را در همدان انتخاب کرده اند که فیلم مسعود کرامتی هم اکنون مشغول فیلبرداری است و فروزش نیز بزودی فیلم خود را در استان همدان کلید می زند.

مسعود کرامتی از برجسته ترین و خوش نام ترین فیلمسازان کودک و نوجوان، پس از 7 دوری از دغدغه اصلی خود، دوباره دست به کار شده و فیلم جدید خود به نام «ترانه کوچک من» را در ژانر کودک در روستای یلفان همدان کلید زده است و این بار از بازیگران و عوامل حرفه ای همچون «مرتضي پورصمدي» مدير فيلمبرداري که همدانی نیز می باشد برای کار خود در نظر گرفته است و موفق شده بازیگرانی که سال ها از سینما دور بوده اند را برای بازی به کار گیرد که از جمله آنها می توان مجید جعفری و تبسم هاشمی حائری اشاره نمود.

خیلی ها سریال «خانه ما» کرامتی را فراموش نکرده اند و این سریال را از بهترین سریال ها می دانند و با جود اینکه چند بار تکرار آن پخش شده همچنان قابلیت پخش مجدد را دارد.

حضور بهناز جعفری که این روزها فعالیتش در ژانر کودک بیشتر به چشم می خورد یکی دیگر از موفقیت های این فیلم به حساب می آید و از طرف دیگر بازیگران کودک حرفه ای همچون حامد زیاران با تجارب زیاد و سپهر مددی که از کودکی در کلاس های بازیگری شرکت کرده است، نقطه عطف دیگری برای فیلم جدید کرامتی است که البته حضور خود کرامتی به عنوان بازیگر فیلم نیز نباید ناگفته بماند.نکته دیگری که در خصوص بازیگران آن به چشم می خورد همگی از تحصیل کرده های سینما با درجات عالی می باشند که جمع کردنشان در یک فیلم فقط از پس استادی همچون مسعود کرامتی بر می آید.

به گفته «مسعود کرامتی» تمامی ساختمان ها و لوکشین های فیلم ساختگی هستند و برای فیلم آماده شده اند که نشان از دقت کافی او برای فیلمش است. محل فیلمبرداری نیز در حوالی روستای یلفان و سد اکباتان همدان است.

و «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد فیلم نیز مصاحبه ای را در خصوص فیلم و عوامل فیلم با سینما روز انجام می دهد و می گوید:

مدير توليد فيلم «ترانه كوچك من» گفت: فيلمبرداري از 15 شهريور ماه در روستاي يلفان شروع شده و اميدواريم بتوانيم آن را تا 15 مهر به پايان برسانيم. البته شرايط آب و هوايي نيز اهميت فراواني دارد تا پايان فيلمبرداري به تاخير نيافتد.

سعيد شهباززاده در گفت و گو با سینما روز تصريح كرد: يكي از لوكيشن‌هاي ما روستاي يلفان بود و بقيه آن را از زمين‌هاي اطراف سد انتخاب كرديم و دكور را خودمان نصب كرديم. البته بايد كل فيلم در روستا گرفته مي‌شد اما بنا به شرايط فيلم ناچار به استفاده از ساير فضاها بوديم.

وي ادامه داد: استانداري همدان شروع خيلي خوبي داشت اما خيلي ما را همراهي نكردند و در ادامه درگير كارهاي خودشان بودند. ما چون كارمان فيلمسازي است عادت كرديم گليممان را خودمان از آب بيرون بكشيم.

شهباززاده افزود: البته در هماهنگي با ادارات سفارش‌هاي استانداري به ما كمك كرده اما گله‌هايي داشتيم كه آن را به مسؤول دفتر استانداري اعلام كرده‌ام.

گفتني است كليه سكانس‌هاي اين فيلم در استان همدان فيلمبرداري مي‌شود و عوامل فیلم به شرح ذیل می باشند:كارگردان: مسعود كرامتي؛ فيلمنامه‌: داوود اميريان – بازنويسي: سعيد شاهسواري؛مدير فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي؛صدابردار: ناصر شكوهي‌نيا؛طراح صحنه و لباس: فاضل ژيان؛طراح چهره‌پردازي: الهام صالحي؛مدير توليد: محمدحسين شهباززاده؛دستيار اول و برنامه ريز: علي سميعي؛بازيگران: مسعود كرامتي، محمود جعفري، بهناز جعفري، تبسم هاشمي؛بازيگران نوجوان: سپهر مددي، حامد زياران و تهيه كننده: سعيد شاهسواري

پس از آن تصمیم می گیریم به پشت صحنه فیلم سری بزنیم و تمامی موارد فوق دست به دست هم می دهند تا دلیلی برای حضور ما را در یک روز گرم تابستانی با زبان روزه زیر آفتاب به جاده های پر پیج و خم حوالی روستای یلفان باشد.

پس از تماس های مکرر با کرامتی و چندین بار اشتباه رفتن مسیر و عبور از دست اندازهای سخت جاده بالاخره محل فیلبرداری را پیدا کردیم و حوالی ساعت یازده صبح رسیدیم اما در کمال ناباوری دیدیم که آخرین پلان فیلم در آن منطقه گرفته شد و عوامل فیلم مشغول جمع کردن وسایل و رفتن به لوکشین دیگری در حوالی سد هستند.

بازیگران این لوکشین هم بچه ها و بهناز جعفری با گریم و لباس محلی بود که ظاهراً آخرین سکانس وی در فیلم بوده است و کار وی پس از پانزده روز در همدان به پایان رسیده است و شبش قصد بازگشت به تهران را دارد.

دقایقی کوتاه گپ و گفتی را «پیام خدابنده لو» با مسعود کرامتی انجام می دهد که در ادامه می خوانید.

ساخته شدن «ترانه كوچك من» در همدان ارتباطي با ميزباني اين استان در جشنواره فيلم كودك دارد و فيلم در راستاي رونق بخشيدن به آن ساخته شده است؟

بله ديگر. در واقع توافقي است بين بنياد سينمايي فارابي و استانداري كه مي‌خواستند فيلم به جشنواره 23 هم برسد. اما سناريو معضلات زيادي داشت و بازنويسي و تصحيح آن طول كشيد. بازنويسي فيلمنامه‌اي كه سعيد شاهسواري انجام داده در چند مرحله انجام شده و فيلمنامه فعلي كه من در حال ساخت آن هستم، نهمين ورژن كار است. ما در مرحله پيش توليد فيلم بوديم كه بحث داوري من در جشنواره پيش آمد و بخشي از پيش توليد به پس از جشنواره افتاد.

فيلمنامه را فارابي و استانداري پيشنهاد دادند؟

فارابي فيلمنامه‌اي نوشته داوود اميريان را داشت كه از من خواست آن را بسازم. من فيلمنامه را خواندم. يكي از پيشنهاد اين بود كه كار در همدان باشد اما آن سناريو ربطي به همدان نداشت. ما يك سفر بازبيني داشتيم و لوكيشن يلفان و سد را پيدا كرديم و سعيد شاهسواري بر اساس لوكيشن و قرارگيري روستا در كنار سد، سناريو را تغيير داد. ضمن آنكه بسياري از سكانس‌هاي فيلم را در حين فيلمبرداري صحنه‌هاي ديگر پيدا كردم و بخشي از پيش‌توليد هنگام فيلمبرداري انجام شد.

خود شما 4 فيلم سينمايي بيشتر نساخته بوديد و فاصله زيادي بين آخرين فيلمتان و اين كار افتاد. دليل اين كم‌كاري چيست و اگر اين موقعيت پيش نمي‌آمد ممكن بود باز هم تا سال‌‌هاي سال فيلم نسازيد؟

ممكن بود نسازم و ممكن بود بسازم. شرايط توليد ما در سينماي ما اين مشكل را دارد و گرفتاري‌هايي داريم كه توليد دسته‌اي فيلم خيلي زياد است. فيلم‌هايي كه من خيلي دوست ندارم و بيشتر فيلم‌هايي كه ساخته و اكران مي‌شود همان برنامه‌هاي تلويزيوني با آدم‌هاي اندازه تلويزيون است و آمده‌اند و سينما را هم گرفته‌اند. من اينگونه فيلم ساختن را بلد نيستم و دوست هم ندارم ياد بگيرم و درگير آن نمي‌شوم. وقتي به دنبال اين باشي كه كار محبوبت را بسازي در ايران طول مي‌كشد و ممكن است اين اتفاق هيچگاه نيافتد.

بحثي در سينماي كودك و نوجوان با عنوان درباره كودك و براي كودك وجود دارد. خود شما زماني كه فيلم‌ كودك مي‌سازيد به موضوع آن توجه داريد يا كودك بودن مخاطب؟

من بيشتر به مضمون و موضوع فكر مي‌كنم و معمولا هم فيلم‌هايي كه ساخته‌ام در ذهنم بوده كه موضوعش درباره كودك و متعلق به دنياي كودك باشد. اميدوارم فيلم‌هايم مخاطب كودك و بزرگسال‌ هم داشته باشد اما در هنگام ساخت فكر نمي‌كنم كه چه كار كنم كه بچه‌ها فيلم را دوست داشته باشند و ذهنم درگير اين است كه فيلم درست از آب در بيايد.

مقايسه‌اي بين جشنواره اصفهان و همدان انجام دهيد. آيا همدان پتانسيل ميزباني دارد و اصلا تغيير ميزبان صحيح است؟

تغيير ميزبان صحيح نيست و هيچ جاي دنيا جشنواره‌اي كه حداقل داعيه بين‌المللي بودن دارد، ميزبانش را تغيير نمي‌دهد. بسياري از جشنواره‌ها با نام شهر مانده‌اند مثل كن، ونيز، برلين، لوكارنو و توكيو. اساسا تغيير شهر بد است.

هر شهري مي‌تواند پتانسيل اجراي جشنواره داشته باشد و مهم برنامه‌ريزي آن است. مگر نه تهران و اصفهان و شيراز فرقي نمي‌كند. جشنواره بايد رونق داشته باشد و معناي خود را پيدا كند و همين‌طور جذابيت ظاهري آن بسيار مهم است تا آن‌چه درون آن اتفاق مي‌افتد براي ميهمانان جذاب باشد. معتقدم اصفهان في‌ذات داراي اين ويژگي بود و ما هيچ شهري را در ايران نداريم كه از نظر بصري معماري خاص داشته باشد و در واقع به عنوان يك شهر تاريخي، خود را به چشم تماشاگر فرو كند و داراي اين ميزان آثار باستاني باشد. البته همدان هم مي‌تواند و دليلي براي نفي توانايي آن نيست.

معمولا بازيگران كودك و نوجوان در فيلم‌هاي شما بسيار خوب است كه از آن جمله مي‌توان به بازي ماني نوري در خانه ما و متين عزيز پور در روز كارنامه و كودكانه اشاره كرد و اخيرا هم كه حامد زياران بازي درخشاني در آژانس دوچرخه داشت. به نظر شما بازيگري كودك چه جايگاهي دارد و چرا اكثر آنها پس از مدتي سينما را رها مي‌كنند.

تعريف بازيگران كودك را بايد از بازيگري جدا كرد. چون بازيگر كودكي كه در چند فيلم مي‌درخشد قطعا بازيگر خوبي نخواهد بود. كودك در ارائه عكس‌العمل كه از ويژگي‌هاي بازيگري است غريزي برخورد مي‌كند و اكثرا بچه‌هايي كه فيلم اول يا دومشان است بهتر بازي مي‌كنند. چون در فيلم‌هاي بعدي چيزهاي غلطي مثل ادا و ژست ياد مي‌گيرند. بكر بودن خيلي مهم است. چون خود كودك جذاب است و خود اوست كه خاص اين نقش است و به چشم مخاطب مي‌آيد كه خوب بازي مي‌كند البته كمكش مي‌كنم تا ادا در نياورد و هرز برود و به همين دليل شايد نسبت به ساير فيلم‌ها بهتر به نظر مي‌رسد.

نكته ديگر اينكه اساسا وقتي يك بازيگر كودك انتخاب مي‌كنيم چهره و فيزيك او در دوران بلوغ دچار چنان تغييراتي مي‌شود كه كلا تصور در مورد او را از بين مي‌برد. مگر اينكه آدم خاصي باشد و توانايي بازيگري را به معني واقعي داشته باشد و برخي از بچه‌ها در بزرگسالي بازيگري را ادامه مي‌دهند اما در مورد اكثر آنها اين اتفاق نمي‌افتد.

اما ماني نوري و متين عزيزپور پيش از فيلم شما چند كار داشتند.

نه! نوري دو كار داشت و عزيزپور هم يك سريال كه آن هم هنوز پخش نشده بود.  

 

در همین لحظه یکی از عوامل کرامتی را صدا می زند و می گوید مینی بوس منتظر شماست که ما هم مجبور می شویم ادامه مصاحبه را به وقتی دیگر و مناسب موکول کنیم .اجازه حضور در لوکشین بعدی را از کرامتی می گیریم که می گوید مسئله ای نیست اما شما را در پشت سد راه نمی دهند و باید برای یک روز دیگر هماهگ کنم که شما را هم راه بدهند.

پشت ماشین عوامل به راه می افتیم و به سد می رسیم و خودمان هماهنگی را انجام می دهیم و به داخل می رویم.

عوامل فیلم در حال آماده کردن محل فیلبرداری هستند و ما همچنان منتظر برداشت! اما ظاهراً کارشان بیشتر از این حرفها طول می کشد و تا ساعت 2 منتظر شروع کار می مانیم.

حامد زیاران در کنار سپهر مددی در حال تمرین دیالوگ ها هستند و کرامتی هم در کنار «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد در حال بررسی و تماشای سد از بالای تاج سد هستند.

مرتضی پورصمدی همدانی هم در گوشه ای روی چهارپایه ای در حال صحبت کردن با دستیار کارگردان است.

خدارا شکر بالاخره کار شروع می شود و اولین سکانس آن هم صحبت بچه های فیلم با یکدیگر است. کرامتی پیش بچه ها می آید و یکسری تذکرات به آنها می دهد.پور صمدی هم دوربین خود را آماده می کند.ناگهان کرامتی بلند بر سر حامد زیاران فریاد می زند و می گوید خودت را قایم نکن و نگاهی به دوربین می اندازد و نگاهی به آسمان.ظاهراً تابش نور خورشید به ابرها باعث شده طیفی از نور روی ابرها شکل بگیرد که توجه کرامتی را جلب می کند و آن صحنه را به بقیه نشان می دهد و از دیدنش ذوق می کند.

اولین برداشت گرفته می شود اما کرامتی راضی نمی شود . دوبار تکرار می شود.دیالوگ سپهر مددی به حامد زیاران این است«کار من اینجا تمام شد،به بابات سلام برسون!» و این بار کرامتی راضی می شود.

حالا باید دوربین به پایین تپه برود و دویدن حامد به دنبال سپهر را از پایین نشان بدهد.کرامتی این بار به حامد می گوید باید پشتت به سپهر باشد و دنبالش بدوی!

اولین برداشت گرفته می شود اما چون حامد زود دیالوگش را گفته باید دوباره ضبط شود و بازهم حامد اشتباه می کند وکرامتی به وی می گوید قبل از رسیدن به سنگ شروع کن.

حامد به سپهر می گوید.آقا سیاوش ... خودت می دونی ...یک دفعه فرشته اند و دفعه بعد هیولا.

این بار کرامتی از حامد راضی می شود و دستی بر صورت حامد می کشد و به او آفرین می گوید.

سکانس 22 اولین پلانش را به این صحنه اختصاص می دهد و در ادامه روند اختلاف پسر بچه (سیاوش) با اهالی روستا را نشان می هد.

در ادامه هم مصاحبه هایی کوتاه با سپهر مددی و حامد زیاران از بازیگران کودک فیلم، در فاصله استراحت کوتاهشان انجام می دهیم.

 

«سپهر مددي» پيش از اين در مجموعه تلويزيوني «مدرسه ما» به ايفاي نقش پرداخته و از طريق كلاس‌هاي بازيگري وارد سينما شده‌است.

چطور شد كه در فيلم كرامتي بازي كردي؟

از طريق آموزشگاه معرفي شدم و پس از گذراندن تست بازيگري، براي فيلم انتخاب شدم.

سختي‌هاي فيلم چطور بود؟

من پيشنهاد را راحت قبول كردم. شايد دوري از خانواده سخت باشد اما مشكل خاصي در كار وجود ندارد. گروه تخصصي براي اين كار انتخاب شدند و همه سوابق زيادي دارند.

به عنوان تجربه اول، تطبيق با اين فضا چگونه بود؟

تنها در بحث وقت مشكل وجود داشته و همه چيز عالي پيش رفته‌است. تنها در بخش ديالوگ مشكلاتي وجود داشت.

كلاس‌هاي بازيگري تاكنون به نفعت بوده‌است؟

بله. چون همه چيز اعم از صدابرداري و فيلمبرداري را به من ياد داده‌است.

وضعيت سينماي كودك ايران چگونه بوده‌است؟

نسبت به سينماي بزرگسال‌ آن خيلي بد بوده و بايد كودكان نقش‌هاي پررنگ‌تري در كار داشته‌باشند تا بهتر شود. در جشنواره‌ها كودكان چندان به حساب نمي‌آيند. سينماي كودك ايران از جهان خيلي عقب است. عمو پورنگ چون از كودكان استفاده كرده توانسته آنها را جذب و رشد كند.

***

حامد تو چی ؟ دوست داری بازيگري را ادامه دهي؟

خيلي راغب نيستم كه آن را جدي پي‌گيري كنم و بيشتر مي‌خواهم كارگردان انيميشن شوم

خودت فكر مي‌كني چه عاملي باعث مي‌شود كه كسي كه در بازيگري موفق بوده به اين حرفه علاقمند نيست؟

چون از محيطش اصلا خوشم نمي‌آيد. در واقع محيط كار اصلا خوب نيست. اگر كارگردان انيميشن شوم ديگر براي خودم كار مي‌كنم و زير دست كسي نيستي و خودت همكارانت را انتخاب مي‌كني. متاسفانه مسائل اخلاقي هم وجود دارد

به سينماي كودك و نوجوان برسيم. خودت را كودك حساب مي‌كني يا نوجوان؟

نوجوان.

وضعيت سينماي كودك و نوجوان ايران چگونه است؟

انيميشن‌هايشان نمره زير صفر مي‌گيرد. چون در اصل در خارج از كشور، وقتي كارتون‌هاي والت ديسني را نگاه ميكنيم متوجه مي‌شويم كه كارهاي ما 70 ساله از آنها عقب هستيم و سطح كارهاي ما بسيار ضعيف است

فيلم آژانس دوچرخه پخش شد. بازخوردهاي كار چگونه بود؟

مردم خيلي استقبال كردند. حتي پيرمردها و مسن‌ها و درخواست‌ها به قدري زياد بود كه حدود 5 بار از تلويزيون پخش شد.

پيش بيني خودت از كار دوم با توجه به حضورت در فيلم اول چگونه بود؟

پيشبيني من اين بود كه حداقل فيلمبردار آژانس دوچرخه خيلي بهتر از اين و حتي در حد بچه‌هاي ابري باشد. اما متاسفانه اين‌گونه نشد.

تفاوت كار مسعود كرامتي و سيدجمال سيدحاتمي چگونه بود؟

انتظار داشتم داستاني كه خواندم به مرحله اجرا برسد. اما بسياري از قسمت‌ها را حذف كردند. مثلا انتظار داشتم پلاني كه دوست من، گوشي مادر را برمي‌دارد تا همه چيز را تقصير صادق بياندازند در فيلم باشد كه متاسفانه حذف شد. من خيلي دوست داشتم اين پلان‌ها را بگيرند كه اگر اين‌گونه مي‌شد خيلي به نفع فيلم بود

پس از آژانس دوچرخه وقفه طولاني تا فيلم سوم افتاد. چگونه شد در اين مدت كار زنده انجام دادي؟

پس از آژانس دوچرخه آقاي يوسفي پور از من درخواست كرد در ميني كليپ انسان‌هاي نخستين بازي كنم. اين كليپ را كه بازي كردم براي يك كار زنده ديگر نيز در برنامه رنگين كمان توسط يوسفي‌پور دعوت شدم. چون با آقاي جودي هم سر كار بچه‌هاي ابري حضور داشتم، به برنامه كلاه‌قرمزي هم دعوت شدم و كليپي كه در افتتاحيه جشنواره پخش شد نيز كار جودي بود

پيش آمده كه بخواهند زور بگويند يا داد بزنند؟

داد زدن كه در اين حرفه عادي است. به خصوص آنكه مثلا در آژانس دوچرخه شيطنت‌هاي زيادي هم داشتيم. در پلان زمين فوتبال ما به دنبال دروازه رفته بودم كه دنبالم مي‌كردند

اين‌طور كه قبلاً گفتي همه پيشنهادات را رد كرده بودي!

بله اكثرا را رد كرده بودم.مثل پیشنهاد ابراهیم فروزش برای بازی در فیلم زمانی برای دوست داشتن؛ اما چون از ترانه کوچک من خوشم آمد آن پيشنهاد را قبول كردم و البته قبلا در آژانس دوچرخه با آقای کرامتی آشا شده بودم.

سری کامل عکس های پشت صحنه این فیلم را به زودی در گالری عکس سایت سینما روز ببینید.

گزارش: علی وزینی

مصاحبه ها: پیام خدابنده لو

عکاس ها: علی وزینی-پیام خدابنده لو-هومن ذبیحی

منبع: سینما روز

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%206.jpg


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%205.jpg

عکس کرامتی: علی وزینی


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%2010.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%201.jpg



Image
 
Image
 
Image
Image
 
Image
 
Image
 
Image
 
Image

 

نقد من از این فیلم را در خبرگزاری قرآنی را هم همینجا بخوانید-کلیک کنید-



[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+
تکرار و بوی...مدرسه

کاش کسی یاد معلم‌ها می‌داد
اول مهری
شغل پدر‌ها را نپرسند؛
وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل‌ها را
و
افتخار به همه‌ی پدر‌ها را
یاد دانش آموزانشان نداده‌اند!

*حالا قصه‌ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد،
بماند...



راستی سری به وبلاگ این بازیگر بزنید

حامد زیاران-بازیگر فیلم ترانه کوچک من که در کلاه قرمزی 88 دیدینش

این هم آدرس وبلاگش: http://hamed-ziaran.blogfa.com/

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%2010.jpg


سلام همین طور که قول داده بودم

لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61

لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61


این هم چند تا عکس از خانم جعفری: ادامه عکس ها را در لینک بالا ببینید

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%202.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%204.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%203.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%206.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%205.jpg


این عکس پائینی از مسعود کرامتی رو هم خودم گرفتم که یادم رفت اسممو بنویسم


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%205.jpg


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%201.jpg


بالاحره یک فیلم از فیلمهای جشنواره های کودک طی این دو سال اکران شد که متاسفانه فروش فیلم خیلی نا امیدکننده بوده

البته قرار گرفتن فیلم ها در کنار فیلم های خوبی چون تردید و بی پولی و فیلم های پرفروشی چون دوخواهر و زندگی شیرین بی تاثیر نبوده

اما یک وجب از آسمان مسلما از دو فیلم دوخواهر و زندگی شیرین بهتره که پیشنهاد میشه ببینید

یک عکس هم از آرمیتا و سهند بعد از اکران این فیلم واستون می گذارم


http://img2.tinypic.info/files/bn6vynqcnfnhtgonxbqu.jpg


نقد من از این فیلم را در خبرگزاری قرآنی را هم همینجا بخوانید-کلیک کنید-




در ضمن این هم پوستر فیلم که طراحی اش خیلی وقتمو گرفت.

http://img2.tinypic.info/files/e335rvyywn2fvhdkel6e.jpg

هرگونه تشابه با پوستر هر فیلمی اتفاقی است



[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+
هیجی
همّش دلم می گیره ...
[ از ديگران چه خبر؟ ]
+
با گل آقاوکرامتی و بهناز جعفری

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%202.jpg


سلام همین طور که قول داده بودم

لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):


http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61

لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):

http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61


این هم چند تا عکس از خانم جعفری: ادامه عکس ها را در لینک بالا ببینید


http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%201.jpg

http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/behnaz%20jaefari%205.jpg



http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/tarane%20koochake%20man%205.jpg



بوي اول مهر و جاي خالي گل آقا

یادداشت آخر :

هیچ وقت برای رفتن به مدرسه دلم نگرفته و از اینکه به مدرسه دیگر نمی روم ناراحت نشدم
اما این بار به خاطر گل آقا
به خاطر روزهایی که بچه ها ... گل آقا را سر کلاس پرورشی و دینی و ریاضی و فارسی می خواندیم
دلم گرفت...
واسه کاریکاتور های وسط مجله
و به خاطر گل آقا که حالا نیست
اون موقع که مدرسه بود هم بچه ها گل آقا بود
هم شادی و هم خنده
و هم گل آقا

dastkhat9845jhfg.jpg




[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+
اولین فیلم کوتاهی که شروع...



http://img2.tinypic.info/files/e335rvyywn2fvhdkel6e.jpg


بالاخره تدوین اولین فیلم کوتاه خودم را با عنوان «درباره نیمکت...» رو تمام کردم.

کارگردان همون آقا هومن ذبیحی است

فیلمنامه خوبی دارد که زحماتش پای آقا هومن بوده وگرنه فیلم به اینجا نمی رسید

راستی هرگونه تشابه با فیلم اصفر فرهادی - درباره الی ... - تصادفی است، فکر بد نکنید حتی پوسترش

در ضمن این هم پوستر فیلم که طراحی اش خیلی وقتمو گرفت.

اسم فیلم هم با من بود البته انتخاب اسم فیلم


کارگردان-فیلمنامه-بازیگر-فیلمبردار: هومن ذبیحی

صدابردار-بازیگر-تهیه کننده:پیام خدابنده لو

بازیگر-تدوین-عکاس-- تهیه کننده: علی وزینی

فیلم: رنگی - 135 ثانیه ای

محل فیلبرداری: همدان - تابستان 1388



http://img2.tinypic.info/files/92ja9pgsl60nf8uwzsad.jpg



دوست خوبم هم دومین فیلمشو بزودی کلید می زند

فیلم کوتاه 100 ثانیه ای به نام آخرت به کارگردانی هومن ذبیحی در همدان با هنرمندی معصومه بهرامی کلید می خورد.تهیه کننده احمد آهنچی است و فیلمبردار پیام خدابنده لو می باشد.

این هم آقای کارگردان: هومن ذبیحی(بازیگر فیلم امیرشهاب رضویان)

http://img2.tinypic.info/files/qogp29quwnw1waoqxdlw.jpg

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+

-


!